روایتگر بی قرار از سنگر جنگ تا قلمرو ادبیات
روایتگر بی قرار از سنگر جنگ تا قلمرو ادبیات
از خاک گرم شمال شرق ایران تا خاکریزهای داغ جنگ و از آنجا تا پهنه بیکران ادبیات جهان، جواد افهمی مسیری پر فراز و نشیب را نه با قدم‌هایی از جنس آرامش، که با ضرباهنگ بی‌قراری یک جوینده حقیقت پیموده است. تولدش در آستانه سال نو ۱۳۴۳، پیش‌درآمدی بر زندگی‌ای شد که هرگز در گشت‌وگذار ایستا نماند.

او که نوجوانی را در آتشباز انقلاب اسلامی سپری کرد و درس و مدرسه را رها کرد تا در امواج خروشان آن زمان غرق شود، به زودی خود را در خط مقدم جبهه‌های دفاع مقدس یافت؛ تجربه‌ای که به جان‌نوشته‌ای تبدیل شد و عمق و اصالتی بی‌بدیل به رگ‌های نوشتارش دمید. اما افهمی در همان خاکریزها نیز فقط رزمنده‌ای با اسلحه نبود، چشم‌های تیزبین او در حال ثبت رنج‌ها، شجاعت‌ها و تناقض‌های آدم‌هایی بود که سال‌ها بعد، شخصیت‌های ماندگار داستان‌هایش شدند.
پس از جنگ، بی‌قراری او برای فهم و روایت، این بار به کلاس‌های دانشگاه در زاهدان کشاندش. در همان سال‌ها بود که با ورود به سینما جوانان ایران-دفتر زاهدان، جرقه‌ای دیگر در وجودش زده شد: زبان تصویر. آشنایی با اهالی هنر آن دیار و ساخت فیلم کوتاه سکوت که جایزه فیلمنامه برتر جشنواره منطقه‌ای را برایش به ارمغان آورد، نشان داد که این روایتگر، تنها به یک قلم متکی نیست، بلکه در پی بیان حقیقت از هر مسیری است.
افهمی را نمی‌توان در هیچ قالب تنگ و تک‌بعدی گنجاند. او اگرچه با تمام وجود به خاستگاه خود و خاطره جمعی نسل آشنا با آتش و خون وفادار است، اما هرگز خود را در بند جغرافیا یا یک مقطع تاریخی محدود نکرده است. حضور دو ساله‌اش در کردستان، به خلق سوران سرد انجامید، اما این فقط آغازی بود برای سفرهای پرمخاطره قلم او به گوشه‌های تاریک و پیچیده تاریخ معاصر. با جسارتی کم‌نظیر، در خورشید بر شانه راستشان می‌تابد به فعالیت‌های اشرف پهلوی می‌پردازد، در ملاقات در جنگل بلوطه ریشه‌های کودتای ۲۸ مرداد را می‌کاود، تراژدی جنگ داخلی سوریه را در دختران قبیله‌ی جنگ به تصویر می‌کشد و در سال گرگ گماشته به درون سازمان مجاهدین خلق می‌خزد.
این گسترۀ حیرت‌آور موضوعی، زمانی ارزشمندتر می‌شود که با نثری روان، دقیق و سخت متکی بر پژوهش‌های تاریخی همراه شود. همین ترکیب است که جایگاه او را به عنوان یکی از چهره‌های متمایز و اثرگذار ادبیات مستندنگارانه معاصر ایران تثبیت کرده و افتخاراتی چون جوایز جشنواره شهید غنی‌پور، جلال آل‌احمد و قلم ارتش را برایش به ارمغان آورده است. اما دایرۀ تأثیر افهمی مرزهای ایران را درنوردیده است. ترجمه آثارش به زبان انگلیسی و انتشار آنها توسط ناشران معتبر در نیویورک و لندن، گواهی است بر جهان‌شمول بودن پرسش‌های او و توانایی قصه‌هایش برای ایجاد گفت‌وگو با ذهن و قلب مخاطبان جهانی.
از رمان‌های تاریخی سنگین تا مجموعه داستان‌های اجتماعی تیزبینانه‌ای مانند تاکسی سمند که زندگی روزمره را با نگاهی نقادانه می‌کاود، افهمی در هر اثرش همچون مورخی دقیق و قصه‌گویی چیره‌دست عمل می‌کند. هنر او در ایجاد تنشی سازنده و جذاب میان واقعیتِ سخت و تخیلِ نرم است، به گونه‌ای که خواننده نه با متنی خشک تاریخی، که با جهانی زنده و پرسش‌برانگیز مواجه می‌شود. جواد افهمی را شاید بتوان روایتگر بی‌قرار آن لحظات حساسی دانست که تاریخ را می‌سازند یا می‌شکنند. نویسنده‌ای که با هر کتاب، نه تنها دریچه‌ای تازه به روی مخاطب می‌گشاید، بلکه قطعه‌ای از یک پازل پیچیده را جا می‌اندازد و او را ناخودآگاه به تفکر و جست‌وجوی بیشتر فرامی‌خواند.