دوشنبه, ۲۰ مهر , ۱۴۰۵
  • درباره‌ٔ ضرورت نگاهی فراگیر به ناامنی در سیستان و بلوچستان 17 مهر 1405

    امنیت ملی، نه مسئلهٔ محلی
    درباره‌ٔ ضرورت نگاهی فراگیر به ناامنی در سیستان و بلوچستان

    هر سرزمین، نخست در دل مردمانش آرام می‌گیرد و آن‌گاه در نقشهٔ کشور. امنیت پیش از آن‌که شمار گشت‌ها و ارتفاع سنگرها باشد، حسی است که مادری در بامداد، هنگام فرستادن فرزندش به مدرسه، در سینه دار. اطمینانی که کاسب بازار با گشودن قفل دکانش می‌یابد و آسودگی راننده‌ای که شب‌هنگام جاده‌ای خلوت را می‌پیماید. سیستان و بلوچستان سال‌هاست که این سه اطمینان را، به‌تدریج و با بهایی گزاف، از کف داده است.

روز خبرنگار؛ پهلوان‌های زنده را عشق است! | حکایت محمود صارمی و رفقای از یادرفته‌اش 17 مرداد 1405
یادداشتی از محمدحسین جعفریان

روز خبرنگار؛ پهلوان‌های زنده را عشق است! | حکایت محمود صارمی و رفقای از یادرفته‌اش

زمستان بود. از آن‌ها که استخوان‌های آدم هم یخ می‌زند. من مزارشریف بودم، در اتاق خودم، در کنسولگری ایران. باید زمستان‌های مزار را تجربه کرده باشید تا حرفم را بفهمید. گمانم دی‌ماه ۱۳۷۶ بود. از فرودگاه خبر آمد یک پرواز از مشهد نشسته است.یک راننده با نماینده‌ی کنسولگری فوری رفت فرودگاه. پروازها فقط نظامی بودند.

نامه سرگشاده مدیرمسئول دیار عیار به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست 11 مرداد 1405

نامه سرگشاده مدیرمسئول دیار عیار به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست

در بخشی از نامه سرگشاده آمده است: از این بابت که سرکارعالی را در قالب نامه سرگشاده مورد خطاب قرار دهم، پوزش می‌طلبم، از آنجایی که سفر شما به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده بود که بنده و برخی از کنشگران دغدغه‌مند محیط‌زیست، روزنامه نگاران تخصصی این حوزه، متخصصان برجسته حوزه بیابان، گرد و غبار و دیپلماسی آب در جلسه با سرکارعالی حضور پیدا نکنند، بنابراین ذکر نکات و مطالبات به حق این سامان، در قالب نامه سرگشاده، تنها مسیر باقی مانده به نظر می‌رسید.

تأملی بر فرصتِ احیای رسانه‌ی ملی 10 مرداد 1405
وداع با رادیکالیسمِ آنتن

تأملی بر فرصتِ احیای رسانه‌ی ملی

در هیاهوی گمانه‌زنی‌های سیاسی این روزها، اخبار چنان رنگ می‌بازند که گویی هیچ چیز جز معادلات قدرت، ارزشِ شنیدن ندارد. اما زمزمه‌ی دگرگونی بر فراز عمارت شیشه‌ای جام‌جم، آرام آرام از پوستۀ شایعه بیرون می‌خزد و نوید عبور از بن‌بستی فرساینده را می‌دهد. دورانی که بی‌اغراق می‌توان آن را انحصار گفتمانیِ پایداری نامید، رسانه‌ی ملی را نه با چالشی گذرا، که با بحرانی وجودی در نسبت با مخاطب روبه‌رو ساخت. بحرانی که ثمرۀ تلخش، نه صرفاً ریزشِ آمار بینندگان، بلکه فروپاشیِ سرمایه‌ی اجتماعی و مرجعیتِ خبری نهادی بود که روزگاری قلب تپنده‌ی اتاق نشیمن ایرانیان به شمار می‌رفت.

نوشتاری پیرامون پخش اخبار به زبان بلوچی شبکه هامون 07 مرداد 1405

نوشتاری پیرامون پخش اخبار به زبان بلوچی شبکه هامون

ارج نهادن به فرهنگ‌های گروه‌های جمعیتی تقاط مختلف ایران، حائز اهمیت است. فرهنگ فولکلور گروه‌های جمعیتی سراسر ایران می‌تواند در راستای انسجام و هویت ملی نقش آفرینی کند، اما مادامی که ظرافت‌های فرهنگی و اجتماعی در تصمیم‌گیری‌ها لحاظ نشود، می‌تواند باعث بروز آثار منفی در جامعه شود. استفاده از زبان‌های محلی برای تولید برنامه خبری به منظور جذب مخاطب گرچه در برخی از استان‌ها مسبوق به سابقه است، اما در سیستان و بلوچستان راه‌انداری بخش خبری به زبان بلوچی این توقع را برای سیستانی‌ها نیز به وجود می‌آورد که بخش خبری به زبان یا گویش سیستانی را مطالبه کنند.

نامه سرگشاده مدیرمسئول دیار عیار به رئیس دانشگاه علوم پزشکی زابل 07 مرداد 1405

نامه سرگشاده مدیرمسئول دیار عیار به رئیس دانشگاه علوم پزشکی زابل

در بخشی از این نامه سرگشاده آمده است: وقتی برای حضور در نشست خبری، به جای دعوت از رسانه منتقد، از یک شخص حقیقی که هیچ وابستگی به رسانه‌های رسمی ندارد و در گذشته به عنوان مجری حق‌الزحمه در رادیوشهری فعالیت داشته را دعوت می‌کنید تا از عملکردتان تقدیر کند، انتصاب نیروهای طرحی را توجیه کند و هر آن‌چه که در شان خودش است را به پایگاه خبری منتقد نسبت دهد، یعنی هدف، اطلاع‌رسانی نیست، بلکه نمایش است! این مسئله نشان از عدم تمایل به شفافیت و مواجهه با نقد دارد. آیا می‌خواهید جامعه فقط آن چیزی را ببینید که شما می‌پسندید؟

از دکترین امنیت تا پارادایم توسعه 06 مرداد 1405
یادداشتی از مهدی علی‌آبادی

از دکترین امنیت تا پارادایم توسعه

سیستان و بلوچستان را سال‌هاست با واژگانی چون مرز، ناامنی، قاچاق و تهدید می‌شناسند؛ گویی هویت این استان نه از ظرفیت‌های اقتصادی و انسانی آن، بلکه از مخاطرات امنیتی‌اش تعریف می‌شود. همین روایت، به تدریج به دکترین حکمرانی در استان نیز تبدیل شده است؛ دکترینی که در آن امنیت، نه یکی از اجزای توسعه، بلکه نقطه آغاز و پایان سیاست‌گذاری است.

مداخله نماینده مجلس در امور داخلی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان 07 تیر 1405

مداخله نماینده مجلس در امور داخلی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

در هیاهوی سیاست و مدیریت، مرز باریکی میان نظارت و مداخله وجود دارد که پاسداری از آن، تضمین‌کننده سلامت نظام اداری و اجرایی کشور است. در استان راهبردی سیستان و بلوچستان، این مرز اما گاه چنان باریک و شکننده می‌شود که صدای فرو ریختنش، نه‌تنها توسعه منطقه، بلکه اعتماد عمومی را نیز با خود به ورطه نابودی می‌کشاند.

ضرورت بهره‌گیری دولت از محوطه لجستیکی راه‌آهن ایرانشهر برای حمل ترکیبی غلات 02 تیر 1405

ضرورت بهره‌گیری دولت از محوطه لجستیکی راه‌آهن ایرانشهر برای حمل ترکیبی غلات

با توسعه بندر چابهار، تکمیل محور ریلی ایرانشهر–زاهدان و زمان‌بر بودن تکمیل اتصال ریلی ایرانشهر به چابهار، دولت باید برای حمل غلات وارداتی از این بندر به مرکز کشور، از الگوی پرهزینه جاده‌محور فاصله بگیرد و به سمت حمل ترکیبی جاده–ریل حرکت کند. در این میان، محوطه لجستیکی راه‌آهن ایرانشهر با توجه به زیرساخت‌های فراهم‌شده، می‌تواند نقش حلقه میانی و عملیاتی این زنجیره را بر عهده بگیرد.

طایفه پناه دیروز، زندان امروز| کالبد شکافی بازگشت به طایفه گرایی 14 خرداد 1405
یادداشتی از سلطانعلی عابدی

طایفه پناه دیروز، زندان امروز| کالبد شکافی بازگشت به طایفه گرایی

در پهنه‌ی سیستان و بلوچستان، جایی که بادهای موسمی و صد و بیست روزه، روح زمین را می‌خراشند و آفتاب بی‌امان می‌تابد، بقا هرگز امری فردی نبوده است. در این جغرافیای قهرآلود، آدمی بدون تکیه بر جمع خویش، طعمه‌ی هول و هراس طبیعت و تاریخ می‌شد. طایفه در سیستان و بلوچستان، پیش از آنکه یک سازه‌ی اجتماعی صرف باشد، سپری است در برابر سیلی بنیان‌کن، پاسخی است بدوی اما هوشمندانه به دشواریِ هستی. خانواده‌هایی که تبار خود را به پدری مشترک یا مادری اسطوره‌ای می‌رسانند و این اشتراک خونی و اسطوره‌ای را نه صرفاً یک داده‌ی نسبی، که مایه‌ی مباهات و شالوده‌ی هویت خویش می‌پندارند.

سیستان و بلوچستان در دامچالۀ طایفه‌گرایی 13 خرداد 1405
یادداشتی از قاسم سیاسر

سیستان و بلوچستان در دامچالۀ طایفه‌گرایی

این روزها در سایۀ اتفاقات اخیر، اخگر طایفه گرایی به خرمن آمادۀ اشتعال بسیاری از طوایف استان سیستان و بلوچستان درافتاده و طایفه گرایی به سکۀ رایج تبدیل شده است؛ چنانکه اکنون کمتر طایفه‌ای را می‌توان یافت که از مدار جاذبۀ جلوه نمایی طایفه‌ای برکنار مانده باشد. گویی ارزش‌های منسوخ سنتی، محمل تازه‌ای یافته اند و شماری از بزرگان طوایف با تکیه بر اوضاع حاکم، به بازتولید مناسبات سنتی امید بسته اند.