پاییندی طالبان به معاهده دلتا بدون اصلاح بند کمال خان غیر ممکن است
پاییندی طالبان به معاهده دلتا بدون اصلاح بند کمال خان غیر ممکن است
این روزها سفر عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به افغانستان تحت حاکمیت امارت اسلامی طالبان، بار دیگر موضوع حق آبه سیستان بر اساس معاهده ۱۳۵۱ را بر سر زبان ها انداخته است و یک سوال مهم را به ذهن متبادر می سازد که آیا پایبند کردن افغان‌ها به معاهده راه حل دیپلماتیک دارد؟

آیا با این سفرها آب در انهار جاری می شود؟ از آنروی سفر وزیر امورخارجه به افغانستان مهم است چون عباس عراقچی یک دیپلمات با تجربه ست و در خصوص مسائل آبی صاحبنظر است و در حال حاضر مهم‌ترین چالش ایران با طالبان بر سر ۸۲۰ میلیون مترمکعب آب است. آبی که زندگی ۶۰ هزار بهره بردار کشاورزی در سیستان به طور مستقیم، ده ها هزار نفر به صورت غیر مستقیم و محیط زیست سیستان به آورد هیرمند پیوند خورده است. با روی کار آمدن طالبان، معاهده ۱۳۵۱ به صورت آشکار نقص شده و در صورت تداوم سیاست های انفعالی وزارت خارجه به تاریخ پیوستن آن دور از ذهن نیست.

نکته گمراه کننده در رفتار طالبان سیاست مبتنی بر دروغ در خصوص حق آبه است. وزیر امورخارجه باید بداند حرف های طالبان در پایبندی به معاهده ۱۳۵۱ یک تعارف سیاسی بوده و امکان اجرایی شدن آن با وجود سد کمالخان یک وعده نافرجام و صرفا دیپلماتیک برای اقناع طرف ایرانی است. طالبان می دانند هر گونه مخالفت با معاهده باعث تحریک طرف ایرانی شده و طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران برای اقناع افکار عمومی خود مجبور به واکنش صریح می شود.

سیاست های غلط وزارت نیرو و امور خارجه در قبال حق آبه، ریشه در درک نادرست از معاهده ۱۳۵۱، عدم شناخت سازه سد کمالخان و عدم اطلاع از برنامه های طالبان در قبال زمین های بایر محدوده گودزره و پایین دست سد کمالخان دارد. طالبان همواره‌ خود را پایبند به معاهده می‌دانند، اما در عمل به آن پایبند نیستند و حق آبه داده نمی شود و چندین برابر سیلاب به سوی گودزره منحرف می شود. پیک سیلاب‌ها به ۴ هزار متر مکعب بر ثانیه در محل سد کمالخان هم می‌رسد که سد کمالخان از این میزان تنها حدود ۴۰۰ متر مکعب در ثانیه را می تواند از دریچه های خود عبور دهد و مابقی به سوی گودزره منحرف می شود. از میزان آبی که از دریچه های کمالخان می گذرد، بیش از نیمی به نهر لشکری و پریان مشترک رفته و یا توسط موتور پمپ های بهره برداران افغان ها در مسیر برداشت می شود و نیمی به سیستان وارد می شود. بر اساس معاهده طرفین می‌بایست پمپ ها را جمع آوری کنند، اما افغان ها از این بند معاهده همواره خودداری کرده اند. در پیک سیلاب سال گذشته ۲ تا ۳ میلیارد مترمکعب آب به گودزره ریخته است و حدود یک سوم حق آبه وارد سیستان و چاه نیمه ها شده است. حال با این شرایط چگونه طالبان می توانند از پایبندی به معاهده ۱۳۵۱ بگویند و وزارت خارجه یا نیرو وارد بازی بی نتیجه طالبان شوند؟

در زمان انعقاد قرارداد در سال ۱۳۵۱، سد کمال خان وجود نداشته و اکنون با احداث آن تمام معادلات به هم ریخته است. با توجه به محدودیت گذردهی آب از دریچه های سد کمالخان، بدون اصلاح سد عملا اختصاص حق آبه غیر ممکن است. مادامی که دیپلمات های ایرانی بر پایبندی افغانستان به حق آبه تاکید ورزند هیچ دستاوردی در پی نخواهد داشت. اختصاص ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب در سال در دو صورت امکانپذیر است. اولا بر طبق معاهده آب بر اساس جدول زمانی آمده در قرارداد از سد کجکی اختصاص داده شود، اما ظاهراً با توجه به عدم همکاری طالبان در بازدید از این سد در زمان مورد تقاضا این امر غیر ممکن است. دوما سد کمال خان اصلاح شود. تجربه سیلاب های دو سال گذشته نشان داد که علیرغم وعده طالبان مبنی بر جلوگیری از انحراف سیلاب به سوی گودزره در این باره ناموفق بوده و چندین برابر حق آبه به گودزره ریخته می شود.‌ وزارت امور خارجه در صورتی که به واقعیات امر توجه نکند و بیش از این تحقق معاهده را به روش های اشتباه و گفتمان های از اساس غلط پیگیری کند ره به جایی نخواهد برد و سیستان همچنان در تب خشکسالی می سوزد.

سلطانعلی عابدی

روزنامه نگار