چرا شفافیت آبی در سیستان قربانی محرمانگی کاذب شده است؟
چرا شفافیت آبی در سیستان قربانی محرمانگی کاذب شده است؟
وقتی مدیرکل روابط عمومی استانداری در نشست خبری از زبان مدیرعامل آب منطقه‌ای اعلام می‌کند که مسائل آبی محرمانه است و نمی‌توان درباره آن سخن گفت، در واقع شاهد تحریف خطرناکی از مفهوم امنیت ملی هستیم. این پاسخ مدیریت آب منطقه ای نه تنها پاسخی مطلوب نیست، بلکه فرار از پاسخگویی است که خود به تهدیدی علیه منافع ملی تبدیل شده است. اما پرسش اساسی این است که مرز میان محرمانه و غیرمحرمانه بودن اطلاعات آبی دقیقاً کجاست و چه کسی حق دارد این مرز را به دلخواه جابه‌جا کند؟

محرمانگی در حوزه آب زمانی معنادار است که حفظ آن به نفع کشور باشد، نه زمانی که پوششی برای کم‌کاری و انفعال مدیریتی شود. بی تردید میزان دقیق ورودی آب به دریاچه هامون، چاه‌نیمه‌ها و موضوعات مرتبط با هیرمند می‌تواند حساس باشد، اما این حساسیت زمانی توجیه دارد که ما در موضع قدرت مذاکره قرار داشته باشیم. اما واقعیت تلخ چیست؟ واقعیت این است که امروز در مقابل روایت طالبان هیچ روایت متقنی نداریم و این سکوت ما باعث شده که به جای همدردی جامعه جهانی با مردم سیستان، برخی نهادهای بین‌المللی حق را به طالبان بدهند. وقتی طالبان با بهانه‌های واهی مانند نبود آب و خشکسالی از دادن حقابه طفره می‌رود و آب محدودی که از جریکه وارد سیستان می‌شود را چندین برابر اعلام می‌کند و برخی مقامات بلندپایه آبی کشور نیز ناخواسته یا ندانسته همین روایت را تکرار می‌کنند، در واقع برای طالبان اسناد می‌سازیم تا با تکیه بر آن قیافه حق‌به‌جانب بگیرد.
آمارهای متناقض سال جاری نمونه بارز این آشفتگی است. برخی یک‌سوم حقابه و برخی نیمی از آن را اعلام کردند، اما اخیراً دکتر میان‌آبادی در نشستی صریحاً گفت که تنها ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب وارد سیستان شده است. اگر این رقم واقعیت داشته باشد، یعنی محرمانگی نه تنها به امنیت ملی کمک نکرده، بلکه به آن صدمه زده است. این تناقض‌ها کار گروه مذاکره‌کننده ما را دشوار می‌کند و اعتبار کشور را در سطح بین‌المللی خدشه‌دار می‌سازد. محرمانگی باید در جایی باشد که ما بیشتر از آنچه طرف مقابل ادعا می‌کند دریافت کرده‌ایم، نه کمتر. وقتی اوضاع برعکس است، سکوت یعنی تسلیم در جنگ اطلاعاتی.
اما فراتر از هیرمند، چرا آب منطقه‌ای در تمام موارد آبی استان روزه سکوت گرفته است؟ بسیاری از سدهای استان به دلیل نگهداری نادرست وضعیت مطلوبی ندارند. تعدادی از سدها که قرار بود آب شرب مناطق پایین‌دست را تأمین کنند، هنوز طرح انتقال آب آنها اجرا نشده و مردم علی‌رغم وجود آب کافی در منابع بالادست، مجبورند از آب غیربهداشتی استفاده کنند. این موارد چه ارتباطی با امنیت ملی دارند که نمی‌توان درباره‌شان صحبت کرد؟ وقتی تماس‌های مکرر خبرنگاران بی‌پاسخ می‌ماند و مدیران آب منطقه‌ای حاضر به گفت‌وگو نیستند، این رفتار نه محرمانگی بلکه عدم پاسخگویی آشکار است.
نمونه بارز این انفعال مخرب را در سرنوشت طرح فوری اضطراری آب می‌بینیم. این طرح قرار بود به تیم مذاکره‌کننده کمک کند تا از موضع قدرت با طالبان مذاکره کند و پیام غیرمستقیم بفرستد که سیستان آب مورد نیاز خود را تأمین کرده و طالبان نمی‌تواند از ماجرای حقابه به عنوان دستاویز و گرفتن امتیاز بهره ببرد. دو هزار میلیارد تومان به چاه‌ها و زیرساخت‌های مرتبط، لوله جمع‌آوری آب و لوله انتقال آب در دشت بندان هزینه شد، اما به دلیل سکوت آب منطقه‌ای و عدم بهره‌برداری درست، این سرمایه هنگفت هیچ کاربردی نداشت و هیچ پیامی را به طرف مقابل انتقال نداد. اکنون نیز در همان سکوت خبری، قصد دارند این طرح را به شرکت ماهان واگذار کنند و یک پشتوانه استراتژیک برای منطقه را به سادگی از بین ببرند. این نمونه‌ای از تبدیل یک پروژه ملی به یک فرصت از دست رفته است، صرفاً به دلیل فقدان مدیریت استراتژیک و ارتباطات هوشمند.
در گذشته چنین نبود. در ادوار مدیریتی پیشین، آب منطقه‌ای سالانه خبرنگاران را به بازدید از سدها و پروژه‌ها می‌برد. مدیران سابق در نشست‌های خبری مرز میان محرمانگی و غیرمحرمانگی را شفاف می‌کردند تا خبرنگاران بدانند به چه حوزه‌هایی نباید ورود کنند. برنامه‌های تعادل‌بخشی تولید می‌شد و افکار عمومی نسبت به عملکرد این نهاد آگاهی داشت. اما انتصابات نامناسب این روند را متوقف کرد و امروز شاهد انفعالی هستیم که نه تنها به نفع استان نیست، بلکه در جنگ آبی که سیستان با طالبان دارد، ما را در موضع ضعف قرار می‌دهد.
مسئله زمانی تلخ‌تر می‌شود که بدانیم برخی اهالی رسانه به دلیل نبود آموزش و ارتباط صحیح با آب منطقه‌ای، از ورود آب به چاه‌نیمه‌ها فیلم می‌گیرند و در فضای مجازی منتشر می‌کنند، بدون اینکه بدانند این کار ممکن است به منافع ملی لطمه بزند.

اما مقصر واقعی کیست؟ خبرنگاری که آموزش ندیده یا مدیریتی که حاضر نیست با رسانه‌ها ارتباط برقرار کند و آنها را نسبت به حساسیت‌ها آگاه سازد؟ وقتی دغدغه‌ای برای مدیریت صحیح اطلاعات وجود نداشته باشد، طبیعی است که خلأ ایجاد شده توسط اقدامات نابخردانه پر شود.
تناقض عمیق‌تر زمانی آشکار می‌شود که می‌بینیم یکی از بهترین خبرنگاران و عکاسان آبی کشور، احمدعلی درگی، در روابط عمومی این اداره مشغول به کار است و بزرگترین آرشیو عکس استان از منابع آبی را در اختیار دارد. این آرشیو، اتفاقی نادر در سطح کشور است، اما چرا از آن در فعالیت‌های رسانه‌ای استفاده نمی‌شود؟ پاسخ روشن است؛ ساختار معیوب و فقدان برنامه راهبردی. قراردادهای برنامه‌سازی با مؤسساتی که از حوزه آبی اطلاعی ندارند، این نهاد را به یک سازمان منفعل و بی‌برنامه تبدیل کرده است.
سیستان در جنگ آبی است، نه با یک دشمن معمولی، بلکه با طالبان و کشورهایی که به آنها مشاوره می‌دهند. در چنین شرایطی، ساده‌ترین روش یعنی سکوت، خطرناک‌ترین روش است. این سکوت و انفعال چه بر سر ذی‌نفعان آبی استان آورده که هنوز کسی از مسببان آن توضیح نخواسته است؟ وزارت نیرو نیز باید پاسخگو باشد که چرا مدیران استانی را برای این کم‌کاری بازخواست نمی‌کند. وقتی منافع ملی در خطر است، سکوت جرم است و انفعال مدیریتی خیانت به مردمی که حق دارند از کیفیت مدیریت منابع آبی خود آگاه باشند.
شفافیت در حوزه آب نه تهدید بلکه ضرورت امنیت ملی است. محرمانگی باید ابزار قدرت باشد، نه پوششی برای ناکارآمدی. تا زمانی که این تفاوت درک نشود، سیستان همچنان قربانی سکوتی خواهد بود که نه به نفع مردم است و نه به نفع کشور.
سلطانعلی عابدی