تاریخ سینما شاهد است که تحولات عظیم این هنر، نه از دل سرمایهگذاریهای کلان، بلکه از بستر خلاقیتهای ناب و نگرشهای نوین برخاسته است. امروز، ضرورت بازاندیشی در الگوهای تولید و محتوا، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود؛ ضرورتی که میتواند بحران را به فرصتی برای نوزایی بدل کند.
سینماگر امروز باید با شهامت، از تکرار فرمولهای آزموده شده بگسلد و عرصههای ناشناختهای را بکاود که تاکنون کمتر به آنها پرداخته شده است. او باید دریابد که مخاطب معاصر، هوشمندتر و گزینشگرتر از آن است که به تماشای روایتهای مکرر و پیشپاافتاده رضایت دهد.
باید با صراحت اذعان داشت که محتواهای شعاری و سفارشی، که غالباً از دل ملاحظات غیرهنری برمیخیزند، سرنوشتی جز اتلاف منابع محدود و بودجههای اندک ندارند. این گونه آثار، بهندرت میتوانند با مخاطب ارتباطی عمیق و پایدار برقرار کنند و اغلب در گذر زمان، به فراموشی سپرده میشوند.
در این میان، نقش نهادهای حمایتی همچون استانداریها و سایر ارگانهای فرهنگی، حیاتی است. این نهادها میبایست معیار حمایت خود را نه بر اساس شهرت یا سابقه، بلکه بر پایه کیفیت فیلمنامه، خلاقیت، نوآوری و حداقلی از سابقهی کاری قرار دهند که اطمینان دهد منابع حمایتی هدر نخواهد رفت.
سیستان و بلوچستان، این سرزمین کهن با جغرافیای بیهمتا، تنوع فرهنگی و آیینی غنی، و تاریخ پرشکوه، گنجینهای بیبدیل از ظرفیتهای بکر و دستنخورده برای خلق آثار سینمایی است. از آیینهای کهن و باورهای بومی گرفته تا چالشهای معاصر و تحولات اجتماعی، همه میتوانند دستمایه روایتهایی شوند که تاکنون در سینمای کشور جایی نداشتهاند.
سینمای نوین، سینمایی است که با نگاهی تازه به جهان مینگرد، از تکرار مکررات پرهیز میکند، و بهجای اتکا به فرمولهای تجاری، بر قدرت روایت و صداقت هنری تکیه میزند. این سینما، برخاسته از دغدغههای اصیل هنرمند و پیوند عمیق او با محیط پیرامونش است.
بیتردید، آیندهی سینما در دستان فیلمسازانی است که با درک عمیق از محدودیتهای اقتصادی و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای بومی و محلی، آثاری خلق میکنند که نه تنها مخاطبان عام را جذب میکند، بلکه در جشنوارههای ملی و بینالمللی نیز میدرخشد. حمایت هدفمند و اصولی از این جریان، میتواند به شکلگیری موجی نو در سینمای ایران بینجامد؛ موجی که در آن، محتوای ناب و نگرش مدرن، جایگزین کلیشههای فرسوده میشود.
این است راه رستگاری سینما در روزگار دشوار امروز؛ بازگشت به جوهرهی اصیل هنر، پالایش از هر آنچه غیرضروری است و پیمودن مسیری که کمتر رفتهاند.
یادداشتی از سلطانعلی عابدی
رنسانس سینمای بومی؛ جستاری در نواندیشی و اقتصاد هنر هفتم
در عصر فزونخواهی هزینههای تولید، سینمای معاصر بر لبهی تیغ ایستاده است. این چالش اقتصادی، فیلمسازان جوان و مشتاق را در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار داده یا تن سپردن به الگوهای مألوف و پرهزینهی مبتنی بر ستارهمحوری، یا برگزیدن مسیری دشوارتر اما اصیلتر که در آن، جوهرهی هنر سینما در بطن روایتهای بکر و اندیشههای ناب متجلی میشود.
لینک کوتاه :
https://www.diyareayyar.ir/?p=18145
برچسب ها
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.








