پس از جاری شدن حجم زیاد سیلاب در رودخانه هیرمند، وزارت آب و انرژی طالبان مثل سنوات گذشته، با هدف رساندن آب به کشاورزان پایین دست بند کمالخان، دریچههای این بند را باز کرد تا اراضی کشاورزی همیشه تشنه بلوچهای ولایت نیمروز که به دلیل سیاست های مهندسی اجتماعی حکامپشتون افغانستان، حقابه شرب و کشاورزی آنها به گودزره منحرف میشد، بار دیگر به زراعت خود رونق دهند. حجم سیلاب رود هیرمند موجب شده که بند لشکری در نزدیکی مرز ایران توان کنترل آب را نداشته باشد و حجم آب اندکی از مبادی سد جریکه وارد خاک ایران شود.
همانطور که بارها هشدار داده شده، بند کمال خان مغایر ماده پنجم معاهده دلتا است و علی رغم وجود ابزارهای متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و حقوقی، بنا به ملاحظاتی، منافع ملی ایران تضییع شده است که در صورت عدم تغییر در دکترین سیاست خارجی در قبال افغانستان، در بر همان پاشنه خواهد چرخید.
اگر دستگاه دیپلماسی ایران طی چند سال گذشته در قبال مناقشه آبی هیرمند یک دیپلماسی پویا و نوین را پیش میگرفت و فریب وعدههای طالبان و تیم تطهیر آن ها را نمیخورد، اکنون به جای یک سیلاب اندک باصطلاح دشتمال، شاهد ورود سیلاب بیش از پنج میلیارد متر مکعبی یا حتی بیش از ۶ میلیارد مترمکعبی به خاک ایران، تالاب بینالمللی هامون و دشت سیستان بودیم.
ساختار سامانه انحرافی بند کمالخان مدیریت سیلابهای رودخانه هیرمند را در اختیار حکام افغانستان قرار داده است. این سامانه به گونهای طراحی شده که در صورت باز بودن تمامی دریچههای آن، حدود ۴۰۰ متر مکعب در ثانیه به سمت پایین دست جاری و مابقی سیلاب با هر دبی، به سمت سد قلعه افضل و گودزره جاری شود. با توجه به فصلی بودن رودخانه هیرمند، تجربه سال آبی گذشته نشان داد که میزان خروجی بند کمالخان در بازه زمانی سیلاب، حقابه ایران از رودخانه هیرمند طبق معاهده دلتا را تامین نمیکند. حال پرسش اصلی این است که وزارت خارجه و نیرو برای این مسئله چه استراتژی دارند؟ چرا برای تامین منافع ملی تا کنون مقابله به مثل نکردند؟ چرا از ابزارهای موجود بهره نگرفتند؟
از طرفی سیلاب قابل توجه سرشاخه فراه، موجب جاری شدن سیلاب در تالاب هامون سابوری شده است. به رغم پیشرفت فیزیکی بالای سد بخشآباد در ولسوالی بالابلوک ولایت فراه، این رود نقش مهمی در کاهش گرد و غبار ولایات افغانستان، منطقه سیستان و زاهدان و ایالت بلوچستان پاکستان دارد، اما بدیهی ترین اقدامات برای پیشگیری از تکمیل این سد ذخیره از جانب مقامات ایرانی مانند ممنوعیت صادرات سیمان، مطالعه پیامدهای زیست محیطی سد بخشآباد و اجماع بینالمللی با کشورهای همسایه انجام نشده است که جای تامل دارد. در هر صورت امنیت آبی، امنیت غذایی، امنیت زیستی، امنیت ملی، فرهنگ خطه جنوبشرق و عمق استراتژیک ایران در خاک افغانستان در گرو استراتژی دستگاه دیپلماسی است.








