پسلطانعلی عابدی، سردبیر پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار:
بسیار خرسندم که بالاخره فرصتی پیش آمد تا درباره عملکرد فرهنگ و ارشاد اسلامی به گفتگو بنشینیم. در ابتدا از مجتمع فرهنگی شروع کنیم. مجتمع فرهنگی باید هویت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد و اگر کارمندان این مجموعه حقوق میگیرند، به واسطه حضور هنرمندان و اهالی فرهنگ در آن است. روزگاری نه چندان دور، مجتمع فرهنگی محل آمد و شد هنرمندان بود اما امروزه کمتر هنرمند شناختهشدهای را در آن میبینیم. چه شد که مجتمع به اینجا رسید و چه باید انجام دهیم تا دوباره آن دوران باشکوه بازگردد؟
عبدالسلام بلوچزاده، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی:
بحث تبارشناسی جامعه را باید با نگاه آسیبشناسانه بررسی کرد. ما مقطعی شاهد اوج رونق انجمنها بودیم. در طول زمان سیاستهای غلطی اعمال شد که ما به آنها نقد داریم؛ از جمله اینکه مجوز انجمنها باطل شد و انجمنها باید به مؤسسات تبدیل میشدند. در آن مقطع کرونا تازه آمده بود و جلسات مختلفی برگزار شد. من معاونت بودم و میگفتم فرق انجمن هنرهای نمایشی با یک مؤسسه ثبتشده چیست؟ انجمن، حالت انجمن مادر و استانی را دارد و میتواند کل استان را پوشش دهد. بحث برونسپاری خدمات هم مطرح شد. آموزشگاههای فرهنگی هنری تأسیس شدند و بخش عظیمی از مخاطبان به سمت آنها رفتند. مثلاً تعداد آموزشگاههای موسیقی زاهدان را ببینید؛ این آموزشگاهها مخاطبان انجمن موسیقی را جذب کردند. بنابراین انجمن باید کارکرد خود را تغییر دهد. ما یک استارت کوتاه در انجمن تجسمی زدیم و استادی از تهران برای آموزش چیدمان هنری آوردیم که مخاطب خاصی جذب شد. اما اگر با نگاه قدیمی به فعالیت انجمنها ادامه دهیم، قطعاً نتیجه نمیگیریم، چون در کنار انجمن تجسمی، چهار آموزشگاه تجسمی در زاهدان فعال است. انجمنها باید به مؤسسات هنری چندمنظوره و تکمنظوره تبدیل میشدند و الان در یک برزخ گیر کردهاند. این مشکل مختص ما نیست و در سراسر کشور اتفاق افتاده است. از طرفی این بحث یک بام و دو هواست؛ از یک سو انجمن سینمای جوان انتصابی است و از سوی دیگر ابلاغ میکنند انجمن هنرهای تجسمی انتخاباتی باشد. شرایط انتخابات آنقدر پیچیده است که هنرمندان پیشکسوت ما نمیتوانند در هیئتمدیره یا مدیرعاملی قرار بگیرند و هنرمندان آماتور هم سیاست اداره انجمن را ندارند. ما فعلاً در این برزخ دست و پنجه نرم میکنیم که حاصل نسخههایی است که برای تهران پیچیده شده و در بسیاری از استانها کارکرد ندارد.
سلطانعلی عابدی:
قطعاً بخشی از مشکلات به تصمیمهای نادرست وزارتخانه بازمیگردد، اما درباره بخشی که به مدیریت استانی مربوط است صحبت کنیم. از آنجا که در حال حاضر بحرانیترین انجمن، انجمن نمایش است، با آن شروع کنیم. بعد از یک فرایند طولانی که انتخابات ریاست انجام نشده بود، یکی از پیشکسوتان عرصه نمایش به عنوان سرپرست منصوب شد؛ تصمیمی که باعث خرسندی خیلیها شد. اما یک تصمیم بحثبرانگیز درباره بستن درب سالن و جلوگیری از تمرین گروهها، بحرانساز و باعث دو دستگی هنرمندان شد. خیلیها دلخور شدند و رفتند. نمیدانم فلسفه این کار چیست، اما من بر این باورم هنرمندان از ساختمانها مهمترند. این هنرمندان هستند که به ساختمانها اهمیت میدهند. دلیل بسته شدن سالن هر چه باشد، باعث دو دستگی شده و تصمیم خوبی نبوده است. من کارشناس سازه نیستم و نمیدانم یک سالن نمایش چقدر میارزد، اما میدانم ارزش یک هنرمند با پول قابل سنجش نیست. چرا به عنوان مدیر کل برای باز کردن درب سالن مداخله نکردید؟ حال بفرمایید برای رونق نمایش چه باید کرد؟
عبدالسلام بلوچزاده:
انجمن نمایش از انجمنهایی بود که انتخابات برگزار کردیم، هیئتمدیرهاش شکل گرفت و مدیرعاملش انتخاب شد. در آن فرایند فقط مدیرعامل ماند و هیئتمدیره منحل شد. بعد با یک سری حوادث، انتخابات انجمن نمایش به تأخیر افتاد. ما فضاهای فرهنگی را بررسی کردیم. هنرمندان پیشکسوت نمایش آمدند و گفتند اتاق گریم با کلی وسایل از بین رفته، لباسها از بین رفته، وسایل و سالنها از بین رفتهاند. خانم انصاری را برای ساماندهی گذاشتیم، نه به این معنی که درب سالنها کاملاً بسته باشد. ایشان برنامهریزی کرده که فضای تمرینی در اختیار گروهها قرار دهد و اجرا در پلاتو یا سالن آمفیتئاتر باشد. ما در بحث انجمن نمایش تعداد زیادی موافق و مخالف داریم. تعداد عظیمی از هنرمندان پیشکسوت معتقدند انتصاب بهتر از انتخابات است و گروهی مخالفاند. ما به سمت قانون میرویم، اما حداقل ساماندهی در خود انجمن انجام شود. خانم انصاری برنامه دارد و بحثش دریغ کردن سالن از هنرمندان نیست؛ بلکه در حال ساماندهی است. همین هنرمندان معترض الان در سالن آمفیتئاتر اجرا دارند.
ما بسیاری از فضاهای بلااستفاده و فضاهایی که دست ارگانهای دیگر بود را پس گرفتیم. الان فضاهای تمرینی، پلاتو و سالن آمفیتئاتر فعالاند. اما بحث انتخابات و انتصابات است؛ خیلی از هنرمندان موافق ماندن خانم انصاری هستند. نگاه ما این است که وقتی قانون مصوب میشود، باید دید آیا تأثیر مثبتی بر جامعه دارد یا نه. وقتی تأثیر قانون منفی است و همه را میزند، ترجیح میدهیم فعلاً قانون را خم کنیم، نه اینکه بشکنیم. رضایتمندی جامعه هنری فعلاً در این قسمت است تا به سرانجامی برسیم و بعد قانون را اجرا کنیم. این بحث برزخ بین انتخاب و انتصاب را در انجمن هنرهای نمایشی داریم.
سلطانعلی عابدی:
تصمیم انتصاب یا انتخاب با شماست. انتصابات در برخی انجمنها نتیجه داده و در برخی جواب نداده است. اما بحث الان یک تصمیم بحرانساز است؛ تصمیمی که طبق گفته خود شما، نیمی مخالف و نیمی موافق دارد. تعدادی از بچههای نمایش برخلاف میلشان به سایر مراکز هنری مانند حوزه هنری پناه بردهاند و بسیاری خانهنشین شدهاند. مدیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یا رؤسای انجمنها پدر و مادر معنوی هنرمندان هستند و توقع میرود بزرگتر یک خانواده نگران اعضایش باشد. تصمیمی که منجر به دوپاره کردن خانواده شود، شک دارم تصمیم مناسبی باشد. من معتقدم برای جلوگیری از خسران بیشتر، هر چه سریعتر در این باره تجدید نظر شود. ما در انجمنها تجربیات تلخی پشت سر گذاشتهایم. انجمن نمایش، شعر و سینمای جوان از انجمنهای پررونق بودند، اما هر بار اتفاقی افتاد و از رونقشان کاست. هر بار تعدادی از هنرمندان از هنر فاصله گرفتند و هنر صدمه دید. انجمن نمایش زاهدان در عین داشتن اختلاف، رونق داشت. الان سطح نمایش استان در حد نمایش مدرسهای نزول کرده و بعد از دوران اوج دچار فروپاشی شده است. آیا این سطح از نمایش باب میل شماست؟ چه باید کرد تا از این وضعیت بیرون برویم؟ برنامههایتان برای عبور از بحران محتوا، بازیگری و کارگردانی چیست؟
عبدالسلام بلوچزاده:
در خصوص انجمن نمایش و کلاً انجمنها، ما یک منشور داریم. برای امسال گفتیم جشنوارهزدایی و رویدادزدایی، چون در بسیاری از جشنوارهها دچار کلیشه شده بودیم. الان دوسالانه خوشنویسی قزوین هم میگوید دچار کلیشه شده است. ما گفتیم در بحث هنرهای نمایشی و تجسمی، آموزش، توانمندسازی و حمایت از تولید را در پیش بگیریم. امسال برای هنرهای نمایشی گفتیم کل استان بیایند و نیازهای آموزشی اعلام شود. بسیاری از هنرمندان ما نیاز به بهروزرسانی دارند. اساتید از تهران بیایند و هنرمندان بهروزرسانی شوند. هنرمندان شهرستانی هم در ظرفیت استانی آموزش ببینند، تولید اثر انجام شود و تولید اثر حمایت شود. ما همیشه یک ماه مانده به جشنواره اثر تولید میکردیم و ماحصلش کارهای ضعیفی بود که مقامی کسب نمیکردند. اما وقتی تولید اثر داشته باشیم و اجرای عمومی در سطح استان انجام شود، کاری که در ایرانشهر اجرا میشود اگر قوی باشد، در زاهدان اجرا شود؛ کار زاهدان به زابل برود و زابل به سراوان. در طول سال بچهها درگیر نمایش میشوند. ولی اگر جشنواره برگزار کنیم، جشنوارهزده میشویم و یک ماه مانده به جشنواره اثر ضعیف تولید میکنیم و درجا میزنیم. جشنواره را فعلاً متوقف کردیم، بهویژه در بحث هنرهای نمایشی که این دوره را روی آموزش و حمایت از تولیدات گذاشتهایم. هر نمایشی که در هر جای استان تولید شود و گروه بازبین آن را تأیید کند، هم از لحاظ نمایشنامه و هم اجرا، میتواند در شهر خودش اجرا کند و بعد در شهر بعدی. این بچهها درگیر نمایش میشوند و این برنامه ما برای هنرهای نمایشی امسال است. البته این قسمت از سال درگیر جنگ بودیم و بسیاری از وضعیتها تابع شرایط است. گاهی حفظ وضع موجود برای ما در اولویت است نسبت به تعریف رویدادهای جدید و اجرای آنها.








