تحلیلی بر سفر بی موقع هیات استانی به افغانستان
سفر اخیر هیاتی از مدیران سیستان و بلوچستان به ولایت نیمروز افغانستان، به سرپرستی منصور بیجار، بار دیگر عدم آشنایی مسئولان استانداری با مفاهیم دیپلماسی رسانه و حتی دیپلماسی در سطوح بالاتر را آشکار ساخت. طرح مسائل آبی در شرایطی که آب به سیستان سرازیر شده و پیشبینی تداوم آن به دلیل بارشها و سیلابهای جاری وجود دارد، نه تنها ثمربخش نبوده، بلکه میتواند پیامدهای منفی به همراه داشته باشد.
درک ناچیز معاون استاندار سیستان و بلوچستان از دیپلماسی آب
عطاالله اکبری معاون عمرانی استاندار سیستان و بلوچستان در بازدید از سد جریکه، با دستاوردسازی مجدد، ورود سیلاب به منطقه را ماحصل گفتمان و دیپلماسی محلی عنوان کرد؛ اظهار نظر اکبری، ادعای نماینده سیستان را نقض کرد.
امضای تفاهمنامه انجمن دیپلماسی آب ایران و دانشگاه زابل برای راهاندازی قطب علمی دیپلماسی آب در شرق کشور
در روز دوم فوریه امسال مصادف با روز جهانی تالابها، انجمن دیپلماسی آب ایران (IWDA) با هدف توسعه گفتمان علمی-کاربردی دیپلماسی آب و تقویت نقش ایران در مدیریت همکاریجویانه منابع آب فرامرزی، گام بلند و راهبردی دیگری برداشت. تفاهمنامه همکاری مشترک میان دکتر محمدرضا شهبازبگیان مدیرعامل انجمن دیپلماسی آب ایران، و دکتر محمد رکوعی رئیس دانشگاه زابل، به امضا رسید.
گل به خودی استانداری سیستان و بلوچستان به منافع ملی
حکومت طالبان براساس رویکرد هیدروپلیتیک خود، اقدامبه روایتسازی جعلی کرده که افکار جهانی را با خود همراه کند تا به بهانه خشکسالی و ... حقابه رودخانه هیرمند را نپردازد، وزیر صنعت و تجارت طالبان در سیستان نیز در همین چارچوب سخن گفت، اما فاجعه بزرگتر اینجا بود که کانال رسمی استانداری سیستان و بلوچستان به نشانهی تایید سخنان وزیر طالبان، ویدئو ادعای وی را منتشر کرد! تا ناخواسته در زمین هیدروپلیتیک افغانستان بازی بخورد.
تناقض مدیریتی در اجرای طرحهای اشتغالزایی مرزی
سیستان و بلوچستان با بحران چندلایه خشکسالی، ضعف دیپلماسی آب، چالشهای متعدد و در هم تنیده برای رسیدن به توسعه، بیکاری ساختاری و محرومیت اقتصادی دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی که طیف گستردهای از جوانان بهواسطه ضعف دیپلماسی آب و فروپاشی کشاورزی سنتی، روزگار خود را از دست دادهاند، بنابراین بهرهمندی از ظرفیتهای مرزی میتواند راهکاری واقعبینانه برای تأمین معاش باشد، اما آنچه در عمل شاهد آن هستیم، نه سیاستگذاری منسجم و عادلانه، بلکه اجرای دوگانه و متناقض یک طرح واحد در دو منطقه یک استان است که پرسشهای جدی درباره عدالت مدیریتی و شفافیت اداری را برمیانگیزد.
اهمیت دیپلماسی رسانه در مناقشه آبی ایران و افغانستان
رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان بر روی ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی دو سوی مرزهای ایران و افغانستان تاثیرات شگفتی می گذارد که با توجه به پیچیدگی آن، باید برای دفع خطرات آن آگاه بود و به موقع اقدام کرد. برای مقابله یا بی اثر کردن رویکرد هیدروپلتیک افغانستان، ابتدا میبایست استراتژی این کشور را در قبال مسئله آب تعریف کرد تا امکان بازتعریف ضد استراتژی فراهم شود.
نامه سرگشاده جمعی از فعالان آب و محیطزیست سیستان و بلوچستان به رئیس سازمان محیطزیست
جمعی از فعالان آب و محیطزیست سیستانوبلوچستان به «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست کشور، نامهای سرگشاده نوشته و در آن نسبت به وضعیت شکننده و بحرانهای محیطزیستی سیستانوبلوچستان بهویژه منطقه سیستان و ترک فعلهای صورت گرفته، هشدار دادهاند و درخواست اقدامی عملی کردند.
دانشگاه زابل و مسئولیت اساسی در قبال بحران آب سیستان
دانشگاه زابل به عنوان مهمترین نهاد علمی منطقه سیستان، میتواند نقشی حیاتی در مطالعه و ارائه راهکار برای چالشهای منطقهای ایفا کند. این دانشگاه که همواره در جلسات رسمی کشوری به عنوان مرکز پژوهشی بومی برای حل بحرانهای منطقه معرفی میشود، در موارد متعددی نظیر طرح "رویینتنسازی" با وزارتخانههای مختلف قراردادهای پژوهشی منعقد کرده است. با این حال، کمبود مطالعات جامع در زمینه پیامدهای سدسازیهای افغانستان بر منطقه سیستان، نقطه ضعف آشکار در عملکرد این دانشگاه محسوب میشود.
ابعاد حقوقی، دیپلماتیک و امنیتی حقابه و روابط ایران و افغانستان
معاهده آب هیرمند بین ایران و افغانستان در سال 1351 (1973 میلادی) امضا شد که بر اساس آن، افغانستان موظف است سالانه 820 میلیون متر مکعب آب را به ایران تحویل دهد. این معاهده مهمترین سند حقوقی بینالمللی در خصوص تقسیم آب هیرمند است و مبنای حقوقی مطالبات ایران محسوب میشود.
برای رسیدن به سیاستی واحد، دفتر رودخانه های مرزی سیستان راه اندازی شود
اگر چه همواره مدیریت نادرست منابع آب در وزارت نیرو وجود داشته، اما وجود مهندسین آگاه و نخبه مانع تصمیمات اشتباه و هزینه بردار میشده است. با آمدن احمدی نژاد و حاکم شدن قلدر مآبی بر سیستم اداری و حذف مهندسین نخبه و غالباً بازنشسنه شدن نسل مهندسین تحصیلکرده و آگاه به امور آبی، روند اضمحلال اداری در بدنه وزارت نیرو آغاز و تصمیمات اشتباه و غیر کارشناسی شده در جای جای ایران، خود را به نمایش گذاشت.































