پایان سال ۱۴۰۳ نیز شاهد تکرار این سنت ناخوشایند بود. وزارتخانه، بیم عودت بودجه، با شتابی وصفناپذیر و در سکوت، با عقد قرارداد با معدود موسساتی که همواره در زیر سایهی وثوق این اداره کل، سهمی از خوان نعمت بردهاند، مبالغ را از حساب خارج ساخت. با این حال، ماهها پس از این اقدام عاجل، هنوز هیچ اقدام ملموس فرهنگی در قامت این بودجهها متبلور نشده است. نگرانی عمیقی وجود دارد که این موسسات، با توسل به اسنادسازی و ارائهی گزارشهایی صوری و فریبنده، بار دیگر از زیر بار مسئولیت اجرای طرحهای واقعی فرهنگی شانه خالی کنند.
در آغاز مدیریت جناب بلوچزاده، مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، نویدی از تغییر به گوش رسید. فراخوانی به موسسات داده شد و ظاهراً قرار بر این نهاده شد که تخصیص بودجه، بر اساس شایستگی محتوایی طرحها و در پرتو ارزیابیای شفاف صورت پذیرد. دریغا که این نوید بهاری، به زودی در یخبندان رویههای کهنه محو شد و قراردادها، بار دیگر و به شکلی غیرقابل توجیه، با همان حلقهی محدود و همیشگی موسسات منعقد گردید. زمانی که صدای اعتراض دلسوزان، از جمله نگارنده، بر ضد این ویژهسپاری مشکوک بلند شد، توجیهی ارائه گردید مبنی بر ضرورت این اقدام شتابزده برای جلوگیری از برگشت بودجه! وعده داده شد که طرحها در آیندهای نزدیک در شورایی کارشناسی مورد بررسی قرار خواهند گرفت و طرحهای برگزیده، حتی اگر از مجرای همین موسسات، پشتیبانی مالی دریافت خواهند کرد. این سخن، هرچند در ظاهر معقول مینمود، در عمل در ورطهی فراموشی و بیعملی مطلق فروغلتید. نه شورایی تشکیل شد، نه طرحی به دقت مورد واکاوی قرار گرفت و نه وعدهی شفافیت، که بارها توسط جناب مدیرکل در ملاقاتهای خصوصی و عمومی با هنرمندان و اصحاب رسانه تکرار شده بود، محقق گردید. وعدهای که بر زمین ماند و اعتماد نوپدید میان مدیرکل و جامعهی فرهیختهی فرهنگ، هنر و رسانهی استان را در همان سال نخست مدیریت، به بنبست کشاند. قاعدتاً این طرحهای حمایتشده میبایست در سال مالی جاری به بار مینشستند، اما اکنون در میانهی تیرماه، سکوت مرگباری بر گزارشها، چه رسمی و چه غیررسمی، حاکم است. این ابهام و فقدان شفافیت، این گمان تلخ را در اذهان زنده میکند که شاید جناب بلوچزاده نیز، راه مدیران پیشین را در پیش گرفتهاند و قصد پاسخگویی به مطالبهی بهحق اهالی فرهنگ و رسانه را ندارند و آنچه در خلوت گفتهاند، جز سخنان نسنجیده نبوده است.
مدیریت فرهنگ و هنر در استانی که از رکود و تعطیلی رنج میبرد، بیش از هر چیز به جسارت، اقتدار و نظارت مستقیم نیازمند است. جناب بلوچزاده با سپردن اختیارات گسترده به معاونین خود، شاید در پی ایجاد فضایی برای تصمیمگیریهای بهینه بودهاند. اما هنگامی که این معاونین، نه آشنایی کافی با پیچیدگیهای ساختار اداری دارند و نه دغدغهای اصیل برای فرهنگ، هنر و هنرمندان در دل میپرورانند، نتیجه چیزی جز تداوم همان مسیر تاریک و ناکارآمد گذشته نخواهد بود. بیتردید جناب بلوچزاده انسانی محترم و با حشمت هستند، لیکن برای احیای فرهنگ و هنر این خطه، صِرفِ حرمت کافی نیست. ورود مقتدرانهی ایشان در هنگامهی کمکاری کارکنان و معاونین، و شکستن بنبستهای عمدی یا سهوی، امری حیاتی است. متأسفانه، چیرگی معاونین فرهنگ و ارشاد استان در ایجاد ظواهر قانونی برای قراردادها با موسسات خاص، چنان است که دستگاههای ناظر استانی را عملاً در بنبست قرار داده است. در چنین شرایطی، ضرورتی اجتنابناپذیر پدیدار میشود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شخص وزیر محترم، به عنوان حامی اصلی مدیرکل استانی، میبایست با قوت تمام به این معضل ورود کنند و گزارشهایی عینی، تصویری و ملموس از وضعیت فرهنگ و هنر استان، به ویژه در خصوص نحوهی هزینهکرد و خروجی این بودجههای کلان توسعهای، تهیه نمایند تا عملکرد یکسالهی مدیریت استانی در بوتهی نقدی شفاف قرار گیرد.
تخصیص بودجههای ویژهی توسعهای به استانی مانند سیستان و بلوچستان، با آن انبوه مشکلات فرهنگی، امنیتی و اجتماعیِ عمیقاً مرتبط با مقولهی فرهنگ، انتظاراتی فراتر از کارهای معمول و فرمایشی ایجاد میکند. انتظار میرود این منابع گرانبها، هدفمند و هوشمندانه هزینه شود تا خروجیهایی عیان و اثرگذار داشته باشد. بزرگداشتهای تکراری شاعران یا شخصیتها، هرچند محترم، نمیتواند پاسخگوی این انتظارات در قبال بودجهای مستقل با مأموریت توسعهی فرهنگی باشد. استان در موقعیتی حساس به سر میبرد؛ عدهای در آن سوی مرزها، آوای تجزیهطلبی سر دادهاند و توانستهاند حمایتهایی، هرچند اندک، از جوانانی پرشور و کمتجربه در داخل جلب کنند و در فضای مجازی به دنبال یارگیری هستند. پرسش اینجاست: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، در راستای خنثیسازی این جریانها و تقویت هویت ملی و غرور بومیِ جوانان بلوچ، چه اقدامات ملموسی انجام داده است؟ چرا حاضر نیست از این بودجهها برای حمایت از پژوهشهای ژرف و چاپ کتابهایی در تاریخ پرافتخار بلوچستان، اسطورههای حماسی آن و نگاه ملیگرایانهی ریشهدارشان استفاده کند؟ کتابهایی که به جوانان بلوچ نشان دهد آنان از دیرباز سربلند و افتخارآفرین در دامان ایران زیستهاند و همواره ایرانی خواهند ماند، و اسطورهها و قهرمانانشان همواره در راه وطن جانفشانی کردهاند. سکوت مدیرکل فرهنگ و ارشاد و استاندار محترم در قبال این نیاز مبرم و حیاتی، پرسشها و شبهات عمیقی را برمیانگیزد. آیا آنان از حساسیت فوقالعادهی وضعیت استان غافلند، یا عامدانه بودجهها را به سمت موضوعات کماهمیت و روزمره سوق میدهند تا چرخ فرهنگ استان، همچنان با همان روند کسالتبار و بیثمر گذشته بچرخد؟ این نقد، تنها گوشهای از مشکلات بخش فرهنگی بود و وادی بخش هنری این اداره کل، خود داستان بغرنج دیگری است که مجالی مستقل میطلبد.
سلطانعلی عابدی








