وقتی صداى سیستان در رسانهٔ ملی تحریف میشود
هنر متعالی، آیینهی تمامنمای شکوه و عظمت فرهنگی یک تمدن است؛ آیینهای که باید برترین و اصیلترین جلوههای یک سرزمین را با تمامی ظرافتها و پیچیدگیهایش نمایان سازد، نه آنکه با ناآگاهی و سهلانگاری، دستمایهی تحریف و ابتذال گردد.
تحلیلی بر ارزیابی کارایی دیوارهای بادشکن در کنترل فرسایش بادی و ریزگرد در بستر دریاچه هامون
بحران زیستمحیطی ناشی از خشک شدن دریاچه بینالمللی هامون، منجر به تبدیل بستر آن به یکی از کانونهای اصلی تولید ریزگرد در جنوب شرق ایران شده است. برای حل این معضل، طرح احداث دیوارهای بادشکن گلی به عنوان یک راهکار مهندسی برای کاهش سرعت باد و مهار ریزگرد از سوی منابع طبیعی ارائه و در حال اجراست. این مقاله به ارزیابی جامع کارایی این سازهها بر اساس اصول پایهای هواشناسی، دینامیک سیالات محیطی، مهندسی ژئوتکنیک و ژئومورفولوژی میپردازد.
بررسی تطبیقی مفهوم «بلوچ» در شاهنامه فردوسی و تاریخ مهاجرت قوم بلوچ به فلات ایران
این مقاله به بررسی ریشههای واژه «کوچ و بلوچ» در شاهنامه فردوسی و مقایسه آن با هویت قوم بلوچ امروزی میپردازد. با استناد به منابع شاهنامهشناسی معتبر، تاریخنگاری اسلامی و پژوهشهای مدرن، نشان داده میشود که کاربرد این واژه در اثر حماسی فردوسی، صرفاً بازتابی از یک جغرافیای اساطیری و توصیف اقوام بیابانگرد حاشیهٔ ایران باستان است و هیچ ارتباط قومنگارانهای با قوم ایرانیتبار بلوچ در دورههای پس از اسلام ندارد.
پیکر شکستهی فیلمسازی در سایهسار نگاههای کوتهبینانه
در گسترهی فرهنگی سیستان و بلوچستان، جایی که تاریخ در رگهای زمین جاریست، سینما ـ این حماسهی تصویری زنده ـ در چنبرهی نگرشی نارسا و مدیریتی ناکارآمد به نفسهای آخر افتاده است. آنچه بر پیکر نیمهجان این هنر هفتم میگذرد، روایتی است از درکی وارونه و سنجشی ناهمگون که چون خاری در چشم هنرمندان دلسوخته فرو رفته است.
طرح رزاق؛ سکوتِ سنگین پس از وعدهای گُنگ
در دومین مجلسِ مطبوعاتی، آنگاه که سایههای ابهام بر سرِ طرح موسوم به "رزاق" – فروشِ سوختِ مازادی که گویا از نیازِ جایگاهها سرریز کرده بود – سنگینی میکرد، استاندارِ سیستان و بلوچستان، منصور بیجار، در برابر پرسشِ سردبیرِ دیارِ عیار، پاسخی داد که چون نسیمِ امیدی در فضای خفقانآلودِ بیاطلاعی وزید. وعدهای قطعی: "طی دو هفته آینده گزارشی شفاف و جامع در اختیار رسانهها و مردم قرار خواهد گرفت." این کلام، چون فرمانی رسمی، بر تارکِ آن نشست نقش بست و انتظاری را بنیان نهاد.
سرنوشت مبهم بودجههای فرهنگی در سایهی بیعملی و عدم شفافیت
بودجههای حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که هرساله با شعار توسعهی فرهنگ و هنر به استانها، از جمله دیار محروم سیستان و بلوچستان، تزریق میشود، سرنوشتی غریب و پرسشبرانگیز یافته است. بودجههایی که گویی در گرداب بیثمری و بیهدفی غرق شدهاند، بیآنکه ردّی از دستاوردی فرهنگی یا هنری برای این خطه بر جای نهند. این اعتبارات ارزشمند، که میبایست شریان حیات بخش جریانهای اصیل فرهنگی باشد، یا به کام ادارات دولتی دیگر سرازیر میشود که خود دارای ردیف بودجهای مستقل هستند، یا در کام افرادی فرومیرود که هیچ پیوندی با عرصهی فرهنگ و هنر ندارند.
نبرد قانون یا نزاع قدرت؟
روزنامه کیهان با استناد به اصولی از قانون اساسی و قانون وظایف رئیس قوه قضائیه، استرداد لایحه موسوم به صیانت۲ توسط دولت را عملی مخالف با تکلیف قانونی و ناممکن خوانده و از مجلس خواسته از بازپسدادن آن سرباز زند. اما آیا این ادعا بر سنگ بنای استوار حقوقی ایستاده یا بر رملهای تفسیرهای گزینشی؟ تحلیل این پرونده، پردهبرداری از تقابل نهادهای قدرت در شرایط کنونی ایران است.
گره کور هامون؛ شبکهای که خود را از نفس خلاقیت محروم کرد
همانطور که در سینما، کارگردان مغز متفکر و رهبر بیبدیل تیم است، در تلویزیون این بارِ سنگین رهبری و موتور محرکه خلاقیت بر دوش تهیهکننده قرار دارد. شبکه هامون، بهعنوان صدای محلی سیستان و بلوچستان، از نخستین روزهای تأسیس تا امروز، با چالشی عمیق و دوگانه دستوپنجه نرم کرده است؛ معضل تهیهکننده خلاق و بحران خلاقیت.
جشنوارۀ منطقهای فیلم کوتاه و آیینه شکستۀ سینمای سیستان و بلوچستان
جشنوارههای منطقهای فیلم کوتاه، پس از طلوعگاهِ جشنوارهی ملی تهران، چونان کوچههای نورانی و امیدبخشی هستند که فرصت درخشش را پیش پای فیلمسازان جوان داستانی، مستند و پویانمایی میگسترانند. این آوردگاههای هنری، نه تنها عرصهی رقابت و رخنمایی آفرینشهای سینمایی است، بلکه فرصتی بیبدیل برای استان میزبان فراهم میآورد تا با دستانی گشاده و دلی پر از مهماننوازی، گنجینههای فرهنگی و ظرفیتهای بیبدیل خویش را به دیدار هنرمندان همسایه و دورتر بنشاند. والاترین موهبت این گردهماییها، گشودن دروازهی مستقیم راهیابی آثار برجسته به جشنوارهی فیلم کوتاه تهران و هماوردی با برترینهای سرزمین است.
مبارزان بلوچ یا قاتلانی بی رحم؟!
در گسترهی پرتلاطم جغرافیای انسانی، گاه گروههایی سر برمیآورند که در پوشش مبارزه و دادخواهی، جامهای از تقدس بر تن خویش میپوشانند. «جیش العدل»، این پدیدهی برخاسته از خاکسترهای گروهک ریگی، کوشید تا راهی متفاوت از پیشینیان خویش بپیماید. آنان با دقتی حسابشده، نظامیان را نشانه رفتند و با بهرهگیری ماهرانه از سازوکارهای رسانهای، کوشیدند تا در آینهی افکار عمومی و در میان اپوزیسیون پراکنده در فراسوی مرزها، تصویری از «مبارزان بلوچ» را حک کنند؛ نقابی فریبنده بر چهرهای که ماهیتی دیگر در سایه پنهان داشت.































