بایگانی فیلم‌ها و انحصار قراردادها؟ / چالش‌های صریح مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگو با دیار عیار (قسمت دوم)
بایگانی فیلم‌ها و انحصار قراردادها؟ / چالش‌های صریح مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگو با دیار عیار (قسمت دوم)
در ادامه بررسی چالش‌های حوزه فرهنگ و هنر سیستان و بلوچستان، پرونده رکود تولیدات سینمایی و صفر شدن سهم فیلمسازان استان در جشنواره‌های ملی روی میز ارزیابی قرار می‌گیرد. در این بخش، بحث بر سر چرایی بایگانی شدن آثار، ابهامات در نحوه هزینه‌کرد بودجه‌ها، نقض مصوبات شورای فیلم و فیلمنامه و انحصار در واگذاری قراردادها به مؤسسات فرهنگی، چالش‌های صریحی را میان منتقدان و مدیران ارشد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان رقم زده است.

سلطانعلی عابدی:
چندین سال است که سهم استان در جشنواره‌های فیلم کوتاه صفر است. شانس امسال استان در جشنواره فیلم کوتاه تهران هم کم است؛ اگرچه هنوز از نتایج داوری بی‌اطلاعم، اما پیش‌بینی می‌شود مانند سال‌های گذشته فیلمی در این جشنواره نداشته باشیم. روزگاری فیلمسازان استان در جشنواره‌ها خوش می‌درخشیدند و تا چند سال قبل نیز، پس از فراز و فرودها، چند اثر به جشنواره راه می‌یافت؛ حتی اگر جایزه‌ای نمی‌گرفت. اما در حال حاضر، علی‌رغم وجود بودجه و تولید فیلم، هیچ فیلمی به جشنواره راه نمی‌یابد. در دوره مدیریت شما و مدیر پیشین، فیلم ساخته می‌شد اما برای بایگانی. شما اختیارات را به زیرمجموعه واگذار می‌کنید بدون آنکه نظارتی بر آن داشته باشید. ورود شما به عنوان مدیر در سال گذشته می‌توانست بر روند تولید اثر بگذارد تا آثار بهتری ساخته شود و به بایگانی سپرده نشود، اما تدبیر مناسبی نیندیشیدید. تصور من این است که هر کس آخرین حرف را به شما بزند، نظر همان گروه را می‌پذیرید. نتیجه این شیوه تصمیم‌گیری چه بود؟ تولید چهار فیلم کوتاه که به هیچ جشنواره‌ای راه نیافت. پیش از آن نیز سه فیلم مستند تهیه شده بود که در مجموع هفت فیلم می‌شود؛ هفت فیلم و غیبت در همه جشنواره‌ها. حال با این وضعیت نامناسب چه باید کرد و چگونه می‌توان از آن خارج شد؟

عبدالسلام بلوچ‌زاده:
بعد استاد بهتر است صحبت من با یک قسمت، نظر سرپای شما موافقم. اینکه ما در مقطعی گفتیم آقا فیلم تولید بشود، اما این فیلم چه کیفیتی باید داشته باشد؟ آیا باید تولید شود و به کشوی بایگانی برود یا به جشنواره راه پیدا کند؟ آیا باید به دل جامعه برود؟ البته ایرادی که به فیلم مستند و مستند داستانی وارد است، این است که هیچ‌وقت اکرانشان را در سینماها نمی‌بینیم؛ مگر زمانی که جشنواره‌ای باشد و در همان مقطع اکران شوند. این یک ایراد جدی به فیلم مستند است. در سال‌های گذشته همین‌طور بوده؛ اعتباراتی وجود داشت. فیلمسازان پیش ما می‌آمدند و این اعتبارات را می‌گرفتند و نتیجه‌اش فیلمی می‌شد که نه به جشنواره می‌رفت، نه تأثیری بر اجتماع داشت؛ هرچند شاید از نظر ساختاری فیلم قابل قبولی بود. مونتاژ می‌شد و به کشوی بایگانی می‌رفت. این روند نظارتی هم وجود نداشت. حالا در بحث شوراهای فیلم و فیلمنامه، تعهدی که خدمت شما ارائه کردم این بود که وقتی ما ده جلسه شورای فیلم و فیلمنامه برگزار می‌کنیم، این‌ها باید بیایند و مبادله شوند، فیلمساز ساخته شود. وقتی نظارت تخصصی انجام شود، باز هم ممکن است همان اتفاق گذشته بیفتد و فیلم‌ها به بایگانی بروند. اگر ساختاری شکل بگیرد که در دل شورا کارگروه‌های تخصصی تشکیل شوند و وظیفه‌شان نظارت باشد، قطعاً از فیلمی حمایت می‌کنیم که ساختار درستی داشته باشد، فیلمنامه‌اش درست باشد و تأییدش را نه از ما، بلکه از خود شورای فیلم و فیلمنامه بگیرد. وقتی تأیید شورا را گرفت، اعضای شورا در برابر ما متعهدند و قطعاً برای آن فیلم اتفاقاتی خواهد افتاد. یعنی مسیر اشتباه گذشته باید به این شکل اصلاح شود. آن بحثی که در پایان سال مطرح کردید که گروهی می‌آید و نظر من را جلب می‌کند، این‌طور نبوده است. همان گروه شورای فیلم و فیلمنامه بوده‌اند که آمدند و بر اساس جلسه تشکیل‌شده مصوب شد آن فیلم‌ها ساخته شوند. منتها ما این نگاه را داشتیم که از هنرمندان سایر شهرستان‌ها هم، هرچند ضعیف‌تر، حمایت کنیم تا انگیزه ایجاد شود. نمی‌خواستیم نگاهمان فقط معطوف به زاهدان باشد. آسیب فعلی ما همین است که همه نگاه‌ها به زاهدان است و سایر شهرستان‌ها دیده نمی‌شوند. هنرمندان زاهدان مطلع‌ترند و به ما نزدیک‌ترند و مطالباتشان زودتر منتقل می‌شود. واقعیت این است که ما چهره‌ای بزک‌کرده از فرهنگ و هنر زاهدان داریم و بقیه استان از این موضوع بی‌نصیب مانده است.

در حوزه هنر، چه سینما و چه سایر هنرها، باید این نگاه را تکثیر کنیم. با دید اغماضی که به هنرمند شهرستانی داریم، در آن مقطع فیلمی تولید شد. من با داستان فیلم آقای مرزبان مشکل داشتم. نمی‌دانم انجمن آن را اکران کرده یا نه، اما یکی دو جا که اکران شده بود، فیلم زحمت زیادی برده بود و با توجه به اعتباری که داده بودیم، ایشان رفته بود، تیم تشکیل داده بود و در شهرستان با همان بضاعت خودش فیلم ساخته بود. به نظر من قابل تقدیر است؛ منتها باید به سمت تخصصی شدن بروند.

سلطانعلی عابدی:
شورای فیلم و فیلمنامه به دستور شما شکل گرفت و من هم یکی از اعضای آن بودم. در شورا مصوباتی تصویب شد و همه اعضا آن را امضا کردند. با هدف جلوگیری از هدررفت بودجه و جلوگیری از بایگانی شدن فیلم‌ها، مقرر شد فیلمنامه کسانی تصویب شود که تجربه حضور در یک جشنواره، ولو در سطح منطقه‌ای، داشته باشند. در این مورد بارها با شما صحبت کردم و شما را در جریان جزئیات مصوبات شورا قرار دادم.
اما با این وجود، از کسانی فیلمنامه گرفته شد و قرارداد بسته شد که برخلاف مصوبه، هیچ تجربه جشنواره‌ای نداشتند. چرا مصوبات شورا نادیده گرفته شد؟

عبدالسلام بلوچ‌زاده:
آقای مرزبان فیلم در جشنواره داشته؟ ایشان دانشجوی صدا و سیما بوده و دو فیلم در جشنواره داشته. جشنواره صدا و سیما؟ نه. اسم جشنواره‌اش الان در ذهنم نیست، ولی بررسی کردم؛ دو فیلم در جشنواره داشته. قبل از این هم دو فیلم تولید کرده بود. یک فیلم درباره زندگی یک سوزن‌دوز در منطقه دشتیاری ساخته بود که آن فیلم در جشنواره راه پیدا کرد. منظور این است که گاهی می‌نشینید و با یک گروه تصمیم می‌گیرید. آن گروه، شورای فیلم و فیلمنامه بوده است.

سلطانعلی عابدی:
چرا من به عنوان عضو شورا از این تصمیمات بی‌اطلاع بودم؟ در نشست اولیه شورا، مصوبات روشن و شفاف بود. اگر قرار بود تصمیم دیگری گرفته شود، باید با حضور همه اعضا می‌بود، نه با دعوت گزینشی. در همین شورا دو بار مصوبات نقض شد؛ یک بار در جریان حمایت از تولید چهار فیلم کوتاه و یک بار در جریان بودجه‌ای که برنامه و بودجه به موضوع گردشگری اختصاص داده بود. بودجه‌ای که قرار بود در اختیار شما باشد و شما برای محل هزینه آن تصمیم بگیرید. در شورای فیلم و فیلمنامه به دلیل تعارض منافع و به دلیل اینکه یکی از فیلمسازان خود را مالک آن بودجه می‌دانست، از معاون برنامه و بودجه استعلام گرفتم. ایشان تأکید کردند این بودجه برای فرد مشخصی نیامده و در اختیار مدیرکل است. شما هم اختیار را به شورا واگذار کرده بودید. ما در شورا به این نتیجه رسیدیم که اگر فرد مدعی بتواند از برنامه و بودجه نامه‌ای مبنی بر تعلق بودجه به خود ارائه دهد، بودجه متعلق به اوست؛ در غیر این صورت شورا درباره نحوه اختصاص بودجه به مستندسازان تصمیم می‌گیرد. علی‌رغم وجود این مصوبه، در کمال ناباوری خانم رحیمی، معاون توسعه، در اتاق خود با حضور احمد گلیانی، معاون هنری وقت، جلسه‌ای تشکیل داد. ایشان به عنوان رئیس جلسه، به جای دفاع از مصوبه شورا، جانب مدعی بودجه را گرفت و شهادت داد بودجه متعلق به اوست؛ در حالی که این‌طور نبود. مدیر سابق از چندین نفر از جمله من طرح و برآورد بودجه خواسته بود. وقتی از یک نفر برآورد بودجه خواسته می‌شود یعنی او تهیه‌کننده و مالک کار است. پس از آنکه شما مدیریت را بر عهده گرفتید، من با شما درباره طرح صحبت کردم و آن طرح مورد تأیید شما هم بود. اما معاون توسعه با تشکیل آن جلسه و جانبداری از فرد مدعی، عملاً مصوبه شورا را نادیده گرفت.

رحیمی، معاون توسعه:
بچه‌ها از من خواستند قوانین را برایشان توضیح دهم. من به اصرار آن‌ها جلسه را در اتاق خودم گذاشتم.

سلطانعلی عابدی:
برای توضیح قوانین کار خوبی کردید، اما شما به نفع کسی که مدعی طرح بود شهادت دادید. گفتید شاهد بودم که او این بحث را پیگیری کرده است.
رحیمی، معاون توسعه:
بله، این را گفتم.

سلطانعلی عابدی:
من با همین شهادت شما مشکل دارم. حال که حضور دارید، یک سؤال دیگر هم از شما دارم. در جریان قرارداد با مؤسسات، چرا قراردادها فقط با مؤسسات مشخصی بسته می‌شود؟ حدود ۱۵ مؤسسه چندمنظوره و ۳۷ مؤسسه تک‌منظوره که بر اساس شرح وظایف، با ۸۰ درصد برنامه‌های اجراشده توسط فرهنگ و ارشاد اسلامی همخوانی دارند و بیشتر آن‌ها تاکنون کاری انجام نداده‌اند که به مشکل مالیاتی برخورده باشند. دو معاون سابق فرهنگ و ارشاد هر دو اذعان داشتند که در جریان عقد قرارداد با مؤسسات هیچ‌کاره‌ایم و تصمیم‌گیرنده معاون توسعه است. آن‌ها مدعی بودند معاون توسعه آن‌ها را محدود به عقد قرارداد با چند مؤسسه کرده است. حال می‌خواهم بدانم نقش خانم رحیمی و حوزه اختیارات ایشان چقدر است؟ اگر مثلاً معاون فرهنگی طرحی را بپسندد و بخواهد با یک مؤسسه جدید همکاری کند، آیا اجازه چنین کاری دارد؟ مالکان این مؤسسات هنرمند نیستند و اگر هم باشند، هنرمندان درجه‌یکی نیستند. پس چرا این‌همه مورد توجه قرار گرفته‌اند؟

عبدالسلام بلوچ‌زاده:
بگذارید این را توضیح دهم. معاون توسعه اگر در جلسه حضور داشته باشد، هیچ دخالت و تصرفی در تعیین مؤسسه ندارد. فقط می‌تواند بگوید این مؤسسه برای قرارداد مشکلی ندارد، حسابرسی‌اش را آورده و از آن نظر مشکلی نیست. فقط همین. اینکه به من می‌گفتند با این هفت هشت مؤسسه، معاون توسعه می‌تواند مؤسسه را بررسی کند و از لحاظ مالی نظر بدهد که مثلاً این مؤسسه مشکلی ندارد. اما اینکه معاونین توپ را به زمین معاون توسعه می‌اندازند، بی‌انصافی است. اگر خودشان اینجا بودند به آن‌ها می‌گفتم که ما پارسال اعتباری نداشتیم؛ سال گذشته یکی از معاونین همان مرتب تهران بود و یکی از معاونین هم خودش؛ یعنی آقای صیادی که شما می‌فرمایید، ایشان خودش دو مؤسسه داشت. یعنی با دو مؤسسه می‌خواست قرارداد ببندد. باید برسند به این‌جا که ایشان فقط همین دو مؤسسه را معرفی کرده بود.
بعد اعتبارات مشترک بین معاونت‌ها پیش آمد. من معتقدم شفاف‌سازی لازم است و اگر این موارد را درج می‌کنید، بگذارید کامل درج شود. در واقع جدالی بین معاونت فرهنگی و معاونت هنری پیش آمد؛ چرا؟ چون اعتبارات مشترک بود. معاونت هنری می‌گفت این اعتبار مشترک فرهنگی و هنری است؛ چرا شما معاون فرهنگی با این مؤسسه قرارداد بستید؟ این جدال پیش آمد. ما یک تجربه در خصوص مؤسسات داشتیم که همزمان با ورود من بود. اولین سال اعتبارات آسیب‌های اجتماعی را داشتیم. قبل از آن‌که استان اجرا کند، من در شهرستان آسیب‌های اجتماعی را اجرا کرده بودم. این بودجه، بودجه‌ای بود که بسیاری از ادارات کل می‌گرفتند و هنوز هم می‌گیرند؛ یعنی شاید یک درصدش به ارشاد نمی‌رسید. وقتی من در شهرستان بودم، ده تومان برای پنج برنامه به ما داده بودند و ما پنج برنامه را در شهرستان اجرا کردیم. یکی از ادارات کل برای یک برنامه پنجاه میلیون تومان گرفته بود؛ در حالی که آن سال پنجاه میلیون تومان ارزش زیادی داشت. پنجاه میلیون برای یک برنامه یک‌روزه! بعد ما با ده تومان پنج برنامه اجرا کردیم. بعدش آمدیم این‌جا و اعتبار آسیب‌های اجتماعی را اجرا کردیم. این تجربه بحث مؤسسات را خدمتتان عرض می‌کنم. آسیب‌های اجتماعی یک کارگروه داشت. کارگروهی که طرح‌ها را تعیین می‌کرد، متشکل از افراد خاصی بود؛ افرادی که شاید در حوزه فرهنگ و هنر نقشی نداشتند، اما در دستورالعمل آمده بود که مثلاً فلان اداره یا فلان شخص نماینده باشد. طرح‌ها باید در آن جمع تصویب می‌شد. طرح‌ها فرهنگی و هنری بودند و با آن افراد سنخیت چندانی نداشتند. تعدادی از طرح‌ها در سال اول در آن شورا تصویب شد و برای اجرا رفت. دوره بعد، همه مؤسسات ثبت‌شده طرح گرفتند. اما طرح‌ها به کجا رسید؟ به این‌جا رسید که بسیاری از مؤسسات فقط توانستند قسط اول را بگیرند و نتوانستند کار را ادامه دهند. خودشان آمدند و گفتند از قسط دوم انصراف می‌دهیم؛ یعنی توان اجرای برنامه را نداریم. بنابراین بسیاری از مؤسسات در همان زمان هم اجرای موفقی نداشتند. برخی از این مؤسسات سابقه‌ای دارند و در برخی برنامه‌ها این مصداق پیدا می‌کند که مؤسسه باید آورده‌ای داشته باشد و برود برای اجرا. اعتبار ما حکومتی است و ما کمک می‌کنیم که اعتبار خودشان را جایگزین کنند. من با این نگاه که فقط چهار پنج مؤسسه باشند موافق نیستم، اما این‌که کل مؤسسات را برای برنامه‌های کلان دخیل کنیم هم درست نیست. خصوصاً در زمان من آن برنامه‌ها سه چهار عنوان بیشتر نبودند؛ مثلاً تقویت بنیه فرهنگی شهرستان‌ها را نمی‌شد بین سه چهار مؤسسه تقسیم کرد. یک مؤسسه می‌توانست انتخاب شود. البته انتخاب توسط معاون توسعه یا شخص من نبوده؛ انتخاب کاملاً با اختیار خود معاونت‌ها بوده است. خودشان انتخاب می‌کردند و حتی خودشان دست مؤسسه را می‌گرفتند و می‌آوردند. بسیاری از طرح‌ها هم با مؤسساتی بود که با آن‌ها راحت بودند؛ یعنی از این نظر که بتوانند راحت برنامه را برگزار کنند.
یک نکته اضافه کنم. فرمودید در فراخوان هم بود که باید آورده‌ای داشته باشند. آن پول چند ماه زودتر به حساب مؤسسات رفت و ما ماندیم و بعداً اجرا شد. عملاً تمام مفاد توافق‌نامه از حیز انتفاع خارج شد. این را هم توضیح بدهید. عرض می‌کنم بحث آورده زمانی مطرح شد که اعتبار فقط روی کاغذ اعلام شده بود؛ یعنی تخصیص داده نشده بود. بسیاری از برنامه‌ها باید در زمان مشخصی انجام می‌شدند. آن آورده برای این بود که اگر اعتبار به موقع نرسید، مؤسسات با آورده خودشان برنامه را اجرا کنند. در بحث این‌که افراد درجه یک همکاران ما در مؤسسات نباشند، ما چند سال است با مؤسساتی که افراد درجه یک همکارمان عضو آن‌ها هستند هیچ قراردادی نبسته‌ایم. بسیاری از آن‌هایی که قبلاً بودند تغییر کرده‌اند. اگر اساسنامه‌ها و تغییراتشان را انجام داده باشند، معاون توسعه وظیفه‌اش رسیدگی به این تغییرات است.