سلطانعلی عابدی، سردبیر دیار عیار: در زمان تصدی معاونت فرهنگی پیشین، نامهای با امضای ایشان دیدم که از بودجهای با عنوان آسیبهای اجتماعی، مبالغی به انجمن ها تخصیص یافته بود. ارقام دقیق یادم نیست، اما ناراحت کننده بود. بین ۳۰ تا ۷۰ میلیون تومان متغیر بود. پرسش من این بود که این تخصیصها بر چه مبنا و معیاری انجام شده است؟ سینمای جوان با آن میزان هزینه های سنگین فیلمسازی فقط ۳۰ میلیون تومان و انجمن شعر ۷۰ میلیون تومان؟ اگر چه این مبلغ برای انجمن شعر هم اندک است اما بحث من صرفا مقایسه و پرسش گری در باره نحوه نگرش فرهنگ و ارشاد به موضوع تخصیص بودجه هاست.در ادامه، به مؤسسه نگاران و حوزه عکاسی ۵۵۰ میلیون و به فیلمسازی ۴۵۰ میلیون تومان پرداخت شده است. البته معتقدم حمایت از عکاسی باید بیش از این باشد تا عکاسان به سفر بروند، نمایشگاه برگزار کنند و آثارشان را ارائه دهند. بحث من این نیست که چرا به یکی بیشتر و به دیگری کمتر دادهاید، پرسش اصلی این است که متر و معیار این تصمیمها چیست و چگونه اتخاذ میشود.
عبدالسلام بلوچزاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان: در آن اعتباری که ما داشتیم، با عنوان تقویت بنیه فرهنگی و هنری مؤسسات و عناوین حمایت از انجمنها بود. این اعتبار را اساساً تهران تعیین کرده بود. در لیستی که برای ما فرستاده بودند، مثلاً برای انجمن دفاتر ۳۰ میلیون تومان تعیین شده بود. ما هم وقتی دیدیم، گفتیم با ۳۰ میلیون تومان چه چیزی را میتوان برگزار کرد؟ یا برای انجمن تجسمی و انجمن نمایش، اینها چگونه باید مسابقه برگزار کنند؟ آن بخش اساساً در اختیار معاون فرهنگی نبود. اما بحث نگاران و موارد مشابه را ما تصویب کردیم. ما برای فیلمسازی قسط اولی را تصویب کردیم. یعنی تصمیم گرفتیم بخشی از این پول را برای حمایت از تولید فیلم بگذاریم. قسط دومی را هم در نظر گرفتیم که محقق نشد. نگاران اکنون برند استان ما شده است. هنرمندان عکاس از سراسر کشور به استان ما میآیند و از فضاهای ما عکس میگیرند. این برنامه هر دو سال یکبار و به صورت دوسالانه برگزار میکنیم، روشی که استمرار داشته باشد، مثل نهالی که بالنده شده. اما بحث فیلمسازی مقایسهای نبود. ما یک قسط اول برای آن در نظر گرفتیم و قسط دومی که حتی از نگاران بیشتر میشد، اما قسط دوم محقق نشد.
سلطانعلی عابدی: به حوزه رسانه میرسیم. باید سندی را به شما نشان دهم. این سند نشان میدهد، در آرای جشنواره پایانی مطبوعات استان دستبرده شده است. آیا از این موضوع اطلاعی دارید؟ لطفاً توضیح دهید.
عبدالسلام بلوچزاده: آثاری که به جشنواره آمده بود، بدون بررسی فنی و محتوایی، یکجا برای داوری ارسال شده بود. من آثار را هم از نظر فنی و هم محتوایی بررسی کردم. بسیاری از آثار مشکل داشتند: گزارش جای گزارش نبود، عکس جای عکس نبود و ایراد فنی داشتند. به همین دلیل نامه زدند که داوری بازنگری شود. نتیجه دوم به دست شما نرسیده است. آثار از نظر فنی مشکل داشتند. آنها داوری شده بودند، اما آثار باید اینجا بررسی و سپس ارسال میشد، بدون بررسی ارسال شده بود. آثار ضعیف حذف میشوند، مثلاً مصاحبه در بخش گزارش آمده بود، یا گزارش جلسه در گزارش تفسیری. در داوری سیموکس تغییری ایجاد شده است. فیلم و عکس هم از نظر فنی ایراد گرفته شده و بعداً به صورت تخصصی پذیرفته شده است.
سلطانعلی عابدی: به هر گونه ای هم فرستاده باشید، بالاخره این سند نظر داوران را نشان می دهد و امضای آنها را دارد. و حالا برسیم به انتصابات، به انتصاب رئیس اداره شهرستانی، که دو شغل دارد: هم رئیس اداره شهرستان نیمروز و هم زابل. خودش در کانال اطلاعرسانیاش این دو مسئولیت را جداگانه معرفی میکند. آیا قانون این اجازه را به شما میدهد؟ و سؤال دوم: از سوی ایشان شکایتی علیه یکی از مطالبهگران حوزه سیستان مطرح شده است. شکایتی که بازتاب گستردهای داشت. ظریفمیری روزنامه نگار و مطالبه گر شهرستان نیمروز مدعی می شود، در همایشی در این شهرستان، کارت هدیه ای با مبالغ مختلف، به تقدیر شوندگان داده می شود. ادعایی درست و قابل اثبات اما یزدان پناه از ایشان شکایت کرده و به دو سال حبس محکوم می شود. من از شما گلایه دارم چرا به موضوع ورود نکردید تا حل و فصلش کنید؟ بخشنامه معاون اول رئیسجمهور میگوید دستگاههای دولتی و مدیران دستگاه ها، قبل از طرح دعوی میبایست مجوز شورای اطلاع رسانی دولت را اخذ کنند. در شکایت، یزدانپناه این موضوع را نادیده گرفته و بعد شما او را به عنوان رئیس اداره شهرستان منصوب کردهاید. با انتصاب فردی که سابقه شکایت از یک روزنامهنگار دارد. چه پیامی به جامعه مدنی سیستان منتقل میکنید؟
عبدالسلام بلوچزاده: من ابتدا سؤال دوم را پاسخ میدهم. درباره آقای ظریفمیری، بررسی من این بود که آنها مشکلات شخصی با یکدیگر داشتند. شکایت هم شکایت شخصی بوده و آقای ظریفمیری در آن پرونده به عنوان رسانه از او شکایت نشده است. دو فرد که با هم مشکلات شخصی داشتند از یکدیگر شکایت کردند، نه بحث رسانه بود و نه بحث اداره.
سلطانعلی عابدی: ظریف میری روزنامهنگار است. حتما بین آنها اختلافاتی بوده و اما محور شکایت و محکومیت وی، صرفا به موضوع همایش و کارت های هدیه باز میگردد. اگر غیر از این بود من حاضر نمیشدم در این گفتوگو که قرار است نشر شود، طرح موضوع کنم، حتما اطمینان دارم و می دانم شما بلافاصله در صدد تحقیق اصل موضوع بر می آیید و قطعا خود را در موقعیت ضعف قرار نمی دهم. بسیاری از روزنامهنگاران در کنار کار رسانهای، کانال شخصی دارند و یادداشت مینویسند. محور نقد، فرهنگی بوده غیر از اینست؟ فرد چه از طریق واحد حقوقی دستگاه شکایت کند یا به صورت شخصی، در هر دو صورت مشمول بخشنامه میشود. وقتی یزدانپناه منصوب شد، یکی از اولین اقداماتش نامهنگاری با دستگاه قضا برای بسته شدن کانال فرزاد ظریفمیری بود. یعنی رئیس اداره دو شهرستان اولویت دیگری ندارد؟ در ادامه یزدان پناه از یک استاد دانشگاه به صرف مصاحبه و اظهار نظر در باره پلاتوی در حال ساخت، شکایت می کند. چرا باید متولی فرهنگ به جای گفتوگو یا جوابیه، به شکایت روی میآورد و بعد هم ارتقا بگیرد؟
عبدالسلام بلوچزاده: از بنیان توضیح دهم که ما با چه مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنیم. بسیاری از شهرستانهای جدیدالتأسیس در سیستان و بلوچستان داریم و در شهرهای اصلی نیز نیروی انسانی کافی نداریم. شهرهای جدیدالتأسیس مدام اضافه میشوند و انتظار میرود در آنها نمایندگی یا اداره تأسیس شود. ادارهای مثل ایرانشهر با دو نیروی اداری اداره میشود؛ ادارهای مثل نیکشهر نیز با دو نفر. قصرقند، فنوج و دلگان هم اضافه میشوند و ما باید نیروها را تکثیر کنیم. دلیلش این است که شهرهای مادر و مرکزی نیز ضعیف میشوند. تکنیرویی در بسیاری از شهرستانها خروجی مطلوبی ندارد. از ظرفیت ارگانهای دیگر هم استفاده و نیرو جذب کردهایم، اما این به ضرر حوزه ماست. برای استخدام و بهکارگیری نیروها پروسهای طولانی داریم. فعلاً در شهرستانهایی مثل نیمروز این مشکل را داریم. برای انتصاب، گزینهها را معرفی میکنیم تا مسئولان شهرستان با آنها کار کنند و بررسیهای خود را انجام دهند. برای نیمروز گزینهای داریم که بهزودی پروسهاش طی و منصوب میشود. اینکه یک نفر مسئولیت دو شهرستان را در این شرایط داشته باشد، به صلاح نیست.
من به قانون اشراف دارم که بالاخره نباید دو شهرستان را هم پوشش بدهد، اما گاهی در موقعیتی قرار میگیرید که هیچ چارهای ندارید. من کلیت نظرم این است که شهر جدیدالتاسیس را میتوانیم با یک شهر مادر تقویت کنیم؛ مثلاً زابل اگر تقویت شود، میتواند نیمروز و هامون را پوشش دهد. من خودم رئیس شهرستانی بودم که دو شهرستان از دل آن بیرون آمدند، ولی نیروی آن شهر مادر قوی بود.
در خصوص بحث برخورد با افراد منتقد، اصلاً موافق نیستم. حتی در جلسهای گفتم که اتفاقاً فلان نشریه یا رسانه بر علیه ما مینویسد و نقد میکند، اما اینکه تولید خبر میکند و تولیدات مال خودش است، قابل تقدیر است. حتی اگر نقد باشد، باز هم قابل تقدیر است که شخصی بیاید خبری را تنظیم کند؛ این خیلی بهتر از این است که با روزنامهنگاری مواجه باشیم که خبرش کپی باشد یا انسجام نداشته باشد. با این نگاه که با رسانهای برخورد شود، من اصلاً موافق نیستم، ولی مسائلی که مطرح کردید را بررسی میکنم.
فرشید عابدی:
شما فرمودید به مباحث قانونی دو شغله نیز واقف هستید، اما با این حساب، یزدان پناه را برای شغل سوم به منطقه آزاد معرفی کردید که با آن مخالفت شد.
عبدالسلام بلوچ زاده: ما اقای یزدانپناه را برای مساور فرهنگی به منطقه آزاد معرفی کردیم. پروسه انتصاب، پروسهای طولانی است. وقتی میخواهیم کسی را منصوب کنیم، ابتدای امر بحث استعلامات نهادها مطرح است. بعد به گزینش میرسد که پروسه دو یا سه ماهه نیست و گاهی شش تا هشت ماه زمان میبرد. بحث بعدی، آزمون شایستگی مدیران است. بعد از تایید استعلامات و گزینش، باید در آزمون شایستگی مدیران شرکت کنند. فقط بعد از اینها میتوانیم حکم سرپرستی یا تمشیت بزنیم.
فرشید عابدی:
اگر ماده ۹۴ قانون خدمات کشوری را مطالعه کنید، فقط سرپرستی را ذکر کرده است. در خصوص تمشیت و کفیل هم حرفی به میان نیامده است، اینها نظرات حقوقدانان است و تصدیشان نافذ نیست و خلاف قانون محسوب میشود. جایگاه مشاور، شغل محسوب میشود، بنابراین ابلاغ انشایی شما برای مشاور امور بانوان اداره کل نیز خلاف قانون است.
عبدالسلام بلوچ زاده:
ما قبل از حکم، با وزارتخانه مشورت کردیم و با نظر آنها حکم تمشیت زدیم.
سلطانعلی عابدی:
شما همیشه حرفهای قشنگی میزنید. در جریان سخنرانیتان در جشنواره پایانی مطبوعات هم حرفهای فوقالعادهای زدید که رسانههای مستقل باید تقویت شوند. اگر قرار است جامعه مدنی شکل بگیرد، طبیعتاً ورودیاش از سمت رسانههاست. متأسفانه رسانههای ما شدهاند روابط عمومی ادارات و برخی سطح خود را چنان پایین آوردهاند که روابط عمومی یک سری اشخاص شدهاند. حداقل توقع میرفت در دوران جنگ از رسانهها حمایت شود. بنیه مالی رسانهها قوی نیست و وابستگی شدیدی به آگهیها دارند. عملاً این وابستگی به آگهی باعث شده که ما رسانه مستقل نداشته باشیم.
به گزارش دیار عیار، انتصابات باید مستند به قانون باشد. در هیچ یک از مواد قانون مدیریت خدمات کشوری، مستندی برای انتصاب تحت عنوان تمشیت یا کفیل، وجود ندارد.








