مطالعه و شناخت ایدیولوژی جریانات تجزیه طلب بسیار مهم است، جعل تاریخ به صورت آگاهانه به منظور تلقین این مسئله که بلوچستان در طول تاریخ جزیی از خاک ایران نبوده، به طوری که اگر فرد نسبت به رخدادهای تاریخی اطلاع دقیقی نداشته باشد، با اندکی حس قوم گرایی به راحتی چنین مسائلی را قبول می کند و در صدد پیاده سازی اهداف آن جریان ها برمی آید.
رویکرد های تعاملی اجتماعی و فرهنگی برخی نهادها در سیستان و بلوچستان به گونه ای بوده که عمدا و یا سهوا جریان قوم گرایی و طایفه گرایی را در استان تقویت کرده است، در چنین فضایی فرهنگ قومی و تمایز گذاری به شدت رواج پیدا کرده است.
ترویج فرهنگ ملی به منظور تقویت هویت ملی در میان اقوام ساکن در سیستان و بلوچستان امری ضروری است و متاسفانه دستگاه های فرهنگی از جمله فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و حوزه هنری به این مهم کمتر اهمیت داده اند. برگزاری محفل شاهنامه خوانی و بزرگداشت بزرگان حوزه فرهنگ و ادب توسط مرکز اسناد و کتابخانه ملی سیستان و بلوچستان و همچنین برگزاری رویدادهای های فرهنگی و گردشگری از قبیل همایش سراسری شاهنامه خوانان و … توسط میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان اقدامات قبل تقدیری است که باید مشابه این اقدامات توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر دستگاه های فرهنگی انجام شود.
علاوه بر شاهنامه خوانی، نقل داستان های بومی با نگاه میهن دوستی در قالب های مختلف فرهنگی و هنری، نامگذاری معابر و اماکن عمومی به نام مفاخر و اسطوره های ملی، نصب تندیس اسطوره های ملی، موسیقی ایرانی و … بدیهی ترین فعالیت هایی است که بایستی متولیان فرهنگ و هنر استان بدان می پرداختند، اما چرا سیاست گذاران فرهنگی نه تنها به فرهنگ ملی اهمیت ندادند بلکه بعضا شاهد فعالیت هایی بودیم که منجر به تقابل فرهنگ و باور ملی با ارزش های اسلامی و انقلابی شده است و علیرغم رسانه ای شدن برخی از این دست اقدامات، متولیان فرهنگ استان نسبت به این مهم واکنشی نشان ندادند.
مادامی در بسیاری از دستگاههای اجرایی، انتصابات مدیران و معاونان براساس توازن قومی و مذهبی صورت می گیرد، بنابراین از اصل شایستگی فاصله گرفته می شود و پس از مدتی آن دستگاه و آن معاونت تبدیل به سهم آن قوم می شود. فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان نیز از این قضیه مستثنی نبوده به سمتی رفته که معاونت های فرهنگی و هنری سهم دو قوم سیستانی و بلوچ بوده، اما باز هم شاهد توسعه عرصه های فرهنگی و هنری در جای جای استان به گونه ای که شایسته باشد، نیستیم. مادامی که در انتخاب مفاخر فرهنگی و هنری سیستان و بلوچستان بدون اعلام نحوه فرایند انتخاب، باز هم اصل توازن رعایت می شود، این تئوری در اذهان تقویت می شود، شوربختانه ماحصل چنین تفکری اصل شایستگی در انتصابات را تحت تأثیر قرار می دهد و عملکرد ضعیف مدیران استانی و شهرستانی، توسعه فرهنگی و اقتصادی سیستان و بلوچستان را به تاخیر می اندازد و این همان چیزی است که گروه های تجزیه طلب می خواهند.
فرشید عابدی








