چرا نباید به خط فرعی، برای سیستان راضی شد؟
چرا نباید به خط فرعی، برای سیستان راضی شد؟
با نگاهی به نقشه‌ پروژه اجرای راه آهن زاهدان به زابل که توسط یکی از نمایندگان سیستان منتشر شده، مشخص است که آن‌چه تحت عنوان اتصال زابل به شبکه ریلی مطرح می‌شود، در واقع یک خط فرعی است که سیستان را به حاشیه کریدور اصلی رانده و در واقع در بن بست ریلی قرار داده است. در این پیکربندی، مسیر اصلی ریلی، از سه‌راهی دشتک عبور کرده و سیستان را دور می‌زند؛ اتفاقی که در عمل این منطقه را از جریان اصلی جابه‌جایی مسافر، محروم می‌کند.

علی‌رغم اعلام موافقت سازمان حفاظت محیط‌زیست با احداث مسیر ریلی زاهدان-زابل-نهبندان، توسط نماینده سیستان؛ بیش از آن‌که گشایشی در بن‌بست تاریخی منطقه سیستان باشد، تکرار سناریوی توسعه‌ی حداقلی در پوشش دستاوردهای بزرگ است. در این میان، اتخاذ رویکرد پذیرش وضع موجود و دلخوش کردن به پذیرش یک خط فرعی توسط نماینده عالی دولت در استان و نمایندگان سیستان، اشتباهی راهبردی است که باید نسبت به آن هوشیار باشند. تبدیل شدن منطقه سیستان به یک پایانه برای تعمیرات واگن یا تخلیه بارهای صادراتی و ترانزیتی، به معنای توسعه نیست؛ بلکه صرفاً به معنای تحمیل تبعات اقتصاد دولتی پروژه، بدون بهره‌مندی از سایر خدمات این شیوه حمل و نقل است. شهروندان سیستان نه در مبدأ و نه در مقصد، سهمی از جابه‌جایی مسافر و توسعه گردشگری نخواهند داشت و صرفا باید به یک قطار حومه‌ای در مسیر زاهدان به زابل، دلخوش باشند.

نمایندگان سیستان و استاندار، نباید در این مرحله متوقف شوند یا به تعامل صرف با وزارت راه و شهرسازی و سازمان حفاظت محیط‌زیست برای دریافت مجوز این خط فرعی اکتفا کنند. مطالبه‌ی کارشناسی و سیاسی آن‌ها باید فراتر از احداث یک خط فرعی باشد. مسیر صحیح توسعه، بازنگریِ بنیادین در طراحی مسیر اصلی است؛ به گونه‌ای که مسیر ریلی باید از زاهدان به زابل و سپس به نهبندان امتداد یابد، نه آن‌که زابل صرفاً با یک خط آنتنی برای سیر قطارهای باری، به شبکه ریلی متصل شود. پذیرش طرح فعلی، به‌مثابه‌ی مهر تأییدی است بر حاشیه ماندن سیستان برای دهه‌های آینده.

استاندار و نمایندگان سیستان باید با رویکردی مطالبه‌گرانه و فنی، این وضعیت را نه به‌ عنوان یک مسئله صرفاً زیست‌محیطی، بلکه به عنوان یک بحران در مسیر توسعه‌ بازتعریف کنند. توافق بر سر خط آنتنی، در واقع پذیرش شکست در طراحی استراتژیک منطقه است. از این رو، ورود جدی استاندار و هماهنگی بی‌قید و شرط نمایندگان برای تغییر مسیر اصلی کریدور و هدایت آن به مرکز سیستان، یگانه راه عبور از بن‌بست است. باید برای نگرانی‌های زیست محیطی محدوده تالاب هامون تدبیری اندیشیده شود. هرگونه کوتاهی در این مطالبه، به قیمت تثبیتِ محرومیت ریلی منطقه و عقیم ماندن ظرفیت‌های ترانزیتی سیستان و حتی کاهش سرعت بازرگانی در آینده تمام خواهد شد. وقت آن است که از لفاظی‌های رسانه‌ای فاصله گرفت و برای یک تغییر واقعی در نقشه‌ی ریلی شرق کشور، دست به کار شد.

فرشید عابدی
کارشناس راه‌آهن