آورد رود هیرمند توسط بند کمالخان از سال ۱۴۰۰ با رویکرد سیاسی، اقتصادی و مهندسی اجتماعی، به شورهزار گودزره منحرف میشود؛ گودزره همواره نقش زهکش تالاب بینالمللی هامون را ایفا میکرد.
طبق معاهده دلتا، در صورتی که ایستگاه سنجش آب دهراود؛ آورد رودخانه هیرمند را پنج میلیارد و ۶۰۰ میلیون مترمکعب برآورد کند؛ سال آبی، نرمال خواهد بود. این در حالیست که کانالهای انحراف و انتقال آب و نهرهای ایجادی پایین دست بند کمالخان، ظرفیتی بیش از پنج میلیارد متر مکعب دارند.
رودخانه فراه پس از رود هیرمند، مهمترین منبع تغذیه تالاب بینالمللی هامون است که با توجه میزان آورد این رودخانه، سد بخشآباد با پیشرفت فیزیکی حدود ۹۰ درصدی در ولسوالی بالابلوک ولایت فراه، پیک سیلاب این رودخانه را در دوره ترسالی مهار خواهد کرد.
افغانستان با احداث سدهای کوچکتر بر روی خاشرود و هاروت رود و … به دنبال مهار منابع کوچکتر تالاب هامون پوزک است تا بدون اراده حکامافغانستان حتی یک قطره آب وارد تالاب هامون نشود.
فرصت سوزی ایران
رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی و امنیتی دارد، از طرفی ایران نیز در قبال تمام این ابعاد، اهرمهایی برای فشار در اختیار دارد که به دلیل عدم تعریف درست استراتژی افغانستان در قبال مسئله آب، عدم هماهنگی ارکان دیپلماسی آب، جزیرهای عمل کردن، عدم بکارگیری ابزارهای دیپلماسی در زمان مناسب، عدم سیاست گذاری درست فرهنگی و رسانهای، گل به خودی مقامات ایرانی در زمینه دیپلماسی رسانه و … موجب شده که ایران در زمینه حقابه رودخانه هیرمند و حقابه زیست محیطی تالاب بینالمللی هامون توفیقی نداشته باشد.
گاهی اوقات فرآیند پیگیری حقابه فدای منافع سازمانی و شخصی شده و نبود ساز و کار بالادستی برای ارزیابی و نظارت دستگاههای متولی مباحث فنی و دیپلماسی، موجب اصلاح رویه نشده است.
سد بخشآباد به احتمال زیاد در سال ۱۴۰۵ به بهره برداری خواهد رسید و آخرین میخ را بر تابوت تالاب بینالمللی هامون میکوبد. بهرهبرداری این سد از منظر زیستمحیطی چنان شرایط آخرالزمانی را رقم خواهد زد که آرزوی بازگشت به شرایط کنونی را داشته باشیم. بی گمان با افتتاح سد بخشآباد، شاهد واکنش وزارت امور خارجه در حد یک یادداشت اعتراضی و چند مصاحبه خواهیم بود. مادامی که تا کنون حتی پیامدهای زیستمحیطی احداث سد بخشآباد و بند کمالخان مطالعه نشده، از طرفی سازمان حفاظت محیطزیست اعتبار پژوهشی ندارد، وزارت نیرو مشخص نیست به جز برگزاری جلسه کمیساران چه عملنرد مثبتی دارد و استانداری سیستان و بلوچستان نیز درک درستی از مسائل زیست محیطی و هیدروپلیتیکی ندارد و حتی روایت جعلی طالبان مبنی بر وجود خشکسالی را تایید میکند، دور از انتظار نیست که تا چندی بعد، منطقه سیستان برای زندگی مضر باشد.
در شرایط عادی، به دلیل تحریمها و انزوای بینالمللی کشور، برای احقاق حق ایران در زمینه حقابه، توفیقی نداشتیم. افزایش سطح تنش جمهوری اسلامی با بلوک غرب نیز این شرایط را دشوار تر خواهد کرد.
برگزاری حدود ۳۰ جلسه کمیساران آب ایران و افغانستان در خصوص حقابه رودخانه هیرمند هیچ نتیجه مثبتی نداشته، اما با این حال نیز وزارت امور خارجه و سازمان حفاظت محیطزیست اعلام میکنند که حقابه توسط وزارت نیرو در حال پیگیریست. وزارت نیرو در قالب کمیساران، نقش پیگیری حقوقی و مسائل فنی حقابه را طبق معاهده دلتا بر عهده دارد. پس از مرحله حقوقی مذاکرات، به موازات آن بایستی وارد فاز سیاسی مذاکرات شویم. با توجه به اینکه سدهای افغانستان، امنیت آبی، غذایی و زیستمحیطی شرق کشور را به خطر انداخته، بنابراین باید با بهرهگیری از ابزارهای امنیتی ذیل شورای عالی امنیت ملی، مسئله حقابههای ایران را پیگیری کنیم. اینکه دستگاههای متولی دیپلماسی سیاسی و دیپلماسی گرد و غبار هنوز به فاز حقوقی پیگیری حقابه هیرمند امید دارند، نشان دهنده عدم درک درست مسئله دارد. شاید برای برخی از افراد، تعریف پروژههای آبی و کشاورزی یا گسترش مراودات اقتصادی با افغانستان به مراتب شیرینتر از گرفتن حقابههای ایران از حوضههای آبریز مشترک با افغانستان باشد.








