چرا نباید به خط فرعی، برای سیستان راضی شد؟
با نگاهی به نقشه پروژه اجرای راه آهن زاهدان به زابل که توسط یکی از نمایندگان سیستان منتشر شده، مشخص است که آنچه تحت عنوان اتصال زابل به شبکه ریلی مطرح میشود، در واقع یک خط فرعی است که سیستان را به حاشیه کریدور اصلی رانده و در واقع در بن بست ریلی قرار داده است. در این پیکربندی، مسیر اصلی ریلی، از سهراهی دشتک عبور کرده و سیستان را دور میزند؛ اتفاقی که در عمل این منطقه را از جریان اصلی جابهجایی مسافر، محروم میکند.
سکوت رییس سازمان جهاد کشاورزی استان در برابر پرسشهای تخصصی؛ چرا صدای کارشناسان در غبارِ طرحهای چاهکمحور، گم شده است؟
در حالی که سیستان با بحرانیترین دوران زیستی خود دستوپنجه نرم میکند، رییس سازمان جهاد کشاورزی استان در مواجهه با پرسشهای تخصصی درباره پیامدهای فاجعهبار گسترش چاهکها و تجاوز به حریم رودخانه سیستان و نحوه عملکرد هلدینگ ماهان، به عدم پاسخگویی به برخی پرسشها پناه برده است. تناقض میان ادعای توسعه و اجرای برنامههایی که کارشناسان، آنها را موتور تولید فرسایش بادیمیدانند، اکنون این سازمان را در برابر افکار عمومی و جامعه علمی، در موقعیت پرسشبرانگیزی قرار داده است.
بحران گرد و غبار سیستان؛ وقتی تداوم فعالیتهای اداری، به قیمت جان و سلامت شهروندان تمام میشود
در حالی که آسمان سیستان مملو از غبار شده و طوفانهای گرد و غبار، حیات را در این منطقه مختل کرده است، آمار منتشر شده از سوی دانشگاه علوم پزشکی زابل، فراتر از یک گزارش بهداشتی ساده، بلکه یک زنگ خطر حقوقی و انسانی است. روایت ۱۶۶۵ مراجعه به مراکز درمانی، از جمله ۸۳۸ مورد با عوارض تنفسی و ۴۶۷ مورد با مشکلات قلبی-عروقی، نشان میدهد که ما با یک بحران در حال گسترش روبرو هستیم که پاسخ دستگاههای متولی به آن، نهتنها کافی نیست، بلکه با «ترک فعل» در مدیریت، منجر به افزایش صدمات شده است.
چرا سیستان، تاب حضور هلدینگ ماهان را ندارد؟
خبر ورود مدیرعامل هلدینگ ماهان به سیستان و احتمال حضور آنها در عرصه کشاورزی این منطقه، با اعلام دو تن از نمایندگان مجلس، بار دیگر مرز باریک میان امید به توسعه و تهدید معیشت محلی را پیش کشیده است.
بازرس کل امور نفت: یک قطره بنزین در منطقه سیستان قاچاق نمیشود
بازرس کل قضایی امور نفت سازمان بازرسی کل کشور گفت: بر اساس بازدیدهای میدانی از جایگاههای عرضه سوخت، مناطق صنعتی و نواحی مرزی سیستان، حتی یک قطره بنزین در این منطقه قاچاق نمیشود و موارد احتمالی قاچاق گازوئیل نیز در مقایسه با سایر مناطق کشور بسیار ناچیز است.
نامه سرگشاده گلایه آمیز یک سرمایهگذار به استاندار بابت همراهی دستگاههای دولتی و به ویژه جهاد کشاورزی زابل با یک متصرف
در بخشی از این نامه آمده است: به عنوان فردی سیستانی و علاقمند به سرمایهگذاری در زادگاه خود، ریشه اصلی عقبماندگی سیستان را نه در کمبود منابع، بلکه در عملکرد بخشی از مدیران میدانم؛ مدیرانی که به جای اتکا به قانون، عدالت و حراست از حقوق عمومی، روابط شخصی، رفاقتها و ملاحظات قومی را بر مصالح مردم ترجیح میدهند. بدیهی است تا زمانی که این چرخه ناصحیح اصلاح نشود، مسیر سرمایهگذاری و توسعه در سیستان همچنان دشوار و پرهزینه خواهد بود.
چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت
در سپیده دم حیاتِ دوبارهی ایران، زمانی که طلوع هویت ملی در محاق تهاجم فرهنگی خزنده میگرفت، بانگ یعقوب لیث صفار چون ندایی رهاییبخش از خاک سیستان برخاست: چیزی که من در نیابم چرا باید بگویید؟ این پرسش ساده و آتشین که شاعر عربزبان دربارش را از گفتن شعری به زبانی بیگانه بازداشت، تنها یک امر شاعرانه نبود، فرمانی تاریخی بود که مسیر سرنوشت فرهنگی یک تمدن را دگرگون ساخت.
سیستان در دام تمرکزگرایی و سهم خواهی
سخنان تازه آیتالله محامی، امام جمعه زاهدان، درباره ناکامی مدیران بومی در گشودن گرههای معیشتی سیستان، پرده از حقیقتی تلخ برداشت که سالهاست در سکوت فرو خورده شده است. این سخنان فارغ از هر داوری، دریچهای است به سوی واقعیتی که نه تنها سیستان، بلکه بسیاری از کرانههای این سرزمین را در چنگال خود اسیر کرده است. حقیقتی که وقتی نه مدیران غیربومی توانستهاند دردی از این دیار بکاهند و نه مدیران بومی، ناگزیر باید به ژرفای معضلی نگریست که ریشههایش در لایههای عمیقتر ساختار اداری و سیاسی کشور نهفته است.
با طبیعت مهربان باشیم و از آتش زدن درختان خودداری کنیم+ فیلم
فرزندان سیستان و بلوچستان، همانگونه که آب سرچشمه حیات است و بدون آن هیچ موجودی توان زیستن ندارد، درختان نیز رگهای حیاتبخش این کره خاکیاند. آنها نفسهای پاک به ما میبخشند، سایهای خنک بر سر راهمان میگسترند و از خاک زیر پای ما پاسداری میکنند.
بحران هیرمند؛ شکست ایران در برابر روایتسازی طالبان
بحران آب سیستان دیگر صرفاً یک معضل محلی نیست؛ این بحران به جنگ خاموش آبی تبدیل شده است که در آن طالبان با نقض معاهده ۱۳۵۱، حق آبه ایران از رودخانه هیرمند را قطع کرده و در عین حال با روایتسازی هوشمندانه، توانسته است خود را در جایگاه محق نشان دهد. اما آنچه در این معادله پیچیده بیش از همه به چشم میآید، ناکامی فاحش دستگاههای مسئول ایران در تولید روایت رقیب و انتقال واقعیتهای تلخ سیستان به افکار عمومی جهانی است.

































