نامه سرگشاده مدیرمسئول دیار عیار به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست
نامه سرگشاده مدیرمسئول دیار عیار به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست
در بخشی از نامه سرگشاده آمده است: از این بابت که سرکارعالی را در قالب نامه سرگشاده مورد خطاب قرار دهم، پوزش می‌طلبم، از آنجایی که سفر شما به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده بود که بنده و برخی از کنشگران دغدغه‌مند محیط‌زیست، روزنامه نگاران تخصصی این حوزه، متخصصان برجسته حوزه بیابان، گرد و غبار و دیپلماسی آب در جلسه با سرکارعالی حضور پیدا نکنند، بنابراین ذکر نکات و مطالبات به حق این سامان، در قالب نامه سرگشاده، تنها مسیر باقی مانده به نظر می‌رسید.

سرکار خانم دکتر شینا انصاری

معاون محترم رئیس‌جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست

با سلام و ادب

از این بابت که سرکارعالی را در قالب نامه سرگشاده مورد خطاب قرار دهم، پوزش می‌طلبم، از آنجایی که سفر شما به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده بود که بنده و برخی از کنشگران دغدغه‌مند محیط‌زیست، روزنامه نگاران تخصصی این حوزه، متخصصان برجسته حوزه بیابان، گرد و غبار و دیپلماسی آب در جلسه با سرکارعالی حضور پیدا نکنند، بنابراین ذکر نکات و مطالبات به حق این سامان، در قالب نامه سرگشاده، تنها مسیر باقی مانده به نظر می‌رسید.

منطقه سیستان طی دو دهه اخیر به دلیل سو مدیریت منابع آبی و رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان، دچار خسارت‌های عدیده‌ای در حوزه‌های معیشتی، آب آشامیدنی و محیط زیست شده و  به همین علت، این‌منطقه به یکی از مقاصد سفرهای مدیران سازمان‌های متولی گرد و غبار، کشاورزی و آب بَدَل شده است. رییس سابق سازمان حفاظت محیط‌زیست در دولت سیزدهم، حدود دو یا سه دفعه به منطقه سیستان سفر کرد، اما این سفرها هیچ نتیجه و خروجی ملموسی نداشت. مصوبات سفر اعم از مرطوب‌سازی تالاب بین‌المللی هامون و تعیین تکلیف چرای شتر در بستر تالاب؛ برای رفع تکلیف، صرفا روی کاغذ آورده شدند. بازدید‌ها و جلسات رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط‌زیست به حدی فاقد خروجی بود که جناب سلاجقه میزان حقابه رودخانه هیرمند طبق معاهده دلتا را درک نکرد و در مصاحبه رسمی، میزان حقابه را ۸۵۰ میلیون لیتر عنوان کرد؛ چنین اظهار نظری برای یک استاد دانشگاه در تراز معاون رئیس جمهور، مصداق فاجعه است. البته آخرین حضور نامبرده در سیستان و تالاب بین‌المللی هامون، با طوفان شدید گرد و غبار مواجه شد. عکس‌ها و تصاویر آن بازدید، تا ماه‌ها انتقادات را ازسازمان دور کرد. از بد حادثه در حاشیه بازدید سرکارعالی، این شرایط جوی در سیستان وجود نداشت. به هر حال امیدوارم سفرهای سرکارعالی مانند جناب سلاجقه نباشد و گام مثبتی برای امنیت آبی، زیستی و غذایی اهالی سیستان، برداشته شود.

ریاست محترم سازمان حفاظت محیط‌زیست، در حاشیه سفرتان، از عدالت زیستی، دیپلماسی آب و دیپلماسی گرد و غبار سخن گفتید، مباحثی که در عمل، اقدام مؤثری از جانب سازمان تحت امر شما از زمان انتصاب سرکارعالی، مشاهده نکردیم.

خانم دکتر انصاری، قطعنامه ۱۳/۴۸ شورای حقوق بشر سازمان ملل و قطعنامه ۲۶ جولای سال ۲۰۲۲ مجمع عمومی این سازمان، حقوق زیست محیطی را در دسته حقوق بشر قرار داده؛ بنابراین پیامدهای زیست محیطی سدسازی‌های افغانستان مصداق بارز نقض حقوق بشر است. چرا تاکنون از ظرفیت این قطعنامه‌ها بهره نبردید؟

یکی از مهم‌ترین ابعاد سازمان حفاظت محیط زیست، پژوهش است. این‌که یک مقام ارشد استانی در جلسه با دبیر ستاد ملی مقابله با گرد و غبار رسما اعلام می‌کند که سازمان محیط‌زیست برای این مهم، اعتباری ندارد، باید برای آن سازمان و دولت چهاردهم تاسف خورد. مستحضرید که بدیهی‌ترین اقدام‌ برای بهره‌برداری از ظرفیت قطعنامه‌های زیست محیطی سازمان ملل، مطالعه پیامدهای زیست محیطی سد‌های افغانستان بر روی رود هیرمند، فراه‌رود، خاشرود، هاروت رود و هریرود است که ظاهرا سازمان تحت امر شما در این زمینه دچار ترک فعل شده است. آیا تأمین هزینه‌های پروژه‌های مطالعات سدسازی‌های افغانستان از محل منابع استانی، کار دشواری‌ست؟ نیمی از اعتبارات سند اجرایی توسعه سیستان و بلوچستان در بسته اقدام محیط‌زیست، به خرید تجهیزات اختصاص پیدا کرده است، گویا ضرورت انجام مطالعات پیامدهای زیست محیطی، در سازمان محیط زیست به درستی درک نشده است. چندی قبل، موافقت یکی از نمایندگان استان را برای اختصاص اعتبار مطالعه پیامدهای زیست محیطی سد بخش‌آباد را از محل اعتبارات در اختیار نمایندگان را گرفتم؛ به رغم پیگیری‌ها، مدیر استانی محیط‌زیست تا یک ماه پس از آن موافقت ضمنی، از انجام یک مکاتبه مضایقه کرده بود. به راستی چرا اراده‌ای برای استفاده از ظرفیت صندوق ملی محیط زیست به منظور تامین معیشت جایگزین برای هامون نشینان وجود ندارد؟

انفعال سازمان حفاظت محیط‌زیست در دولت سیزدهم در قبال احداث کانال در بستر تالاب هامون سابوری، شرایط پخش آب طبیعی را سلب کرده و از طرفی در صورت انجام برنامه‌ریزی مناسب، شرایط مطلوبی برای مرطوب‌سازی مصنوعی میسر کرده است. اما به عنوان یک روزنامه‌نگار علاقمند به محیط‌زیست، پروژه‌ای تحت عنوان نصب ایستگاه‌های پمپاژ برای مرطوب‌سازی کانون‌های بحرانی بستر تالاب از جانب محیط‌زیست مشاهده نکردم. مطلع شدم‌که تنها بیل مکانیکی محیط زیست، برای مدتی، انهار اراضی کشاورزی دشت سیستان را بازگشایی می‌کند، مگر جهادکشاورزی و آب منطقه‌ای وجود ندارند؟ اوج فاجعه این است که سخن از پخش آب به صورت طبیعی به میان می‌آید. سرکار خانم انصاری، با توجه به پیشرفت فیزیکی سد بخش‌آباد، هر چه می‌گذرد؛ احتمال عدم ورود سیلاب از فراه رود به سیستان تقویت می‌شود و شاید دیگر امکان مرطوب‌سازی کانون‌های بحرانی گرد و غبار تالاب هامون به وجود نیاید و با سرعت بیشتری به سمت وضعیت آخرالزمانی برویم. طی دو سال گذشته نه تنها از ظرفیت ورود سیلاب به تالاب بین‌المللی هامون به نحو احسن بهره برده نشد، بلکه شاهد دپوی حدود ۱۵ میلیون مترمکعب در هامونک با مساحت ۷۰۰ هکتار برای مصارف صیادی و تفریحی هستیم. آیا آبگیری ۲۰۰ هکتار، کفاف چنین‌مصارفی را نمی‌دهد؟ استحضار دارید در صورت داشتن برنامه، با ۱۰ میلیون متر مکعب، می‌توان حدود ۱۰ هزار هکتار از کانون‌های بحرانی بستر تالاب را مرطوب‌سازی کرد.

چرای بی رویه کاروان‌های شتر، یکی از بزرگترین آسیب‌های زیست محیطی به تالاب بین‌المللی هامون است. روند بی فایده اخراج موقتی کاروان‌های شتر از بستر تالاب و ورود مجدد آن‌ها، چیزی جز اتلاف سرمایه و تبلیغات نیست. استدعا دارم دستور ویژه صادر کنید که طبق قانون پلاک کوبی دام‌ها، اگر کاروان‌های شتر پلاک کوبی شدند، به دلیل چرای کاروان‌های شتر به محدوده حفاظت شده، برای صاحبان آن‌ها پرونده قضایی تشکیل شود و در صورت عدم پلاک کوبی که مصداق دام قاچاق هستند، هماهنگی لازم جهت مصادره به نفع دولت و ذبح آن‌ها در دستور کار قرار گیرد. مماشات با صاحبان این گونه غیر بومی، اجحاف در حق سلامت بیش از یک و نیم‌میلیون نفر شهروند است.

از دیپلماسی گرد و غبار سخن گفتید؛ همان‌طور که مستحضرید افغانستان با غالب همسایگانش مناقشه آبی دارد. از طرفی گرد و غبار حاصل از سدسازی‌های افغانستان بر روی حوضه آبریز هیرمند، علاوه بر منطقه سیستان و مرکز استان، ولایت‌های غربی و جنوب غربی افغانستان و ایالت بلوچستان پاکستان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. از طرفی گرد و غبار حاصل از خشک شدن حوضه دریاچه آرال به دلیل احداث کانال قوش تپه، علاوه بر تحت‌الشعاع قرار دادن امنیت آبی و غذایی کشورهای آسیای مرکزی، شرایط زیستی شمال غرب ایران را تحت‌تأثیر قرار داده است. دیپلماسی گرد و غبار سازمان حفاظت محیط‌زیست، شرایط ایجاد اجماع بین‌المللی را علیه رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان را فراهم می‌کند؟ محیط‌زیست، وزارت نیرو و مرکز دیپلماسی عمومی وزارت خارجه، هیچ تدبیری برای بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه برای آگاه کردن اهالی ولایت‌های غربی افغانستان و بلوچستان پاکستان در خصوص پیامدهای زیستی سدسازی‌های افغانستان بر روی حوضه آبریز هیرمند انجام ندادند و در گذشته فقط در حوزه دیپلماسی رسانه، گل به خودی زدند.

رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان، ابعاد متعدد و در هم تنیده اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی و امنیتی دارد، خوشبختانه ایران در تمامی این حوزه‌ها ابزار فشار در اختیار دارد، اما اراده‌ای برای این مهم وجود ندارد.

خانم دکتر انصاری، برای حل مسئله آب سیستان، ابتدا باید استراتژی افغانستان در قبال مسئله آب را درک کنیم؛ آیا سرکارعالی یا سایر مدیران ارکان دیپلماسی آب، استراتژی افغانستان در قبال مسئله آب را برای خود تعریف کردند که متعاقبا بتوانند برای آن، ضد استراتژی تعریف کنند؟

امیدوارم این موارد را به معاون محیط زیست انسانی سازمان ارجاع ندهید؛ خاطره خوبی از ایشان نداریم. شاید شرایط دشوارتر شود. این‌که بُعد رسانه‌ای سفر معاون رییس جمهور به سیستان و بلوچستان نسبت به سفر فرمانداران برخی از شهرستان‌های جنوبی استان به زاهدان، کمرنگ‌تر بود، ایرادی است که باید برای آن تدبیر کرد.

مطالب و یادداشت‌های سرکارعالی را پیش از انتصاب در روزنامه پیام ما را دنبال می‌کردم. دغدغه سرکارعالی در حوزه مباحث زیست محیطی، ارزشمند است. امیدوارم همان جدیت و دغدغه را در حوزه اجرا مشاهده کنیم.

به امید روز‌هایی که مثل امروز نباشد.

فرشید عابدی

صاحب امتیاز و مدیرمسئول پایگاه خبری و تحلیلی دیار عیار