ضرورت گذار از رکود اداری به پویایی مدیریتی در سیستان و بلوچستان
سیستان و بلوچستان این روزها در حالی سودای توسعه و پویایی در سر میپروراند که سایهی سنگین مدیران ناکارآمد، بیبرنامه و کمحوصله، به سدی مستحکم در برابر تحول تبدیل شده است. این وضعیت که ترکیبی از میراث مدیریتی دولتهای گذشته و برخی انتصابات چالشبرانگیز در دوره کنونی است، تحت لوای مفاهیمی چون وفاق ملی تداوم یافته و فضای اداری استان را دچار نوعی سکون و دلمردگی کرده است. بسیاری از این انتصابات، یا حاصل فشارهای وزارتخانهای بودهاند، یا برآمده از مشاورههای نادرست و یا تحمیلهای اطرافیان. وضعیتی که اکنون انتظارات از استاندار، را برای عبور از این بنبست و بازگرداندن شور و نشاط به بدنه اداری به اوج رسانده است.
واکاوی سخنان استاندار در شورای اداری در باب مدیران
استاندار سیستان و بلوچستان در نخستین جلسه شورای اداری سال جدید، برای چندمین بار، مدیرانی را که نه با رسانهها و مردم در ارتباط اند و نه نسبت به علائم حیاتی دستگاههای اداری اهتمام دارند، با تهدید به برکناری و پیگیری قضایی بابت ترک فعل مواجه کرد. این هشدارها اما برای بسیاری از ناظران تازگی ندارد، چراکه تهدید به برخورد با مدیران کمتحرک و بیپاسخ، پیشتر هم در ابتدای نشستن بر کرسی استانداری مطرح شده بود، با این تفاوت که آن زمان استاندار، به مدیران فرصت ارائه برنامه داد و سپس در زمانی محدود، به اجرای برنامهها فرجه داد.
تصویربرداری فیلم کوتاه «خودکشی نوازنده سنتی» به پایان رسید/ اثر در مرحله تدوین نهایی
تصویربرداری فیلم کوتاه «خودکشی نوازنده سنتی» به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی مشترک سلطانعلی عابدی و محمدمهدی عابدی در زاهدان به پایان رسید و این اثر هماکنون در مرحله تدوین نهایی قرار دارد. رضا خدادادبیگی، بازیگر نامآشنای سیستان و بلوچستان، نقش اصلی این فیلم کوتاه را ایفا میکند.
چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت
در سپیده دم حیاتِ دوبارهی ایران، زمانی که طلوع هویت ملی در محاق تهاجم فرهنگی خزنده میگرفت، بانگ یعقوب لیث صفار چون ندایی رهاییبخش از خاک سیستان برخاست: چیزی که من در نیابم چرا باید بگویید؟ این پرسش ساده و آتشین که شاعر عربزبان دربارش را از گفتن شعری به زبانی بیگانه بازداشت، تنها یک امر شاعرانه نبود، فرمانی تاریخی بود که مسیر سرنوشت فرهنگی یک تمدن را دگرگون ساخت.
پلاتوی شفافیت، سکوی بیپاسخ
پروژههای فرهنگی، آیینهی تمامنمای تدبیر و درایت مدیریت یک جامعه هستند، اما گاه این آیینه، آنچنان غبار میگیرد که نه تنها تصویری روشن بازنمیتاباند، که خود به صحنهای برای نمایش کاستیها تبدیل میشود. ماجرای پلاتوی در حال ساخت زابل، از یک نگرانی فنی متعارف فراتر رفته و به نمادی گویا از بحرانی چند بُعدی بدل گشته است. بحرانی که ریشه در مدیریت منزوی، ارتباطات آسیبدیده و شکافی عمیق بین شعار و عمل دارد. این رویداد، دیگر صرفاً دربارهی استاندارد نبودن یک سازه نیست، بلکه آزمونی است برای سنجش ظرفیت نهادهای فرهنگی در تحمل نقد، پایبندی به شفافیت و تعامل سالم با جامعهی هنری و رسانهای.
دریاچه هامون و اسطوره زایش مهر در بلندای شب چله در سرزمین انتظارها
در گستره اساطیر کهن ایران، آنجا که جغرافیا با جان اسطوره درمیآمیزد و خاک رازآلود سرزمین، نگارنده حماسههای کیهانی میشود، سیستان و دریاچه هامون به مثابه گهوارهای مقدس ظهور میکنند. این خطه تنها یک عرصه جغرافیایی نیست، بلکه صحنهای است که در آن، بزرگترین نبرد هستی یعنی نبرد نور و تاریکی نخستین جرقههای زایش را تجربه میکند.
افقهای مغفول در برنامهریزی فرهنگی در سیستان و بلوچستان
سیستان و بلوچستان همواره نقشی تعیینکننده در پیکرهی هویت ملی ایفا نموده است. با این وجود به رغم برخورداری از مؤلفههای غنابخش فرهنگی و سرمایههای انسانی مستعد، این خطه در مسیر نیل به توسعهی فرهنگی همگام و همهجانبه، با چالشهایی ریشهدار مواجه است که بیتردید بخشی از آن، نشأتگرفته از نقایص ساختاری در فرآیند برنامهریزی، تخصیص بودجه و تعیین اولویتهای اجرایی است.
فرهنگ و ارشاد سیستان وبلوچستان، سکوتش را شکست/ از وعده نشست خبری، استقبال میکنیم
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان، چنان در سکوت مُتقِـن فرو رفته که گویی هنگام ارادهی شکستن این خاموشی، راه و روش آن را نیز از یاد برده است. روابط عمومی این نهاد، متنی را در پاسخ به یادداشت اعتراضی اینجانب، در پیام رسان سروش ارسال کرد و من نیز با آغوشی باز از انتشار آن استقبال نمودم، اما برای رعایت تشریفات حقوقی، از فرستنده خواستم تا پاسخ را در قالب نامهای رسمی و با امضای مدیر دستگاه ارسال نماید. پس از ساعاتی، متن ارسالی در فضای مجازی منتشر شد و لازم دیدم به برخی نکات مندرج در آن، پاسخ گویم.
سیستان در دام تمرکزگرایی و سهم خواهی
سخنان تازه آیتالله محامی، امام جمعه زاهدان، درباره ناکامی مدیران بومی در گشودن گرههای معیشتی سیستان، پرده از حقیقتی تلخ برداشت که سالهاست در سکوت فرو خورده شده است. این سخنان فارغ از هر داوری، دریچهای است به سوی واقعیتی که نه تنها سیستان، بلکه بسیاری از کرانههای این سرزمین را در چنگال خود اسیر کرده است. حقیقتی که وقتی نه مدیران غیربومی توانستهاند دردی از این دیار بکاهند و نه مدیران بومی، ناگزیر باید به ژرفای معضلی نگریست که ریشههایش در لایههای عمیقتر ساختار اداری و سیاسی کشور نهفته است.
پارادوکسِ گفتمانِ مدنی در حاشیۀ میهن
در سیاستِ ایران، آنگاه که مقامی بلندپایه از شنیدنِ صداهای حذفشده سخن میراند، امیدی تلخ در دلِ جامعۀ مدنیِ نوپا میدمد، امیدی که به تجربه، خود بخشی از همان تراژدیِ تکراریِ حذف است. سفرِ نورالدین آهی، معاونِ تشکلها و احزاب، به سیستان و بلوچستان و تأکیدش بر انتقالِ بیواسطۀ صدایِ مردم به مرکز، وعدهای است که در عمل، از مجرای همان صافیهای قدرتِ استانی میگذرد که نامِ منتقدان را از فهرست میزداید و مجالِ سخن را به بهانهای اندک میرباید.

































