بذل به طالبان؛ بدون ما بـاِزاء!
ماجرای مبهم واگذاری ۱۱۰ هکتار اراضی در بندر چابهار به افغانستان برای مقاصد لجستیکی، اگرچه از سوی مقامات محلی تکذیب شده، اما پیوندی عمیق با روند اعطای امتیازات ویژه به طالبان در سالهای اخیر دارد. پرسش بنیادین این است: چرا در ازای امتیازاتی که به کابل داده شده؛ برای حل تنشهای استراتژیک ایران، بهویژه در حوزه حقابه، تضامینی دریافت نمیشود؟
فیلم|بررسی ابعاد هیدروپلیتیک افغانستان و بحران محیطزیست سیستان در نشست مدیرمسئول دیار عیار با معاون رئیسجمهور
مدیرمسئول پایگاه خبری و تحلیلی دیار عیار در جلسه با رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، به بررسی پیامدهای ابعاد متعدد و در همتنیده سدسازیهای افغانستان در حوضه آبریز هیرمند پرداخت. در این نشست، ضمن نقد نبود برنامههای عملیاتی موثر برای مرطوبسازی اراضی تالابی و مدیریت گردوغبار، بر ضرورت بازنگری در استراتژیهای دیپلماسی آب و استفاده از اهرمهای موجود برای اخذ حقوق ایران تأکید شد.
رییس پژوهشگاه زابل؛ از ادعای تخصص تا انفعال در بزنگاه تاریخی
یک پژوهشگاهِ مستقل در منطقه بحرانزدهای مانند سیستان، صرفاً یک نهاد اداری نیست؛ بلکه باید مغز متفکر و دیدهبان راهبردی منطقه باشد. اما آنچه امروز تحت عنوان پژوهشگاه زابل مشاهده میکنیم، فاصلهای معنادار با کارکردهای تعریفشدهاش دارد. نقد ما به این مجموعه، نقد فرآیند مدیریتیست که در قبال علت اصلی بحران سیستان، انفعال پیشه کرده است.
سخنگوی صنعت آب مطرح کرد: نه به هژمونی آبی در منطقه/ از حقابه هیرمند عقبنشینی نمیکنیم
سخنگوی صنعت آب گفت: در طول تاریخ، اصلیترین منبع تأمین آب منطقه سیستان، حوضه آبریز هیرمند بوده است. حدود ۹.۵ میلیارد متر مکعب آب از این حوضه جریان مییافت که تمام زندگی مردم به آن وابسته است. بنابراین، جمهوری اسلامی هرگز از حقابه قانونی خود عقبنشینی نخواهد کرد؛ چراکه حیات منطقه به این آب گره خورده است.
نامه سرگشاده مدیرمسئول دیار عیار به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست
در بخشی از نامه سرگشاده آمده است: از این بابت که سرکارعالی را در قالب نامه سرگشاده مورد خطاب قرار دهم، پوزش میطلبم، از آنجایی که سفر شما به گونهای برنامهریزی شده بود که بنده و برخی از کنشگران دغدغهمند محیطزیست، روزنامه نگاران تخصصی این حوزه، متخصصان برجسته حوزه بیابان، گرد و غبار و دیپلماسی آب در جلسه با سرکارعالی حضور پیدا نکنند، بنابراین ذکر نکات و مطالبات به حق این سامان، در قالب نامه سرگشاده، تنها مسیر باقی مانده به نظر میرسید.
تحلیلی بر سفر بی موقع هیات استانی به افغانستان
سفر اخیر هیاتی از مدیران سیستان و بلوچستان به ولایت نیمروز افغانستان، به سرپرستی منصور بیجار، بار دیگر عدم آشنایی مسئولان استانداری با مفاهیم دیپلماسی رسانه و حتی دیپلماسی در سطوح بالاتر را آشکار ساخت. طرح مسائل آبی در شرایطی که آب به سیستان سرازیر شده و پیشبینی تداوم آن به دلیل بارشها و سیلابهای جاری وجود دارد، نه تنها ثمربخش نبوده، بلکه میتواند پیامدهای منفی به همراه داشته باشد.
درک ناچیز معاون استاندار سیستان و بلوچستان از دیپلماسی آب
عطاالله اکبری معاون عمرانی استاندار سیستان و بلوچستان در بازدید از سد جریکه، با دستاوردسازی مجدد، ورود سیلاب به منطقه را ماحصل گفتمان و دیپلماسی محلی عنوان کرد؛ اظهار نظر اکبری، ادعای نماینده سیستان را نقض کرد.
امضای تفاهمنامه انجمن دیپلماسی آب ایران و دانشگاه زابل برای راهاندازی قطب علمی دیپلماسی آب در شرق کشور
در روز دوم فوریه امسال مصادف با روز جهانی تالابها، انجمن دیپلماسی آب ایران (IWDA) با هدف توسعه گفتمان علمی-کاربردی دیپلماسی آب و تقویت نقش ایران در مدیریت همکاریجویانه منابع آب فرامرزی، گام بلند و راهبردی دیگری برداشت. تفاهمنامه همکاری مشترک میان دکتر محمدرضا شهبازبگیان مدیرعامل انجمن دیپلماسی آب ایران، و دکتر محمد رکوعی رئیس دانشگاه زابل، به امضا رسید.
گل به خودی استانداری سیستان و بلوچستان به منافع ملی
حکومت طالبان براساس رویکرد هیدروپلیتیک خود، اقدامبه روایتسازی جعلی کرده که افکار جهانی را با خود همراه کند تا به بهانه خشکسالی و ... حقابه رودخانه هیرمند را نپردازد، وزیر صنعت و تجارت طالبان در سیستان نیز در همین چارچوب سخن گفت، اما فاجعه بزرگتر اینجا بود که کانال رسمی استانداری سیستان و بلوچستان به نشانهی تایید سخنان وزیر طالبان، ویدئو ادعای وی را منتشر کرد! تا ناخواسته در زمین هیدروپلیتیک افغانستان بازی بخورد.
تناقض مدیریتی در اجرای طرحهای اشتغالزایی مرزی
سیستان و بلوچستان با بحران چندلایه خشکسالی، ضعف دیپلماسی آب، چالشهای متعدد و در هم تنیده برای رسیدن به توسعه، بیکاری ساختاری و محرومیت اقتصادی دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی که طیف گستردهای از جوانان بهواسطه ضعف دیپلماسی آب و فروپاشی کشاورزی سنتی، روزگار خود را از دست دادهاند، بنابراین بهرهمندی از ظرفیتهای مرزی میتواند راهکاری واقعبینانه برای تأمین معاش باشد، اما آنچه در عمل شاهد آن هستیم، نه سیاستگذاری منسجم و عادلانه، بلکه اجرای دوگانه و متناقض یک طرح واحد در دو منطقه یک استان است که پرسشهای جدی درباره عدالت مدیریتی و شفافیت اداری را برمیانگیزد.

































