در سوگ هنر هفتم 
در سوگ هنر هفتم 
سالی دیگر به پایان راه رسید و زمان، صفحات تقویم را به آهستگی ورق زد، اما این بار، جشن سینما در سرزمین ما برپا نشد. گویا چراغ هنر هفتم، رفته‌رفته در خاموشی فرو می‌رود و سایه فراموشی، قد بلند آفریدگران سینما را در خود می‌پیچد.

در این روزگار تلخ که زندگی سینماگران، خود داستانی پُرغم است، چه بسیارند آنان که شکوفه‌های امیدشان پژمرد و قلمرو خلاقیت‌شان به ویرانه تبدیل شد. گروهی، مجبور به تغییر مسیر شدند؛ دیگران با تن‌دادن به سازش‌های تلخ، حیثیت هنری همکاران خود را به باد فنا دادند؛ و جمعی، ناگزیر به ورود در بازار تبلیغات و مستندهای تجاری شدند. در چنین آسمان ابری، آیا برگزاری یا عدم برگزاری جشن سینما، هنوز معنا دارد؟

دولت چهاردهم که با کاشتن بذر امید تحول روی کار آمد در زمین سوخته ساختارهای فرسوده سینمایی گم شد و با گماشتن مدیرانی غیرمتخصص و بیگانه با فرهنگ، طومار هنر استان را به سراشیبی نابودی کشاند. نگاه سطحی و غیرفرهنگی مسئولان به مقوله سینما، فیلم کوتاه و فرهنگ، نشان‌دهنده غفلت آنان از عمق این فاجعه است. آن همه فیلمسازانی که از سال یکهزار و سیصد و شصت و سه تاکنون در سینما جوان زاهدان، بهترین سال‌های زندگی خود را وقف این هنر مقدس کردند و از سرمایه‌های ملی برای پرورشان هزینه شد، اکنون در بلاتکلیفی و انفعال به سر می‌برند.

آیا مدیران سیستان و بلوچستان، ارزش این گنجینه‌های انسانی را نمی‌شناسند؟ از دهه شصت تاکنون، هر ساله ده‌ها جوان مشتاق به آغوش سینما جوان پناه آوردند. در این چهار دهه، نزدیک به هزار نفر مسیر آموزش را پیمودند. اگرچه تنها یک‌سوم آنان توانستند دوره یکساله را تکمیل کنند، و از این میان معدودی عشق خود را با سینما حفظ کردند، و تنها کمتر از ده نفر فیلمسازی را مسیر آینده خود قرار دادند و با کسب دانش و تجربه، توان خلق آثار قابل عرضه در عرصه‌های ملی و بین‌المللی را یافتند.

مدیریت فرهنگی استان هیچ‌گاه نتوانسته از این ظرفیت عظیم انسانی برای توسعه فرهنگی و هنری استفاده کند. اکثر این ده استعداد برجسته، به دلیل نبود امکان رشد و پیشرفت، زادگاه خود را ترک کردند و آن معدود باقی‌مانده نیز، همچنان در معرض بی‌مهری‌ها قرار دارند. این همه بی‌توجهی، در حالی رخ می‌دهد که پایه بسیاری از ناامنی‌های اجتماعی و فرهنگی سیستان و بلوچستان، در فقدان فعالیت‌های هنری اصیل نهفته است. سینما، فیلم کوتاه، مستند و انیمیشن، فرصتی گرانبها هستند تا با زبان روایت و تحلیل واقعیت‌ها، پاسخی هنرمندانه و فارغ از شعار به خلأهای موجود دهند. اما بی‌اطلاعی مدیران ارشاد استان از اهمیت سینمای اصیل، باعث شده که این هنر متعالی، در چشم‌انداز فرهنگی آنان جایی نداشته باشد.

بدین‌سان، روز سینما نیز بدون هیچ یادبودی برای ما که عمر و جوانی‌مان را در محراب این هنر گذاشتیم، سپری شد. ما فیلمسازان، در تقویم رسمی کشور جایی نداریم و در دام ملاحظات قومی، مذهبی و سیاسی اسیر شده‌ایم تا آنجا که راه رهایی برایمان بسته شده است. مدیران فرهنگی، غالباً بر پایه جناح‌بندی‌ها، قومیت، مذهب و ملاحظات سیاسی حاکم بر رقابت‌های قدرت انتخاب می‌شوند، نه بر اساس نیازهای واقعی هنرمندان و شایستگی‌های تخصصی.

و در پایان باید پرسید که آیا وزارتخانه مربوطه بر همان مسیر سابق پای خواهد فشرد یا برای تغییر مدیران و معاونان ناکارآمد در سیستان و بلوچستان، راه‌حلی خواهد اندیشید؟ برگزاری روز سینما، برای فیلمسازانی که با مشکلات معیشتی دست به گریبان هستند و سال‌هاست از عرصه تولید دور افتاده‌اند، تنها نقطه امید نمادینی است تا مبادا پیوندشان با ساختار اداری ارشاد، برای همیشه گسسته شود. این مناسبت، گرچه در روند بیکاری آنان تحولی ایجاد نمی‌کند، اما یادآوری است بر اصالتی که در حال از دست رفتن است و به فراموشی سپرده خواهد شد.