سقفِ کوتاه مدیریت؛ وقتی مدیرکل در جشنواره، نقد می‌کند، اما در شورای اطلاع‌رسانی سکوت!/ بررسی پارادوکس جریان‌سازی‌ و انسداد مسیرهای حمایتی در ارشاد سیستان و بلوچستان 
سقفِ کوتاه مدیریت؛ وقتی مدیرکل در جشنواره، نقد می‌کند، اما در شورای اطلاع‌رسانی سکوت!/ بررسی پارادوکس جریان‌سازی‌ و انسداد مسیرهای حمایتی در ارشاد سیستان و بلوچستان 
«مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان » در حالی در اختتامیه نهمین جشنواره مطبوعات از ضرورت جریان‌سازی رسانه‌ای و پیوست رسانه‌ای برای توسعه، سخن گفته که خود به عنوان متولی اصلی فرهنگ و رسانه در استان، در آزمون نهادسازی و اقتصاد رسانه، نمره قبولی دریافت نکرده‌ است. وی در حالی از لزوم تخصص‌گرایی و دوری از سطحی‌نگری دم می‌زند که خود، بانیِ یکی از سطحی‌ترین رویکردهای مدیریتی در شورای اطلاع‌رسانی استان بوده‌ است.

پارادوکس میان دعوت به جریان‌سازی و انسداد مسیرهای حمایتی

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به درستی اشاره دارد که رسانه‌ها نباید صرفاً منعکس‌کننده رویدادها باشند؛ اما وی پاسخ نمی‌دهد که با کدام پشتوانه اقتصادی و ساختار حرفه‌ای، یک رسانه می‌تواند به بازوی مطالبه‌گرِ توسعه تبدیل شود؟ وقتی در دولت گذشته، با وجود موافقت «رضا شریفی» معاونت وقت سیاسی و اجتماعی استانداری برای اختصاص اعتبار جهت توانمندسازی رسانه‌ها، این فرصت به دلیل ضعف مفرط مدیریتی در اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سوخت، چگونه می‌توان از اصحاب رسانه انتظار داشت که با دست خالی، جریان‌سازی استراتژیک کنند؟ ناتوانی در جذب و هدایت اعتباراتِ سه در هزار دستگاه‌های اجرایی و ناکامی در اختصاص واقعیِ اعابارات پیوست رسانه‌ایِ پروژه‌های کلان استان، نه یک ضعف اداری، بلکه یک سد توسعه‌ای است که توسط همین اداره‌کل ایجاد شده است.

به نظر می‌رسد که نامبرده، محتوای تمامی رسانه‌های استان را دنبال نمی‌کند که چنین ادعای ناصوابی را مطرح کرده است.

عملکرد اسفناک شورای اطلاع‌رسانی

«عبدالسلام بلوچ‌زاده» در حالی از لزوم پیگیری مستمرِ کاستی‌ها سخن می‌گوید که خروجی شورای اطلاع‌رسانی با دبیری وی در سال گذشته، تنها به دو جلسه محدود شده است؛ جلساتی که ماهیت آن‌ها نه حل مشکلات ساختاری رسانه، بلکه پرداختن به موضوعات جزئی و تشریفاتی بوده است. این عملکرد، در شرایطی که استان با بحران‌های پیچیده اجتماعی و شائبه‌های رسانه‌ای روبروست، نه تنها جریان‌ساز نیست، بلکه به معنای رها کردن عرصه رسانه در میانه طوفان است. اعضای حقیقی شورای اطلاع‌رسانی استان چه کسانی هستند؟

 از خودتان شروع کنید

نقد وی به سطحی‌شدن محتوا و فقدان تخصص‌گرایی زمانی نافذ است که رسانه‌ها دارای تحریریه باشند. تخصص‌گرایی در رسانه، محصول یک اقتصاد مطبوعاتیِ پویاست. وقتی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ تدبیری برای اقتصاد مطبوعات در شرایط سخت معیشتی و جنگ اقتصادی اتخاد نکرده است، دم زدن از تخصص‌گرایی تقلیلِ یک بحران ساختاری به یک مسئله شخصی برای خبرنگاران است. آقای بلوچ‌زاده باید پاسخ دهند که برای نهادسازی تحریریه‌ای چه گامی برداشته‌اند؟ جناب بلوچ‌زاده، چرا در قبال انتقادات رسانه‌ای، همواره سکوت می‌کند؟

اظهارات مدیرکل محترم در تالار اشراق زاهدان، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، نوعی فرار به جلو برای پوشش کارنامه ضعیف این دستگاه در حمایت از رسانه‌های استان است. مدیریت فرهنگی در سیستان و بلوچستان نیازمند تدبیر است، نه توصیه. تا زمانی که متولی فرهنگ و رسانه استان، توان چانه‌زنی برای حقوق رسانه‌ها در شورای برنامه‌ریزی را نداشته باشد و نسبت به پیوست‌های رسانه‌ایِ پروژه‌های بزرگ بی‌تفاوت بماند، سخن گفتن از جریان‌سازی قوی‌تنها عباراتی در پوسترها و بنرهای جشنواره‌ها باقی خواهد ماند.

مادامی که مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به عنوان دبیر شورای اطلاع‌رسانی، سیاستی برای پاسخ به شائبه‌های پیرامون طرح‌های توسعه‌ای اتخاذ نکرده و این شائبه‌ها، به ابزار توجیه اقدامات تروریستی بدل شده و از طرفی به جای ترویج هویت ملی، شاهد اصرار بر رویدادهای با رویکرد هویت قومی هستیم تا در تبلیغات تجزیه‌طلبان بی اثر نشود، چگونه این فرد می‌تواند منتقد عملکرد رسانه‌ها باشد؟ زمانی که متولی این حوزه در زمینه سیاست‌گذاری منفعل بوده، چگونه قرار است سطوح امنیت و توسعه ارتقا یابد؟

نقدهای عبدالسلام بلوچ‌زاده نسبت به رسانه‌ها در حالی مطرح شده، که نامبرده حتی قدرت چانه زنی برای حضور شخصیت‌هایی در حد معاون استاندار یا مدیرکل وزارتخانه را نداشته است!