پیوندهای خطرناک و آیندهٔ اعتراضات مدنی
پیوندهای خطرناک و آیندهٔ اعتراضات مدنی
حادثهٔ ترور مامور پاسگاه شهردراز توسط گروهک موسوم به جیش العدل، فارغ از جنبهٔ دلخراش و محکومیت شدید آن، حامل پیام‌هایی نگران‌کننده و چندلایه است. ضاربان با اعلام اینکه این عمل تلافی آنچه در ایلام گذشته و پیوندی با اعتراضات سراسری است، در حالی دست به این اقدام زده‌اند که ماهیت اعتراضات در چند هفته اخیر عمدتاً مدنی و مسالمت‌آمیز بوده و هیچ‌یک از جریان‌های مؤثر در آن، مبارزهٔ مسلحانه را تبلیغ یا تأیید نکرده‌اند.

این ادعای پیوند، چه واقعی باشد و چه تاکتیکی، تلاشی برای تغییر ماهیت و جهت اعتراضات و کشاندن آن به عرصه‌ای است که می‌تواند عواقبی ویرانگر برای کشور و به ویژه برای مردم معترض داشته باشد.

نکتهٔ حائز اهمیت، زمینه‌های ایدئولوژیک و تاریخی برخی گروه‌های فعال در منطقه است. به عنوان نمونه، جزوهٔ مسألهٔ بلوچستان که پیشتر در صفوف نماز عید قربان اهل سنت زاهدان، توزیع شده بود، آشکارا خواستار تجزیه‌طلبی و تشکیل کشور مستقل بلوچستان از طریق ناامنی و در نهایت مبارزهٔ مسلحانه است. این گروهک‌ها، با وجود ادعای اخیر دربارهٔ ملت بلوچ و پرچم‌سازی، در اساسنامه‌های خود هدفی جز تجزیهٔ خاک ایران ندارند. حال پرسش اینجاست که آیا این تغییر موضع موقت و تاکتیکی برای جلب همدلی افکار عمومی ناآگاه از گذشتهٔ آن‌هاست؟ یا تحولی ایدئولوژیک رخ داده است؟ در هر دو صورت، پیوند زدن خشونت تروریستی با جنبش اعتراضی مردمی که خواسته‌های اقتصادی و اجتماعی دارد، اقدامی خطرناک و غیرقابل قبول است.

اعتراضات سراسری اخیر، ریشه در نارضایتی‌های عمیق معیشتی و اجتماعی دارد. مردم با فریادهای خود در خیابان‌ها و با ابزارهایی چون اعتصاب و تجمع‌های مسالمت‌آمیز، خواستار بهبود شرایط زندگی هستند. حتی آن دسته از معترضان که شعارهایی با مضامین سیاسی سر داده یا به انسداد معابر دست زده‌اند، تاکنون مرزی روشن با خشونت مسلحانه حفظ کرده‌اند. در این میان، ضروری است که تمامی جریان‌ها و شخصیت‌های مرتبط با فضای اعتراض، از جمله شخصیتی مانند رضا پهلوی که بخشی از معترضان داخلی و خارجی را نمایندگی می‌کند، موضعی شفاف و بدون ابهام در محکومیت این گونه اقدامات تروریستی اتخاذ کنند. سکوت یا تلویح تأیید، تنها به مشروعیت‌زدایی از اعتراضات مدنی و تقویت گفتمان امنیتی می‌انجامد.

واقعیت آن است که جامعهٔ ایران زیر فشارهای اقتصادی فراوانی قرار دارد و گسترش ناامنی و درگیری‌های مسلحانه، بیش از هر کس به مردم عادی آسیب خواهد زد. ورود اعتراضات به فاز خشونت مسلحانه، ناگزیر منجر به حضور پررنگ‌تر نیروهای نظامی و امنیتی در صحنه شده و فضای تنفسی برای فعالیت‌های مدنی مسالمت‌آمیز را تنگ‌تر خواهد کرد. در چنین شرایطی، مردم معترض که خواستار اصلاحات هستند، نخستین قربانیان این تشدید خشونت خواهند بود.

لازم است همهٔ طرف‌های درگیر در فضای عمومی ایران، از دولت و نهادهای امنیتی تا فعالان مدنی و رهبران فکری معترضان، نسبت به این خطر هوشیار باشند. گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب با سوءاستفاده از فضای ملتهب اجتماعی، در پی تحمیل منطق خود بر جنبشی هستند که ذاتاً با آن‌ها بیگانه است. آیندهٔ اعتراضات مدنی و امکان تحقق خواسته‌های بر حق مردم، در گرو حفظ ماهیت مسالمت‌آمیز آن و طرد قاطعانهٔ هرگونه خشونت و افراطی‌گری است.

سلطانعلی عابدی