پژوهشگاه زابل در آینهٔ انتظار | وقتی نهادِ دانش از مدارِ مأموریت خود دور میشود
در سرزمینی که خشکسالی بر پیکرش چنگ انداخته و تالابهایش به خاطرهای ترکخورده بدل شدهاند، دانش باید نخستین چراغِ راه باشد. سیستان امروز بیش از هر زمان به نهادی نیاز دارد که بحران را بشناسد، برای آن نسخه بپیچد و صدای مردم را به زبان پژوهش به گوش تصمیمگیران برساند. پژوهشگاه زابل را برای همین مقصود بنیان نهادند: نخست در سایهٔ دانشگاه، سپس بهصورت مستقل و با بودجهای اختصاصی، تا با همکاری دستگاههای دولتی راهی برای برونرفت از بحران محیطزیست، کشاورزی کمآببر، توسعهٔ دامداری و طیور و دیگر ظرفیتهای منطقه بگشاید. آغاز کار امیدبخش بود، اما امروز پرسش این است که از آن وعدهها چه مانده است.
فیلم|بررسی ابعاد هیدروپلیتیک افغانستان و بحران محیطزیست سیستان در نشست مدیرمسئول دیار عیار با معاون رئیسجمهور
مدیرمسئول پایگاه خبری و تحلیلی دیار عیار در جلسه با رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، به بررسی پیامدهای ابعاد متعدد و در همتنیده سدسازیهای افغانستان در حوضه آبریز هیرمند پرداخت. در این نشست، ضمن نقد نبود برنامههای عملیاتی موثر برای مرطوبسازی اراضی تالابی و مدیریت گردوغبار، بر ضرورت بازنگری در استراتژیهای دیپلماسی آب و استفاده از اهرمهای موجود برای اخذ حقوق ایران تأکید شد.
سکوتِ سنگین، در واکاویِ خاموشیِ خانوادههای داغدار در برابرِ ابهامِ قصورِ پزشکی در سیستان
هر جامعهای را از آنچه میگوید میتوان شناخت، و از آنچه نمیگوید بیشتر. در سال های در سیستان، بیمارانی پس از مراجعه به مراکز درمانی جان سپردهاند، نوزادانی ناتوان یا آسیب دیده از زهدان به جهان آمده یا اندکی پس از تولد چشم از جهان فروبستهاند، و کسانی با آسیبی ماندگار از بستر برخاستهاند. در بسیاری از این موارد پرسشی بیپاسخ بر جای مانده و در بیشترِ آنها پروندهای گشوده نشده است. این یادداشت درصدد داوری دربارهی وقوع یا عدمِ وقوعِ قصور نیست. آن حکم از آنِ دستگاه قضا و کارشناسیِ پزشکی قانونی است. پرسشِ این نوشتار فروتنانهتر و شاید ژرفتر است: چرا کسانی که دلیلِ کافی برای پرسیدن دارند، نمیپرسند؟
وداع با «حسین ریگی» خواننده سیستانی
«حسین ریگی» خوانندۀ نامآشنای سیستانی، بر اثر عارضهٔ قلبی جهان فانی را بدرود گفت و صدایی خاموش شد که سالها طنین آن بر دشتها و ایوانهای سیستان، مازندران و گلستان میپیچید.
از رؤیای چاههای ژرف تا سکوت
روزگاری نه چندان دور، در فضای رسانهای سیستان و فراتر از آن، ترکیبی از دو واژه بر زبانها جاری شد که بار امید و رستگاری یک سرزمین تشنه را بر دوش میکشید: چاههای ژرف. وعدهای که از تریبونهای رسمی و غیررسمی، از نشستهای خبری تا گفتوگوهای کوچه و بازار، تکرار میشد و بهتدریج در ذهن سیستانی به باوری بدل گشت که رهایی از خشکی، از هامون خشکیده و چاه نیمههای تهی، در اعماقی نهفته است که هرگز پیش از آن کاویده نشده بود. این باور چنان راسخ شد که هویت یک طرح پژوهشی با سرنوشت سیاسی طراح آن گره خورد، تا آنجا که در واپسین روزهای ثبتنام برای انتخابات ریاستجمهوری، خود را پدر چاههای ژرف خواند، و از همان لحظه، گویی طرح نیز به همراه صاحب نام خویش به خوابی عمیق و بیبازگشت فرورفت. سکوتی رسانهای که خود به اندازه هر گزارشی گویاست،
محکومیت جهادکشاورزی زابل، در بازگشایی نهر حاج آقایی | روایت ساختار اداری که سرمایهگذاری در سیستان را به قهقرا برده است
در سیستان، نهر تنها گذرگاه آب نیست، خطِ ناپیدای عدالت میان همسایگان است و حافظهٔ زمین از حقی که نسلها پیش بر آن نشسته است. در سال ۱۳۸۸، در روستای محمدآباد بولایی، یکی از مدیران پایه فرمانداری زابل با تکیه بر پشتوانهٔ خانواده، دوستان، همکاران و برخی نهادهای دولتی، دست به تخریب نهر کهن و اصلی روستا زد. درختان چندصدساله از ریشه برآمدند، زمین هموار شد و حریم و بستر نهر به ملک شخصی او پیوست. گام بعد، مسدود کردن حدود ۲۲۰ متر از نهر قدیمی درجه سه حاجیآقایی در مرز مشترک با زمین همسایه بود. برای آنکه این تصرف رنگ قانون بگیرد، نهری تازه در زمین مجاور کندند و نزدیک به چهار هزار مترمربع از دهانهٔ ورودیاش را به حاشیهٔ زمین متصرف چسباندند، چنان که هیچ ماشین سنگین و نیمهسنگینی نتواند به ملک راه یابد.
زوال پاسخگویی در دیار سیستان
در سرزمینی که آفتابش دیرزمانیست بر ویرانههای نهادها میتابد و باد صد و بیست روزهاش نه فقط شن که اعتماد را نیز از جای میکند، حکایتی کوچک رخ داد که در دل خود، تصویری بزرگ از یک بحران تاریخی را نمایان ساخت. قرار بود مناظرهای برگزار شود. گفتوگویی میان مسئولیتِ نهادی و صدای مطالبهگری. مناظره به بهانهای لغو شد که بعدها نادرستیاش آشکار گشت. سپس نشستی جایگزین، اینبار به همت خودِ مطالبهگران، ترتیب داده شد. نشستی که آن نیز در کمال ناباوری، به سرنوشت نخستین دچار آمد.
رییس پژوهشگاه زابل؛ از ادعای تخصص تا انفعال در بزنگاه تاریخی
یک پژوهشگاهِ مستقل در منطقه بحرانزدهای مانند سیستان، صرفاً یک نهاد اداری نیست؛ بلکه باید مغز متفکر و دیدهبان راهبردی منطقه باشد. اما آنچه امروز تحت عنوان پژوهشگاه زابل مشاهده میکنیم، فاصلهای معنادار با کارکردهای تعریفشدهاش دارد. نقد ما به این مجموعه، نقد فرآیند مدیریتیست که در قبال علت اصلی بحران سیستان، انفعال پیشه کرده است.
سیستان، شهر سوختهای که در انتظار طلوع است | چند توصیه به نمایندگان مجلس
سیستان سرزمینی است که خاک آن پیش از آنکه زیر گام کشاورز نرم شود، زیر گام تاریخ نرم شده است. جایی که آب و باد و اسطوره از هزارهها پیش دست در دست هم دادهاند تا سرگذشتی بسازند که کمتر خطهای در ایرانزمین به آن میماند. تالاب هامون، نیزارهایی که در نسیم میلرزند، بادِ صد و بیست روزه و تپههایی که زیر لایهای از غبار نفس میکشند، همه آیینهای برای ثروتیاند که نه تنها در رونمایی و تبلیغ نمیگنجد، بلکه گاه از یاد نیز رفته است. با این همه، در سالهای اخیر نام این سرزمین بیش از آنکه با افقهای بلند پیوند بخورد، با آسفالت کوچهها و وعدههای کوتاهمدت همنشین شده است.
سخنگوی صنعت آب مطرح کرد: نه به هژمونی آبی در منطقه/ از حقابه هیرمند عقبنشینی نمیکنیم
سخنگوی صنعت آب گفت: در طول تاریخ، اصلیترین منبع تأمین آب منطقه سیستان، حوضه آبریز هیرمند بوده است. حدود ۹.۵ میلیارد متر مکعب آب از این حوضه جریان مییافت که تمام زندگی مردم به آن وابسته است. بنابراین، جمهوری اسلامی هرگز از حقابه قانونی خود عقبنشینی نخواهد کرد؛ چراکه حیات منطقه به این آب گره خورده است.






























