اما پرسشی ژرف و بایسته در این برهه سر برمیآورد؛ آیا برگزاری جشنوارهای منطقهای در دیماه سال جاری در زاهدان، با نگریستن به شرایط کنونی سینمای سیستان و بلوچستان و انجمن سینمای جوانان این دیار، حاصلی در خور برای استان به ارمغان خواهد آورد؟
نگارنده، با درنگی اندیشمندانه بر اوضاع کنونی تولید فیلم در این خطه و کارکرد انجمن سینمای جوانان ایران – دفتر زاهدان، بر آن است تا پیامدهای محتمل این میزبانی را واکاوی کند.
فروغی کمرنگ در آسمان تولید: سالیان اخیر شاهد افول چشمگیر و نگرانکنندهی تولیدات جدی فیلم کوتاه در سه قلمرو داستانی، پویانمایی و مستند بودهاست. آنچه نیز پا به عرصهی وجود نهاده، چندان با معیارهای شایسته و بایسته همسو نبوده است. سازوکار جذب بودجه از طریق شورای طرحها (پیچینگ) انجمن سینمای جوانان، که میبایست پشتیبان فیلمسازان شهرستانی باشد، تنها در سال گذشته یک بار به بار نشست و حاصل آن، جز یکی دو اثر قابل اعتنا، دیگر تولیدات فاقد آن ارزش هنری لازم برای ایستادگی در میدان رقابت بودند. حمایتهای ادارهی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نیز، به نظر میرسد بودجههای حمایتی خویش را بیشتر معطوف به نهادهایی چون صدا و سیما و حوزهی هنری نمودهاست؛ آثاری که از این مجاری زاده میشوند، اغلب فاقد آن مولفههای ضروری برای حضور در جشنوارههای منطقهایاند. حتا حمایت این ادارهی کل از چهار مستند با محوریت مفاخر استان، به دلیل ماهیت سفارشیشان، شانس چندانی برای راهیابی به بخش مسابقه در جشنوارهها و دیده شدن ندارند.
فرصتی تباه شده در پیش رو:
حال، اگر بنا بر توافقها، جشنواره در دیماه امسال در زاهدان برپا گردد، عملاً تنها سه ماه برای زایش تولیدات جدید فراروی فیلمسازان است. اما با نگاهی به ساختار معیوب اداری و فرهنگی ادارهی ارشاد استان، بیتوجهی آشکار این نهاد نسبت به پیچیدگیهای هنر فیلمسازی، و تصمیمگیریهای نادرست و مصلحتجویانهی آن، پیشبینی نگارنده این است که این تولیدات عجولانه نیز سرانجامی جز ناکامی نخواهند داشت.
میزبانی در سایهی ناتوانی رقابتی:
با توجه به حداقلی بودن تولیدات فیلم در استان، شانس حضور چشمگیر و رقابتجویانهی آثار سیستان و بلوچستان در همین جشنوارهی منطقهای که میزبانش خواهیم بود، به شدت ناچیز است. مگر آنکه صرفاً به پاس حق میزبانی، به آثاری ضعیف مجوز حضور در بخش مسابقه داده شود و برای حفظ ظاهر، به یکی از معدود آثار نسبتاً قویتر، یکی از جوایز اصلی یا فرعی اهدا گردد. چنین رویکردی نه تنها افتخاری به همراه ندارد، که میتواند به حیثیت هنری استان آسیب زند.
وحدتی گسسته در آستانهی میزبانی: حال که در عرصهی جوایز امید چندانی متصور نیست، تنها فرصت باقیمانده، بهرهمندی از مزیت میزبانی است. در این زمینه نیز افسوس که شرایط چندان مساعد نیست. هرچند سیستان و بلوچستان در گذشتهای نه چندان دور، میزبانی گرم و خاطرهانگیز برای فیلمسازان استانهای دیگر در جشنوارههای منطقهای بوده و نامی نیک از خود برجای نهاده، اما انجمن سینمای جوان زاهدان امروز بر خلاف آن سالهای درخشان، به دلایلی از جمله تعارض منافع میان اعضای کهنهکار، در وضعیتی شکننده و فاقد وحدت و همبستگی لازم به سر میبرد. این تفرقه و نابسامانی داخلی، توان برنامهریزی منسجم و اجرای باشکوه یک رویداد مهم فرهنگی را به شدت زیر سوال میبرد.
پرسش بنیادین و پیشنهادی خردمندانه: پس باید از هماکنون تا زمان برگزاری جشنواره، دغدغهمند بود و پرسید: آیا شایسته است میلیاردها تومان بودجهی عمومی صرف برگزاری جشنوارهای گردد که سود حقیقی آن برای استان و فیلمسازانش در نهایت، حداقلی و نمادین است؟
با درنگ بر این شرایط اسفبار و نگرانکننده، پیشنهاد خردمندانه و مسئولانهی نگارنده این است: شایستهتر آن است که امسال، بار میزبانی این جشنوارهی منطقهای بر دوش استان دیگری نهاده شود.
این فرصت یکساله میتواند فرصتی طلایی باشد برای سیستان و بلوچستان تا با آسیبشناسی عمیق، چارهاندیشی برای مشکلات ساختاری ادارهی ارشاد، تزریق نگاههای تخصصی به فرآیند حمایت از تولید، ترمیم انسجام درونانجمنی سینمای جوان، و برنامهریزی بلندمدت برای پرورش استعدادها و تولید آثار فاخر، خود را برای میزبانی شایستهتر و پربارتر در سال آینده آماده سازد. آنگاه میتوان با سربلندی و با دستی پر از تولیدات ارزشمند، بار دیگر میزبان فیلمسازان سراسر کشور بود و از این رهگذر، هم به اعتلای سینمای بومی کمک کرد و هم تصویری درخشان و ماندگار از فرهنگ و ظرفیتهای این سرزمین کهن به نمایش نهاد. برگزاری این جشنواره می تواند تنها یک حسن داشته باشد و اینکه استاندار، مدیرکل فرهنگ و ارشاد و رییس انجمن سینما زاهدان برای خود رزومه سازی کرده و بعدها بگویند جشنواره منطقه ای برگزار کرده ایم!
سلطانعلی عابدی








