ابعاد حقوقی، دیپلماتیک و امنیتی حقابه و روابط ایران و افغانستان 
ابعاد حقوقی، دیپلماتیک و امنیتی حقابه و روابط ایران و افغانستان 
معاهده آب هیرمند بین ایران و افغانستان در سال 1351 (1973 میلادی) امضا شد که بر اساس آن، افغانستان موظف است سالانه 820 میلیون متر مکعب آب را به ایران تحویل دهد. این معاهده مهمترین سند حقوقی بین‌المللی در خصوص تقسیم آب هیرمند است و مبنای حقوقی مطالبات ایران محسوب می‌شود.

از منظر حقوق بین‌الملل، معاهدات بین کشورها فارغ از تغییرات حکومتی همچنان معتبر و لازم‌الاجرا هستند. اصل “استمرار در تعهدات بین‌المللی” (Continuity of international obligations) ایجاب می‌کند که طالبان به عنوان حاکم فعلی افغانستان، به تعهدات بین‌المللی پیشین این کشور پایبند باشد.

کنوانسیون‌های بین‌المللی مانند کنوانسیون ۱۹۹۷ سازمان ملل در مورد استفاده از آبراه‌های بین‌المللی برای مقاصد غیرکشتیرانی بر اصولی مانند “استفاده منصفانه و معقول” و “عدم ایراد ضرر قابل توجه” تأکید دارند. عدم پایبندی طالبان به معاهده هیرمند نقض آشکار این اصول است.

عدم به رسمیت شناختن طالبان

یکی از پیچیدگی‌های اصلی، وضعیت شناسایی بین‌المللی طالبان است. ایران رسماً طالبان را به عنوان دولت مشروع افغانستان به رسمیت نشناخته است، اما در عمل با آنها تعامل دیپلماتیک دارد. این وضعیت متناقض، پیگیری حقوقی مسئله حقابه را پیچیده‌تر می‌کند.

بر اساس آنچه تاکنون شاهد بوده ایم، مذاکرات صرفاً در سطح فنی و وزارت نیرو دنبال می‌شود. این سطح از مذاکره برای موضوعی با این اهمیت استراتژیک کافی نیست و نشان‌دهنده عدم درک صحیح از ابعاد امنیتی مسئله است.

فقدان استراتژی منسجم دیپلماتیک

نبود یک رویکرد جامع و هماهنگ بین وزارت خارجه، وزارت نیرو، شورای عالی امنیت ملی و سایر نهادهای مرتبط، موجب شده تا طالبان با بهره‌گیری از این شکاف، از پاسخگویی طفره برود.

بحران آب در شرق ایران

عدم تأمین حقابه ایران از هیرمند منجر به بحران‌های متعددی شده است:

– خشک شدن تالاب هامون و پیامدهای زیست‌محیطی گسترده

– افزایش ریزگردها و آلودگی هوا در منطقه

– تهدید معیشت صدها هزار نفر در استان سیستان و بلوچستان

– افزایش مهاجرت‌های اجباری و حاشیه‌نشینی

پیوند مسئله آب با امنیت ملی موضوعی پ‌ست که تاکنون ندیده گرفته شده است. بحران آب و پیامدهای آن مستقیماً بر امنیت ملی ایران تأثیرگذار است:

– تشدید نارضایتی‌های اجتماعی در مناطق مرزی

– افزایش زمینه‌های قاچاق و فعالیت‌های غیرقانونی به دلیل از بین رفتن معیشت سنتی

– تهدید یکپارچگی سرزمینی و انسجام اجتماعی در مناطق مرزی

برای تحقق این مهم لازم است از مکانیسم‌های حقوقی و دیپلماتیک برای پیگیری بهره برده شود.

استفاده از ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل

۱٫ مراجعه به دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ): ایران می‌تواند بر اساس نقض معاهده دوجانبه، شکایتی را در دیوان بین‌المللی دادگستری مطرح کند. البته این مسیر با چالش عدم شناسایی رسمی طالبان روبروست.

۲٫ استفاده از سازوکارهای سازمان ملل: طرح موضوع در شورای امنیت سازمان ملل و کمیسیون حقوق بشر با تأکید بر نقض حق دسترسی به آب به عنوان یک حق بشری.

۳٫ میانجیگری بین‌المللی: درخواست میانجیگری از کشورهای ثالث یا سازمان‌های بین‌المللی مانند UNEP (برنامه محیط زیست سازمان ملل) یا کمیسیون‌های منطقه‌ای.

برای موفقیت در امر دیپلماسی آب می‌بایست راهکارهای ذیل لحاظ گردد.

۱٫ ارتقای سطح مذاکرات: انتقال مسئله از سطح وزارت نیرو به سطح شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه.

۲٫ دیپلماسی چندجانبه: ایجاد ائتلاف منطقه‌ای با کشورهای همسایه افغانستان که مشکلات مشابهی با طالبان دارند.

۳٫ استفاده از اهرم‌های اقتصادی:

– ایران یکی از مهمترین شرکای تجاری افغانستان است

– صادرات برق، سوخت و کالاهای اساسی ایران به افغانستان می‌تواند به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد

– کنترل دقیق‌تر مرزها و محدودیت در تبادلات تجاری

۴٫ تقویت دیپلماسی عمومی: آگاهی‌بخشی بین‌المللی درباره پیامدهای زیست‌محیطی و انسانی ناشی از عدم تأمین حقابه ایران.

مقایسه با سایر تجارب بین‌المللی مدیریت آب‌های مشترک

نمونه موفق: معاهده آب‌های مرزی آمریکا و مکزیک

کمیسیون مرزی بین‌المللی (IBWC) بین آمریکا و مکزیک علی‌رغم چالش‌های سیاسی، سازوکار مؤثری برای مدیریت رودخانه‌های مرزی مانند ریوگرانده بوده است.

نمونه موفق اروپایی: کمیسیون دانوب

کمیسیون بین‌المللی حفاظت از رودخانه دانوب (ICPDR) با عضویت ۱۴ کشور، نمونه‌ای از همکاری چندجانبه موفق در مدیریت آب‌های مشترک است.

برای جلوگیری از هدرفت زمان میبایست به درس‌های آموخته شده از سال های مذاکره بهره گرفت.

– نهادینه کردن همکاری فنی فراتر از تنش‌های سیاسی

– ایجاد مکانیسم‌های پایش و نظارت مشترک

– تعیین ضمانت اجراهای روشن برای نقض تعهدات

راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت بحران

اقدامات فوری و کوتاه‌مدت

۱٫ تشکیل کارگروه ویژه بین‌دستگاهی: متشکل از نمایندگان وزارت امور خارجه، وزارت نیرو، شورای عالی امنیت ملی و سازمان محیط زیست

۲٫ ارسال نامه رسمی به دبیرکل سازمان ملل: مستندسازی نقض تعهدات بین‌المللی توسط طالبان

۳٫ طرح موضوع در نشست‌های منطقه‌ای: مانند سازمان همکاری شانگهای و سازمان همکاری اسلامی

راهکارهای میان‌مدت

۱٫ توسعه زیرساخت‌های ذخیره‌سازی آب: احداث سدهای مخزنی و بندهای انحرافی برای بهره‌برداری حداکثری از جریان‌های موقتی آب

۲٫ سرمایه‌گذاری در فناوری‌های مدیریت آب: توسعه سیستم‌های آبیاری کم‌مصرف و بازچرخانی آب

۳٫ تنوع‌بخشی به منابع آبی: توسعه طرح‌های انتقال آب از دریا و سایر حوضه‌های آبریز

راهکارهای بلندمدت

۱٫ بازنگری در الگوی کشت منطقه: حرکت به سمت محصولات کم‌آب‌بر و سازگار با شرایط اقلیمی

۲٫ توسعه صنایع کم‌آب‌بر: ایجاد اشتغال پایدار غیروابسته به کشاورزی سنتی

۳٫ تدوین استراتژی جامع دیپلماسی آب: با محوریت شورای عالی امنیت ملی

مسئله حقابه ایران از رودخانه هیرمند صرفاً یک مسئله فنی و محدود به وزارت نیرو نیست، بلکه چالشی چندوجهی با ابعاد امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی است. رویکرد فعلی وزارت نیرو در مواجهه با بدعهدی‌های طالبان، فاقد کارآمدی لازم بوده و نیازمند بازنگری اساسی است.

تجربه بین‌المللی نشان می‌دهد که مدیریت موفق آب‌های مشترک مستلزم رویکردی چندجانبه، پشتیبانی سیاسی در بالاترین سطوح، و ترکیبی هوشمندانه از اهرم‌های فشار و مشوق‌های همکاری است. ایران باید با ارتقای سطح موضوع به شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه، استراتژی منسجمی را برای احقاق حقوق آبی خود تدوین و اجرا کند.

عدم اقدام مؤثر در این زمینه نه تنها منجر به تداوم بحران آب در شرق کشور خواهد شد، بلکه پیام ضعف و انفعال به طالبان و سایر همسایگان ایران مخابره خواهد کرد که می‌تواند پیامدهای منفی گسترده‌تری در سایر حوزه‌های منافع ملی به دنبال داشته باشد.