جشنی که پرستاران را فراموش کرد/ تریبونی که به پرستاران داده نشد
جشنی که پرستاران را فراموش کرد/ تریبونی که به پرستاران داده نشد
روز پرستار، که در تقویم رسمی کشور با میلاد حضرت زینب (س) هم‌زمان است، فرصتی برای قدردانی از کسانی است که در سخت‌ترین لحظه‌ها کنار بیماران می‌مانند؛ از اورژانس و بخش‌های بستری تا مراقبت‌های ویژه، اتاق عمل، اورژانس پیش‌بیمارستانی و شبکه بهداشت. این روز می‌تواند فرصتی باشد تا صدای پرستاران و دیگر کارکنان درمان شنیده شود و زحماتشان از حاشیه به متن بیاید.

اما شماری از حاضران در مراسم روز پرستار در شهرستان زابل می‌گویند؛ آنچه برگزار شد، با چنین انتظاری فاصله داشت. قرار بود این برنامه نشانه‌ای از قدردانی باشد؛ با این حال، به روایت شرکت‌کنندگان، برخی کاستی‌ها باعث شد گروهی از کارکنان احساس کنند در روزی که به نام آن‌هاست، دیده و شنیده نشده‌اند.

به گفته حاضران، سالن برای شمار مهمانان ظرفیت کافی نداشت؛ مسئله‌ای که با برآورد تعداد دعوت‌شدگان و انتخاب فضای متناسب، شاید قابل پیشگیری بود. پذیرایی نیز رضایت‌بخش توصیف نشد. برخی پرستاران می‌گویند در روزی که قرار بود از آن‌ها پذیرایی شود، خودشان ناچار شدند برای رسیدن به غذا دست‌به‌کار شوند.

کیفیت سیستم صوتی و میز و صندلی‌ها هم از دیگر مواردی بود که مورد انتقاد قرار گرفت. شاید هرکدام از این مسائل به‌تنهایی کوچک به نظر برسد، اما کنار هم می‌توانند این احساس را ایجاد کنند که برنامه به اندازه‌ای که شایسته مهمانانش بوده، جدی گرفته نشده است. قدرشناسی فقط در عنوان یک مراسم خلاصه نمی‌شود؛ توجه به آسایش و شأن کسانی که دعوت شده‌اند نیز بخشی از آن است.

تریبونی که به پرستاران داده نشد

بنا بر روایت شرکت‌کنندگان، در میان سخنرانی‌ها یکی دو مورد به دشواری‌ها و واقعیت‌های کار پرستاری نزدیک‌تر بود؛ اما بخش دیگری از صحبت‌ها کلی و تکراری به نظر رسید و کمتر با تجربه روزمره کارکنان درمان پیوند داشت. مهم‌تر از همه، پرستاران فرصت کافی برای بیان دیدگاه‌ها و مطالباتشان پیدا نکردند.

روز پرستار می‌توانست فرصتی باشد برای شنیدن بی‌واسطه دغدغه‌های این گروه؛ از فشار کاری و شرایط خدمت تا مسائل صنفی و مطالباتی که بر زندگی حرفه‌ای آنان اثر می‌گذارد. وقتی چنین فرصتی فراهم نمی‌شود، حتی سخنان پرشور درباره اهمیت پرستاران هم ممکن است برای حاضران فاصله‌ای میان گفته‌ها و تجربه واقعی‌شان ایجاد کند.

برنامه‌های فرهنگی مانند موسیقی و نقالی می‌توانند به شادی و صمیمیت یک جشن کمک کنند، اما جای گفت‌وگو و توجه به مخاطبان را نمی‌گیرند. برخی حاضران می‌گویند بخشی از مهمانان پیش از پایان مراسم سالن را ترک کردند و شماری از کارکنان نیز از کیفیت برنامه در برابر خانواده‌هایی که همراهشان آمده بودند، احساس شرمندگی داشتند. این برداشت‌ها شایسته شنیده‌شدن و بررسی‌اند.

برخی شرکت‌کنندگان، مراسم را با برنامه‌های دیگر معاونت‌ها و نهادها و نیز جشن‌هایی مقایسه کرده‌اند که دانشجویان، شوراهای صنفی و بسیج دانشجویی با امکانات محدود برگزار می‌کنند. به باور آنان، آن برنامه‌ها گاهی منظم‌تر و پرنشاط‌تر بوده‌اند. چنین مقایسه‌ای شاید خوشایند نباشد، اما می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه مسئله فقط میزان بودجه نیست؛ برنامه‌ریزی، شناخت مخاطب و سپردن بخشی از کار به کسانی که ایده و انگیزه دارند هم اهمیت دارد.

مسئولان، بنا بر انتظار طبیعی کارکنان، فرصت کافی برای آماده‌سازی چنین مراسمی داشته‌اند. اگر اجرای برنامه برای مجموعه دشوار بوده، می‌شد از تجربه دانشجویان و گروه‌های فعال کمک گرفت تا نتیجه به خواسته‌های شرکت‌کنندگان نزدیک‌تر باشد. هدف، سرزنش افراد نیست؛ مسئله این است که از تجربه این مراسم برای بهتر برگزار شدن برنامه‌های بعدی استفاده شود.

پرسش‌هایی که پاسخ می‌طلبد

اکنون چند پرسش روشن پیش روی برگزارکنندگان است: مسئولیت برنامه‌ریزی بر عهده کدام واحد و چه کسانی بوده است؟ هدف اصلی مراسم چه بوده و هزینه آن چقدر و از چه محلی تأمین شده است؟ اگر هدف، ایجاد نشاط و قدردانی از کارکنان بوده، نظر حاضران درباره نتیجه برنامه چیست؟ و اگر قرار بوده فرصتی برای شنیدن مطالبات پرستاران فراهم شود، چرا صدای آنان در مراسم کم‌رنگ ماند؟

این پرسش‌ها از سر خصومت نیست؛ پاسخی روشن و محترمانه می‌تواند به اعتماد کارکنان کمک کند و راه را برای جبران کاستی‌ها در برنامه‌های آینده باز بگذارد. پرستاران و دیگر کارکنان درمان منطقه سیستان انتظار دارند دانشگاه علوم پزشکی زابل و روابط عمومی آن درباره روند برگزاری و هزینه‌های مراسم توضیح دهند و پاسخ‌گوی نقدهای مطرح‌شده باشند.

قدردانی زمانی معنا پیدا می‌کند که در رفتار و برنامه‌ریزی هم دیده شود. جشنی که برای پرستاران برگزار می‌شود، باید فرصتی باشد تا آنان احساس کنند زحماتشان دیده شده و حرفشان شنیده می‌شود؛ نه اینکه ناخواسته به تجربه‌ای از بی‌توجهی تبدیل شود.

نکته تلخ این است که رئیس دانشگاه علوم پزشکی زابل نیز، از جامعه پرستاران است!