این روزها در سیستان نه کار کن داریم و نه کار راه انداز
این روزها در سیستان و چه بسا در کل استان، نه کار کن داریم و نه کار راه انداز. سیستان بیش از دو دهه ست با بحران آب دست و پنجه نرم می کند. در آن روزهای آغازین بحران، زمزمه های روزهای بدتر به گوش می رسید، اما برای آن تمهیدی اندیشیده نشد.
آیا مدیران ارشد استانی، کشوری و نمایندگان، از عمق فاجعه انسانی سیستان مطلع شدند؟
نه مدیران ارشد استانی، نه نمایندگان مجلس و نه دستگاه دیپلماسی کشور از عمق فاجعه انسانی که در سیستان اتفاق افتاده اطلاعی ندارد که اگر می داشتند؛ بی تردید میبایست به میل خود، نام مجلس و دولت انقلابی را از مجلس یازدهم حذف می کردند.
رواج بی اخلاقی از سوی حامیان یک نماینده| نمایندگان محترم، هوادارن خود را از آپارتاید قومی منع کنند
حامیان یک نماینده با بی اخلاقی هر چه تمام روند تخریب علیرضا کیخا مدیرکل صدای سیمای استان، فرشید عابدی مدیر مسوول دیار عیار و سلطانعلی عابدی سردبیر این رسانه را کلید زدند. نماینده مطبوع این هواداران تندرو، به جای پاسخگویی به مطالبات، استودیو را ترک کرده، مانع پخش برنامه شده، حضور دوباره در برنامه را مشروط به عدم حضور میهمانان برنامه قبلی کرده، بر خلاف واقعیت مدعی شده او را در جریان موضوع برنامه نگذاشته اند و ...
بسیاری از سیاسیون که مطالبه گری ها به ضرر آنهاست، درصدد تخریب شبکه هامون بر آمدند
طفل نوپای مطالبه گری اگر چه راه افتاده، اما خطرات بسیاری آنرا تهدید می کند. سیاسونی که منافع آنها به خطر می افتد، این موضوع را بر نمی تابند و حامیان آنها با نوشته هایی شبیه شبنامه های قدیم، مطالبه گران را مزدور، وابسته و خودفروخته معرفی می کنند. برخی تهدید و برخی با ضد ارزشی خواندن به تخریب روی می آورند.
طالبان به جای مناقشه در پی توسعه تجاری در دو سوی مرز باشند| فرسایش خاکی سیستان، افغان ها را دفن می کند
افغان ها با هدف بهره برداری حداکثری از آب های سطحی خود، سیاست های آبی را طراحی کرده که در نهایت گریبانگیر مردم افغانستان نیز خواهد شد. افغان ها با شعار تیل به جای آب، سد کمال خان را افتتاح کردند. افغان ها اگر چه به ظاهر خود را پایبند به حقابه می دانند و منظورشان از شعار تیل به جای آب این بوده که آب مازاد بر نیاز را با تیل معاوضه کنند، اما در عم،ل انگار به واقع در پی زیاده خواهی هستند.
تحلیلی بر قهر نماینده جوان سیستان از برنامه تلویزیونی دادخواه| نماینده جوان برای جبران مافات، با دیار عیار مصاحبه تصویری کند
این روزها فرهنگ قهر و ترک جلسات از سوی سیاسیون، افراد ذی نفوذ و حتی معتمدین سیستانی، رو به فزونی ست و باعث نگرانی طیف صاحب اندیشه شده است. چرا افراد قهر می کنند؟
نقدی به اظهار نظر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس مبنی بر دعوای خانوادگی با طالبان
اظهار نظر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، مبنی بر اینکه درگیری با طالبان دعوایی خانوادگی ست که با گفتگو حل می شود، ضربه ای مهلک به خون شهدای مرزبان و خانواده های آنها و همه سیستانی هایی ست که از محروم شدن حقابه در رنج اند. اگر تطهیر کنندگان گروهک طالب نمی توانند منافع ملی را تامین کنند، لااقل می توانند سکوت پیشه کرده و حرفی نزنند. یک روز تمام مرزبانان در مرز سیستان با طالبان درگیر بودند، فرزندان این سرزمین جان باختند، زخمی شدند، نگرانی بر جامعه استان حکمفرما شد، که یک سیاستمدار بگوید درگیری مختصری بود؟
وقتی نگذاریم مدیران پشت پوشش های ارزشی پنهان شوند، امید به جامعه باز می گردد| نباید نظام هزینه اشتباهات فردی را بپردازد
اهل سیاه نمایی و بد جلوه دادن رویکردها و عملکردها نیستم. بنا به نگرش شخصی بر این باورم که عملکرد مثبت مدیران، به صورت روزانه منعکس می شود، اما ترک فعل ها و تصمیمات اشتباهی که نتایج منفی در بردارند به دلیل اینکه باعث دشمن تراشی می شود، کمتر کسی حاضر است تبعات رسانه ای کردن آنرا بپذیرد و عطایش را به لقایش می بخشد.
افغانستان حکم برادر کوچکتر ناباب ایران را دارد!
قدیم ها همسایه ای داشتیم که دو پسر داشت. پس از درگذشت مرد و زن همسایه، پسر بزرگ (برادر بزرگتر) سرپرستی برادر کوچک تر را به عهده گرفت، او هر چه بزرگتر می شد به دلیل رفاقت با رفقای ناباب، نافرمانبردارتر می شد. برادر بزرگتر آداب دان بود و حرمت ها را می فهمید. برای جلوگیری از مرافه، به برادرها امتیازی می داد تا مبادا همسایه ها با شنیدن صدای آنها، به پدر و مادرشان توهینی روا دارند. کار به جایی رسید که برادر بزرگتر از حق میراث داری خود گذشت و خانه پدری را به برادر کوچکتر داد. هر دو خانواده تشکیل داده بودند، اما برادر کوچکتر که عادت به همیشه طلبکار بودن داشت زندگی را برای خانواده برادر بزرگترش جهنم کرده بود و به انحای مختلف او را تلکه می کرد تا اینکه یکروز تصمیم گرفت که ... .
سه نمونه از فرصت هایی که به دلیل ناکارآمدی مدیران شهری از بین رفتند؛ میدان میوه و تره بار مرکزی زاهدان، نمونه بارز شکست مدیریتی در شهرداری زاهدان بود
شهرداری زاهدان به دلیل عدم بهره گیری از ذهن های خلاق و مدیران آینده نگر، در ایجاد درآمدهای پایدار شهری ناموفق بوده و فرصت های طلایی برای کسب درآمد بیشتر را، فدای روابط قومی و مذهبی و مدیریت خانوادگی می کند.

































