معاهدهی هیرمند، این سند تاریخی که حقابهی ایران را به میزان آب پشت سد کجکی پیوند زده، اکنون در بوتهی آزمونی جدی قرار گرفته است. طالبان که همواره کمبود آب را دستاویزی برای گریز از تعهدات بینالمللی خود قرار دادهاند، چندی پیش در هنگامهی کمآبی، با نمایشی حسابشده، زمینهی بازدید هیئتی از ایران را فراهم آوردند تا بر فقر آبی خود گواهی بگیرند، اما اکنون که آسمان سخاوت به خرج داده و رود هیرمند با تمام قوا جاری است، سکوت حاکمان افغانستان، روایتگر داستانی دیگر است. آبهای خروشان سد کجکی، پرده از حقیقتی برمیدارد که سالها پنهان نگه داشته شده بود.
این لحظهی تاریخی، فرصتی بیبدیل در اختیار دیپلماسی آبی ایران قرار داده است. وزارت امور خارجه و وزارت نیرو، این دو بازوی اجرایی در عرصهی دیپلماسی آب، اکنون باید با هوشمندی و درایت، درخواست بازدید از سد کجکی را مطرح سازند. بازدیدی که میتواند محک جدی برای سنجش صداقت همسایهی شرقی در اجرای تعهدات بینالمللی باشد.
آبهای جاری از سد کجکی، نه تنها میتواند جان تازهای به تالابهای تشنهی هامون ببخشد، بلکه فرصتی طلایی برای آزمودن حسن نیت حاکمان افغانستان است. اگر آنها که در روزگار کمآبی، سینه سپر کرده و ادعای شفافیت داشتند، اکنون نیز درهای سد کجکی را به روی ناظران ایرانی بگشایند، گامی بلند در مسیر همکاریهای منطقهای برداشتهاند، اما اگر از پذیرش این درخواست سر باز زنند، پرده از نیت واقعی خود برداشته و نشان خواهند داد که سیاست آبی آنها نه بر پایهی واقعیتهای اقلیمی، بلکه بر اساس مصلحتاندیشیهای سیاسی استوار است.
در این برههی حساس، دیپلماسی هوشمندانه ایران میتواند سرنوشت تشنگان سیستان را دگرگون سازد. باشد که خردمندی و درایت، راهگشای این مسیر دشوار باشد.
سلطانعلی عابدی
روزنامه نگار








