معمای امنیت شغلی و تبدیل وضعیت صدها هزار نیروی شرکتی؛ تراژدی «کار یکسان، دستمزد نابرابر»؛ عبور از دالان واسطهها در سایه عدالت استخدامی
حکایت ناتمام انضباط اداری در دانشگاه علوم پزشکی زابل؛ وقتی دستورات نظارتی به بایگانی سپرده میشوند
نظارت بر عملکرد دستگاههای دولتی، بهویژه در بخش سلامت که مستقیماً با جان و رفاه شهروندان در ارتباط است، اصلیترین رکن حکمرانی خوب محسوب میشود. در همین راستا، ابلاغیه سازمان بازرسی استان به رییس دانشگاه علوم پزشکی زابل مبنی بر الزام ثبت تایمکس برای تمامی حقوقبگیران این دانشگاه، گامی رو به جلو در راستای شفافیت مالی و اداری بود. اما با گذشت چندین ماه از این ابلاغیه و تداوم پرداختهای بدون رعایت این مهم به برخی متخصصین، اکنون نشان میدهد که این دانشگاه نه تنها تمایلی به تمکین نداشته، بلکه در حال پیشبرد رویهای است که مصداق بارز مقاومت ساختاری در برابر شفافیت است.
طُرفه حکایتی از روز سینما در بلاد بی سینما
چنین آوردهاند و راویان اخبار این دیار بر آن اتفاق دارند که روزی را از میان روزهای سال برگزیدند و نامش سینما نهادند، بیآنکه کسی از ایشان بپرسد که آیا سینمایی هست که او را جشنی بایسته باشد، یا این همه، تقویمی است که باید ورق خورد تا وجدان قوم بیارامد. در این ولایت، سینما نه پیشهای است و نه هنری زنده، بلکه آیینی است فصلی، چون سوگواری ای که سالی یک بار برپا دارند و باقی سال، مرده در گوشهای خفته تا هنگامش فرارسد. و عجبتر آنکه امسال حتی این آیین به وقت خویش برگزار آمد، چنانکه گویی بزرگترین دستاورد یک سال کار فرهنگ، همانا موافقت تقویم جشن با تقویم رسمی بوده است، نه فیلمی که ساخته شد، نه جشنی که برپا گشت، نه نهادی که نفسی تازه کرد.
اتوبوسی که به مقصد نرسید!
در روزگاری که اعتماد عمومی به سختی به دست میآید و به آسانی از کف میرود، هر اظهارنظر مقامات، تعهدی است در ترازوی افکار عمومی. چندی پیش، فرهاد شهرکی، نماینده سیستان، از راهاندازی سرویس روزانه اتوبوس در مسیر زابل - زاهدان خبر داد. خبری که در دل خود، نوید گشایشی برای مردمانی داشت که جاده پرتردد زاهدان - زابل را هر روزه زیر پا میگذارند و در تنگنای کرایههای سرسامآور و کمبود وسایل نقلیه، راهی جز صبوری نداشتند.
ارزیابی چالشهای ساختاری و ضرورت توسعه اورژانس پیشبیمارستانی در نظام سلامت
در ساختار نظام سلامت، اورژانس پیشبیمارستانی به عنوان نخستین نقطه اتصال میان بیمار و زنجیره درمان، نقشی حیاتی در کاهش نرخ مرگومیر و ناتوانیهای ناشی از حوادث ایفا میکند. با این حال، تحلیل وضعیت فعلی این بخش نشان میدهد که فاصله میان استانداردهای علمی مطلوب و واقعیتهای عملیاتی، به دلیل چالشهای ساختاری و محدودیتهای منابع، بیش از پیش آشکار شده است. گذار از یک مدل امدادگری ساده به یک سیستم پیشبیمارستانی کارآمد و مبتنی بر علم، نیازمند بازنگری در ابعاد مختلف مدیریتی، اقتصادی و نیروی انسانی است.
روایتی از یک نامه و هزار سکوت
در سرزمینی که خشکسالی و کمآبی بر جان مردمانش نشسته، وقتی سخن از سدها و طرحهای آبی به میان میآید، ذهن بیدرنگ به سوی امید پرواز میکند، امید به سبزیای که شاید روزی بر این خاک تشنه بنشیند. اما گاه در پس همین طرحهای بزرگ، داستانهای کوچک و تلخی نهفته است که کمتر کسی به آنها میاندیشد. داستان پولهایی که قرار بود صرف آب و آبادانی شود، اما در مسیری پیچدرپیچ به جیبهای دیگری سرازیر شده است.
در باب اهمیت گفتوگوی رسانهها و مدیران
درج روزگاری که دیوارهای ستبر سکوت و احتیاط، میان اتاقهای مدیریت و کوچههای جامعه فاصله انداخته است، شنیدن خبری که از گفتوگویی مستقیم، چالشی و درعین حال محترمانه میان یک رسانه مستقل و مدیران دولتی حکایت دارد، نه یک رویداد معمولی رسانهای، که جریانی نمادین در سپهر مدنی یک استان است. آنچه در دیدار سردبیر پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار با عبدالسلام بلوچ زاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونانش گذشت، از قاب گزارشهای اداری بیرون زد و به سطح گفتوگویی رفت که در آن، صندلی ها به کناری نهاده شدند و پاسخگویی بر جای آن نشست.
رضایت اجتماعی یا نارضایتی زیر غبار غلیظ ریزگردهای سیستان؟
اسفندماه ۱۴۰۴، میلیونها بیننده داخلی و خارجی شاهد گفتوگوی ویژه خبری از شبکه یک سیما بودند؛ گفتوگویی که در آن رییس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان و مدیرکل حفاظت محیطزیست، در برابر افکار عمومی، وعده دادند با انجام اقدامات اجرایی، ظرف سه سال آینده معضل ریزگردهای سیستان را سامان دهند. اکنون نزدیک به شش ماه از آن وعده گذشته است؛ اما پرسش مردم ساده و روشن است: چه اقدامی در میدان انجام شده است؟
سقفِ کوتاه مدیریت؛ وقتی مدیرکل در جشنواره، نقد میکند، اما در شورای اطلاعرسانی سکوت!/ بررسی پارادوکس جریانسازی و انسداد مسیرهای حمایتی در ارشاد سیستان و بلوچستان
«مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان » در حالی در اختتامیه نهمین جشنواره مطبوعات از ضرورت جریانسازی رسانهای و پیوست رسانهای برای توسعه، سخن گفته که خود به عنوان متولی اصلی فرهنگ و رسانه در استان، در آزمون نهادسازی و اقتصاد رسانه، نمره قبولی دریافت نکرده است. وی در حالی از لزوم تخصصگرایی و دوری از سطحینگری دم میزند که خود، بانیِ یکی از سطحیترین رویکردهای مدیریتی در شورای اطلاعرسانی استان بوده است.
تأملی بر سکوت نمایندگان سیستان
در پسِ هیاهوی رسانهای و وعدههای پیاپی، آنگاه که سیلاب به چاهنیمهها راه یافت و اندکی از عطشِ دیرینهی شرب فروکش کرد، گویی پردهای از سکوت بر یکی از بنیادیترین مطالبات مردمان سیستان فرود آمد. خیالِ مدیران و نمایندگان از بابت آبِ شرب، که بیگمان حقی اولیه و اضطراری است، آسوده شد اما در همین آسودگیِ زودهنگام، موضوعِ حقابهی کشاورزی و معیشتِ دهها هزار خانوارِ سیستانی به محاق فراموشی سپرده شد.
تجلیل از خبرنگاران، از معیار تا وانمایی
روز خبرنگار بار دیگر از راه رسید و با خود، آیینهای تکریم و تجلیل را به همراه آورد. آیینهایی که در جایجای این سرزمین، از پایتخت تا دورترین استانها، برگزار شد و در آن نهادهای دولتی و حاکمیتی، گردهماییهایی ترتیب دادند و از جمعی از اهالی رسانه قدردانی کردند. اما در میان هیاهوی این مراسمها و درخشش لوحهای تقدیر، پرسشی بنیادین همچنان بیپاسخ مانده است: متر و معیار تجلیل از خبرنگاران چیست؟ آیا شاخصهای عینی و قابل دفاع برای ارجحیت دادن یک خبرنگار بر دیگری وجود دارد، یا آنکه این گزینشها بر مدار سلیقه، رابطه و مصلحت میچرخد؟













































