فردوسی و خِرَد
فردوسی و خِرَد
در سال 329 هجری قمری، مردی از تبار پارس در دهکده دهقان نشین پاژ از توابع خراسان، چشم به جهان گشود. حکیم ابوالقاسم فردوسی که او را حکیم طوس و حکیم سخن نیز خوانده اند شاعر حماسه سرای ایرانی در دوران شکوفایی نظم پارسی، جلودار شاعران پیش از خود بوده است.

تاثیر پذیری وی از اثر ابو منصور معمری و شاعرانی چون دقیقی و رودکی و آیین های مزدیسنا، زروانی و مهر پرستی و جنبش شعوبیه که در سده های قبل از او شکل گرفته بود بر کسی پوشیده نیست، اما محمد علی اسلامی ندوشن بر خلاف عوام باور دارد شباهت های شاهنامه با آثاری چون ایلیاد و ادیسه هومر، رامایانا و مهاباراتای هندوها به دلیل ریشه های مشترک آریایی بوده و ممکن نیست فردوسی در آن دوره از آثار هومر آگاهی داشته باشد. هر ساله روز بیست و پنجم اردیبهشت ماه روز بزرگداشت فردوسی در نظر گرفته شده است. درباره شاهنامه و فردوسی سخن بسیار است اما در این مقال نمی‌گنجد. قصد بر آن است تا نظری کوتاه بر اشعار او در باب خرد بیاندازیم. در اشعار فردوسی از صفات فراوانی یاد شده است اما در والاترین نقطه خرد نمایان می شود. از نگاه حکیم طوس همه نیکی و بدی سر در گرو خرد دارند.

در بدو امر جان به همراه خرد به آدمی اعطا شد که این دو او را تا غایت وی، همراهی و راهنمایی می کنند. در شاهنامه از واژه های خردمند، کم خرد و بد خرد به کرات یاد شده است. از نگاه وی حتی اهریمن نیز بی خرد نیست و فقط بد خردی را پیشه کرده است. حکیم سخن به انحاء مختلف خرد را در شعر خویش می نمایاند به طوری که نظم را بدینگونه می گشاید.

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

در ادامه در ستایش خرد، بدینسان می سراید:

خرد بهتر از هر چه ایزد بداد

ستایش خرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشای

خرد دست گیرد به هر دو سرای‌

از او شادمانی وزویت غمیست

از او فزونی وزویت کمیست

اما واقعا خرد چگونه تعریف میشود؟ چه چیز خردمند را از کم خرد فارق می سازد. آیا خردی والاتر در ورای ما این خرد را شکل میدهد. حکیم سخن به طرق مختلف به این سوالات پاسخ داده است.

خرد چون یکی خلقت ایزیدیست

از اندیشه دورست و دور از بدیست

خرد بهتر از هرچه ایزدت داد

ستایش خرد را به از راه داد

تو چیزی مدان کز خرد برترست

خرد بر همه نیکویها سرست

خرد گیر کارایش کار توست

نگهدار گفتار و کردار توست

صبر و شکیبایی از صفات خردمند است بدین گونه که مرد خرد، شیر را رام میکند و دل اژدها را نیز به دست می آورد.

شکیبا و با هوش و رای و خرد

هزبر ژیان را به دام آورد

همان کن که از خرد درخورد

دل اژدها را خرد بشگرد

حکیم، خرد را با دانش همراه و با شتاب در تنگنا می داند.

خرد همچو آبست و دانش زمین

بدان کین جدا وان جدا نیست زین

چو باید که دانش بیفزایدت

سخن یافتن را خرد بایدت

ز راه خرد هیچگونه متاب

پشیمانی آرد دلت را شتاب

فروتنی و بردباری را نیز از اوصاف خردمند میداند.

چنین داد پاسخ که گر با خرد

دلش بردبارست رامش برد

فروتن بود هر که دارد خرد

سپهرش هم در خرد پرورد

فردوسی در شاهنامه هزار و اندی بیت با مفهوم خرد سروده استان در ادامه برخی از این ابیات را می آوریم.

خرد افسر شهریاران بود

همان زیور نامداران بود

کسی کو خرد را ندارد ز پیش

دلش گردد از کرده خویش، ریش

همیشه خرد را تو دستور دار

بدو جانت از ناسزا دور دار

دلی کز خرد گردد آراسته

یکی گنج باشد پُر از خواسته

که من با جوانی خرد یافتم

ز کردار بد روی برتافتم

چنین گفت پیران که با روزگار

بسازد خرد یافته مرد کار

محمدمهدی عابدی