روایتی از بحران مدیریت در شبکه استانی سیستان و بلوچستان
در روزگاری که رسانههای استانی باید پُل ارتباطی میان حاکمیت و مردم باشند و با بهرهگیری از نیروهای خلّاق و بومی، آیینه تمامنمای فرهنگ و هویت منطقهای به شمار آیند، آنچه در شبکه هامون میگذرد، روایتی دیگر است، روایتی از تخصصزدایی، بیتوجهی به دانش بومی رسانه و فراموشیِ سنت دیرپای برنامهسازی حرفهای در دیار سیستان و بلوچستان.
راه آهن زاهدان به چابهار؛ یک ابرپروژه از پیش شکست خورده
ابرپروژه راهآهن زاهدان به چابهار با ظرفیت حمل حدود هشت میلیون تن بار و جابهجایی دو میلیون نفر مسافر با صرف سرمایهگذاری کلان، به منظور توسعه بندر شهید بهشتی، توسعه سواحل مکران، توسعه ترانزیت، تسهیل صادرات و واردات به مراحل نهایی اجرا رسیده، اما چالش مناطق بحرانی ماسه گیر مسیر ریلی زاهدان به بم، اهداف پروژه را با شکست مواجه خواهد کرد و باعث بی میلی تجار نسبت به استفاده از مسیر بندرچابهار خواهد شد.
ایران جان، آزمونی برای صدا و سیمای سیستان و بلوچستان که نباید به فرصتی سوخته بدل شود
طرح ملی ایران جان را میتوان فرصتی استثنایی و بیبدیل برای هر استان دانست تا بتواند در کانون توجه ملی قرار گیرد و توانمندیها، ظرفیتها و زیباییهای خود را به تصویر بکشد. این طرح بهویژه برای استان سیستان و بلوچستان که همواره نیازمند بازنمایی واقعی و خنثیسازی تصاویر قالبِ نامناسب است، اهمیتی دوچندان دارد. آنچه در اجرای این طرح در استان رقم میخورد، اما بیش از آنکه نویدبخش بهرهگیری از این فرصت طلایی باشد، نشاندهنده تکرار رویههایی ناکارآمد و دوری گزینی از سرمایههای اصلی و اصیل فرهنگی و هنری استان است.
وقتی ساختارهای فرهنگی، نفسهای تحول را در سینه حبس میکنند
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان، بار دیگر در کانون گفتوگوهای فرهنگی استان قرار گرفته است، نه به پاس خلق رویدادی نو، بلکه به دلیل تکرار الگویی آشنا از ناکارآمدی، انحصار و وعدههای تحققنیافته. این ساختار به ظاهر نهادینهشده، به مثابه تیغی دو لبه عمل میکند که هر مدیر تازهنفسی را میان همراهی با جریان انحصاری حاکم یا مقاومتی بی ثمر قرار میدهد.
پیوندهای خطرناک و آیندهٔ اعتراضات مدنی
حادثهٔ ترور مامور پاسگاه شهردراز توسط گروهک موسوم به جیش العدل، فارغ از جنبهٔ دلخراش و محکومیت شدید آن، حامل پیامهایی نگرانکننده و چندلایه است. ضاربان با اعلام اینکه این عمل تلافی آنچه در ایلام گذشته و پیوندی با اعتراضات سراسری است، در حالی دست به این اقدام زدهاند که ماهیت اعتراضات در چند هفته اخیر عمدتاً مدنی و مسالمتآمیز بوده و هیچیک از جریانهای مؤثر در آن، مبارزهٔ مسلحانه را تبلیغ یا تأیید نکردهاند.
ضرورت اتخاذ تدابیر مناسب برای مرطوبسازی کانونهای گرد و غبار تالاب هامون
اخبار ولایت فراه و تصاویر ماهوارهای، حکایت از ورود سیلاب به تالاب هامون سابوری بخش افغانستان دارد، بنابراین با توجه به میزان وزش باد، پیش بینی میشود که ورود سیلاب به بخش تالاب سابوری ایران زودهنگام محقق شود و فرصت مغتنمی برای مرطوبسازی کانونهای بحرانی گرد و غبار تالاب در فصل زمستان به وجود آوَرَد.
چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت
در سپیده دم حیاتِ دوبارهی ایران، زمانی که طلوع هویت ملی در محاق تهاجم فرهنگی خزنده میگرفت، بانگ یعقوب لیث صفار چون ندایی رهاییبخش از خاک سیستان برخاست: چیزی که من در نیابم چرا باید بگویید؟ این پرسش ساده و آتشین که شاعر عربزبان دربارش را از گفتن شعری به زبانی بیگانه بازداشت، تنها یک امر شاعرانه نبود، فرمانی تاریخی بود که مسیر سرنوشت فرهنگی یک تمدن را دگرگون ساخت.
پلاتوی شفافیت، سکوی بیپاسخ
پروژههای فرهنگی، آیینهی تمامنمای تدبیر و درایت مدیریت یک جامعه هستند، اما گاه این آیینه، آنچنان غبار میگیرد که نه تنها تصویری روشن بازنمیتاباند، که خود به صحنهای برای نمایش کاستیها تبدیل میشود. ماجرای پلاتوی در حال ساخت زابل، از یک نگرانی فنی متعارف فراتر رفته و به نمادی گویا از بحرانی چند بُعدی بدل گشته است. بحرانی که ریشه در مدیریت منزوی، ارتباطات آسیبدیده و شکافی عمیق بین شعار و عمل دارد. این رویداد، دیگر صرفاً دربارهی استاندارد نبودن یک سازه نیست، بلکه آزمونی است برای سنجش ظرفیت نهادهای فرهنگی در تحمل نقد، پایبندی به شفافیت و تعامل سالم با جامعهی هنری و رسانهای.
ردپای پای ایدئولوژیک طالبان در چابهار
ویدئو بازدید فضلمحمد حقانی، سفیر طالبان در تهران از مدرسه " جامعهالحرمین" چابهار و فریادهای "زنده باد امارت اسلامی" حضار، با توجه به ترور یکی از صاحب منصبان نظامی سابق افغانستان در تهران، واکنشهای زیادی را در فضای عمومی برانگیخت. رفتار در ایالت بلوچستان پاکستان، رفتار ناقض اصول دیپلماتیک دیپلماتهای طالبان در سفارت افغانستان در تهران، کنسولگری افغانستان در مشهد، نگرانی زیادی بابت ردپای طالبان و افزایش نفوذ این گروه در چابهار به وجود آورده است.
نمایندگان در پی برکناری مدیرعامل بومی منطقه آزاد چابهار
روزگاری چابهار نه فقط یک نام بر نقشه، که رویایی دور دست بود. شهری با بادی نمکین و آیندهای درخشان که منطقه آزادش نوید رونقی را میداد که میتوانست سرنوشت یک خطه را دگرگون کند. اما امروز آن رؤیا زیر سایه سنگین اختلافها و بازیهای سیاسی محو شده و آنچه بیشتر از بادهای موسمی می وزد، طعم تلخ بیاعتمادی است.












































