زاهدان، شهری در تنگنای قدرت موروثی و افول شایستگی
در جغرافیای سیاسی ایران معاصر، زاهدان به مثابه آینهای تمامنما، تصویر پیچیدهای از تعامل قدرت دینی و مدیریت شهری را بازتاب میدهد. این شهر که در گوشهای از سرزمین، میان کویرهای سوزان و مرزهای پرماجرا جای گرفته، امروز نه تنها با چالشهای اقلیمی و جغرافیایی دست به گریبان است، بلکه در دام ساختاری گرفتار آمده که ۶ دوره متوالی، سرنوشت مدیریت شهریاش را پیش از آنکه صندوقهای رأی بسته شوند، رقم زده است.
معدن، سینما و بازآفرینی چهرهی سرزمین
سرمایه در جوهرهی خویش، نه انباشت صِرف ارقام، که توانِ بالقوهی تحول است. معادن و صنایع کلان، این پیکرههای فولادین اقتصاد، زمانی به معنای واقعی خود میرسند که از محدودهی تولید مادی فراتر روند و در بافت اجتماعی و فرهنگی سرزمین، رگههایی از حیات بتابانند. تاریخ نشان داده که چگونه ذوبآهن اصفهان، فولاد مبارکه، یا غولهای نفت و گاز، نه تنها کارخانه، که نهادهایی فرهنگساز شدهاند؛ باشگاههای ورزشیشان، نه صرفاً برای رقابت، که برای آفرینش هویت جمعی و پیوند اجتماعی به وجود آمدهاند.
سینمای ایران در تنگنای ساختار
سینمای ایران در دولت چهاردهم، نه در گذرگاه تحولی روشنگر، که در دهلیزی تاریک ایستاده است. آنچه در آغاز به مثابه فرصتی برای بازاندیشی در چگونگی اداره فرهنگ و هنر مینمود، به تدریج به داستانی بغرنج از کنترلهای فزاینده، سکوت هنرمندان و گریز آثار به سرزمینهای دیگر بدل گشته است.
بحران مدیریت شهری زاهدان؛ کالبدشکافی یک افول ساختاری
مدیریت شهری زاهدان در دورانی حساس به سر میبرد. آنچه امروز در قالب ناکارآمدیهای روزمره خود را نشان میدهد، برآیند فرآیندی پیچیده از تحولات ساختاری است که بنیانهای مدیریت دموکراتیک شهر را متزلزل ساخته است. این تحلیل بر آن است تا با رویکردی علمی و مبتنی بر شواهد، ریشههای این بحران را در لایههای عمیقتر جستجو کند و راههای برونرفت را ترسیم نماید.
رهاشدگی سدها در سیستان و بلوچستان
با پایان سال آبی، ارزیابی عملکرد وزارت نیرو در حوزۀ مدیریت منابع آب، به ویژه در استان سیستان و بلوچستان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در شرایطی که کشور با پدیدۀ خشکسالی گسترده و تغییرات اقلیمی دست به گریبان است، تمرکز صرف بر کاهش نزولات جوی به عنوان عامل اصلی بحران، نادیده گرفتن نقش سوءمدیریت در بخش آب را در پی دارد. واقعیت آن است که چالش کنونی تنها ناشی از کمبود بارش نیست، بلکه ضعف در مدیریت یکپارچه و علمی منابع آب، به تشدید این بحران دامن زده است.
نگاهی به شکاف میان واقعیتهای فرهنگی سیستان و بلوچستان و نمایشهای تکراری در تالار وحدت
برگزاری «شب فرهنگ و هنر سیستان و بلوچستان» در تالار وحدت تهران، اگرچه در ظاهر حکایت از دغدغهای والا برای معرفی گنجینههای فرهنگی این خطه دارد، اما در عمل، به تجلیگاهی برای تکرار برنامههایی فرسوده و خالی از روح خلاقیت بدل گشته است. این رویدادها، که عمدتاً توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و برخی نهادهای دولتی دیگر سازمان مییابند، بیش از آنکه پنجرهای به سوی تنوع و اصالت فرهنگی بگشایند، آیینهای از تشریفات خشک و قالبی هستند که سالهاست بدون کوچکترین تحولی تداوم یافتهاند.
در سوگ هنر هفتم
سالی دیگر به پایان راه رسید و زمان، صفحات تقویم را به آهستگی ورق زد، اما این بار، جشن سینما در سرزمین ما برپا نشد. گویا چراغ هنر هفتم، رفتهرفته در خاموشی فرو میرود و سایه فراموشی، قد بلند آفریدگران سینما را در خود میپیچد.
ناظر بر عملکرد فرهنگ و ارشاد اسلامی کیست؟
نشست قرارگاه فرهنگی سیستان و بلوچستان با محوریت انسجامبخشی به برنامههای فرهنگی، با حضور علیرضا شهرکی، معاون سیاسی و اجتماعی استانداری، و مهرداد عرباول، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان، برگزار گردید. در این محفل رفیع، سخنان ارزشمند و درخور تأملی ایراد شد که حکایت از وقوف کامل مدیران ارشد استانی بر جایگاه رفیع و خطیر مسائل فرهنگی داشت. گویی همگان بر این امر واقف بودند که فرهنگ، سنگ بنای هویت جامعه و سپر استوار امنیت اجتماعی است و عدالتمحوری و پرهیز از موازیکاری، کلید گشایش گرههای فروبستهی این دیار است.
واکاوی عملکرد مدیریتی در فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان
در پی انتشار یادداشت این جانب در نقد عملکرد ساختار اداری فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و اشاره به قهقرایی شدن آن، برخی دوندان با این استدلال که «سابق بر این نیز چنین ساختاری وجود داشته و ارتباطی به مدیریت کنونی ندارد» با نگارنده تماس حاصل نمودند. همین امر بذل توضیحاتی مبسوط و شفاف را ضروری می سازد
عبدالسلام بلوچزاده و ساختار اداری که به قهقرا رفت
چون نغمهی نام «عبدالسلام بلوچزاده» به عنوان گزینهی بیبدیل تصدی منصب مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان در فضای اداری طنین انداخت، این قلمِ آگاه و چشمانی که سه دههی پرفراز و نشیب را به تماشا نشسته، یکسر از هرگونه نهال امید به اصلاحات در این عرصه، بیبهره گردید. بیشک جناب بلوچزاده، شخصیتی است وارسته، نیکمنش و بلندهمت، لیکن تجربهی دوران معاونت هنری ایشان، علیرغم منشِ محترمانه و سجایای اخلاقیِ ستودنی، حاکی از عملکردی سست و ناکارآمد بود.































