افراطی ها افرادی که بر خلاف اهدافشان اظهار نظر کنند را تخریب می کنند
افراطی ها افرادی که بر خلاف اهدافشان اظهار نظر کنند را تخریب می کنند
پس از درگیری‌های زاهدان و کشته شدن تعدادی از افراد در جریان تعرض به کلانتری ۱۶ این شهرستان و به وجود آمد، با توجه به فضای احساسی جامعه و موج سواری گروه های تجزیه طلب، در صورت اظهار نظر کارشناسی روحانیون، روزنامه نگاران و روشنفکران برخلاف اهداف آن ها، مورد آماج هجمه تخریب این رسانه ها و افراطیون قرار می گیرند.

گروه های تجزیه طلب و افراطی های داخلی طرفدار آن ها در سایه نشر اکاذیب و سیاه نمایی از فشار افکار عمومی برای ساکت کردن طیف های مختلف جامعه که امکان آگاه کردن مردم را دارند، بهره می برند.

برچسب زدن، خائن جلوه دادن، فشار برای تکذیب کردن اظهارات قبلی رایج ترین اقدامات این گروه ها در این شرایط احساسی است.
مادامی که طیف تحصیل کرده و برخی از خواص جامعه به دلیل نداشتن سواد رسانه ای فریب تبلیغات کذب افراطیون و گروه های تجزیه طلب را می خورند و وارد بازی آن‌ها می شود، بنابراین نمی‌توان از مردم عادی انتظار بیشتری داشت، در این شرایط آگاه کردن عوام توسط افراد مورد وثوق می تواند به بهبود اوضاع و به حداقل رساندن آسیب ها موثر باشد، اما از آنجایی که گروه های تجزیه طلب در زمینه عملیات روانی در میان جامعه هدف نسبت به رسانه‌های داخلی به مراتب بهتر عمل کرده، در این فضای احساسی با هدایت افکار عمومی سعی در خاموش کردن برخی از روحانیون و روزنامه نگارانی می کنند که با اظهار نظر کارشناسی سعی در آگاه کردن مردم دارند.
مادامی که روزنامه نگار خارج نشین که در مصاحبه با رسانه های خارجی موضع نسبتا کارشناسی می گیرد و عنوان می کند افرادی که در گذشته سابقه فعالیت در گروه های تروریستی داشتند و در منطقه جنوبشرق کشور دست به جنایت زدند، اکنون در کشورهای اروپایی حزب تاسیس کردند و در قبال به وجود آوردن آشوب ها بودجه می گیرند، مورد آماج حملات و تخریب ها قرار می گیرد و یا حتی مولوی ها و معتمدان طوایفی که سعی در موضع گیری منطقی دارند مورد هجمه قرار می گیرند، چه کسی قرار است جامعه را آگاه و بیدار کند تا برخی گروه ها از وجود سرمایه های انسانی کشور سواستفاده نکنند؟ واقعه ای که با درگیری و تیراندازی آغاز شود، نمی توان نام اعتراض برای آن نهاد، تخریب اموال عمومی، دولتی و شخصی در جریان این آشوب ها مورد تایید چه کسی است؟
مولوی عبدالحمید را به عنوان فردی معتدل می شناسیم، در جریان آغاز درگیری‌های زاهدان مانند گذشته طی مصاحبه ای از مردم سیستان و بلوچستان تقاضا کرد که آرامش خود را حفظ کنند تا مراجع قانونی موضوع را بررسی کنند، اما پس از مدت کوتاهی طی یک ویدیوی تغییر موضع داد و به تنش ها دامن زد، تغییر موضع وی در مدت زمان کوتاه بدون تردید ماحصل فشار و فضای احساسی است. پیش از انتشار مصاحبه مولوی عبدالحمید با خبرگزاری صدا و سیما، عکس نوشته ای به نقل و قول از وی با این مضمون منتشر شد که اگر من مردم را دعوت به آرامش کردم شما بر خلاف آن عمل کنید که متاسفانه این مسئله تا کنون از جانب مسجد مکی تکذیب نشده است. این فشار توسط چه کسانی برای متقاعد کردن مولوی عبدالحمید وارده شده است؟
ضعف حوزه سیاسی، اجتماعی و رسانه ای استان نیز باعث شده تا این گروه ها به راحتی برنامه های خود را پیاده کنند.
دستگاه های فرهنگی نیز در این زمینه مقصر هستند، مادامی که گروه های تجزیه طلب با جعل تاریخ و وارونه نشان داد واقعیت ها، به جامعه هدف القا می کنند که بلوچستان در هیچ دوره تاریخی جزیی از ایران نبوده، این دستگاه ها تا چه اندازه توانستند با در دسترس بودن مستندات تاریخی جامعه را آگاه کنند؟
متاسفانه فضای جامعه به سمتی رفته که نمی توان در آن فلسفه وجودی روزهای خونین زاهدان را تحلیل کرد و از گزند حمله افراطی ها در امان ماند. در چنین شرایط احساسی، تشخیص سره از ناسره برای برخی دشوار شده و جای نگرانی بسیار دارد.

نویسنده: فرشید عابدی