در این رابطه لازم است چند نکته را یادآور شوم:
۱ _ این حوضچه تبخیر، بخشی از زمینهای کشاورزی خریداری شده توسط سازمان آب منطقهای از کشاورزان به منظور انتقال زه آب ناشی از زمین های کشاورزی در دهه ۶۰ و پرآبی سیستان بوده و ربطی به تالاب هامون ندارد؛ حتی تا حدود ۳ کیلومتر بالاتر از سیل بند شمالی آن زمین های کشاورزی دارای سند اصلاحات ارضی است که در گذشته کشت میشد، بنابراین نشان دادن آن با این حجم آب به معاون رئیس جمهور در ذهن و فکر ایشان هامونی پرآب تداعی شد.
۲_ با همه مخالفت ها در ۴ سال قبل با حفر کانالی به طول ۲۵ کیلومتر در بستر تالاب و دپوی خاک ناشی از آن در دو سوی کانال و رها کردن آن بدون تثبیت، کانون جدیدی برای ریز گرد ایجاد کردند و چون دائما آب به درون حوضچه پمپاژ میشد، زمین های دوسوی کانال فرصت آبگیری پیدا نمیکرد؛ در حالی که قبل از حفر کانال با وزش باد، آب درون سابوری وسعت زیادی از این زمینها که مستعدترین شرایط برای پوشش گیاهی را داشت، در بر می گرفت و موجب احیا گیاهان و تثبیت خاک میشد.
بنده در شرایط سخت معیشتیِ امروزِ حاشیه نشینان تالاب، مخالف پمپاژ کردن آب به درون حوضچه به منظور گردشگری، صیادی و ایجاد اشتغال و دمیدن روح امید و نشاط در مردم نیستم، معتقدم وسعت آبگیری حوضچه را به ۲۰۰ هکتار کاهش دهند تا با ۵ میلیون مترمکعب شرایط لازم به این منظور فراهم شود و ۱۰ میلیون مترمکعب دیگر می تواند اگر به صورت هدفمندی هدایت شود ۱۰ هزار هکتار از کانون های ریزگرد را مرطوب سازی کند( به گفته مسئولین نیمروز امسال ۱۵ میلیون متر مکعب به درون حوضچه پمپاژ شده است).
۳ – وسعت دریاچه هامون ۵۷۰۰ کیلومتر مربع است. در سال ۱۳۶۱ که یکی از پرآب ترین سال ها بود، نزدیک به ۳۰۰ هزار هکتار آن را پوشش گیاهی تشکیل میداد که از این مقدار، ۵۵ درصد در خاک ایران قرار داشت؛ امسال با آورد نسبتا خوب فراه رود، قسمتی از آن در بخش ایرانی مرطوب سازی شد؛ اما با وجود این، بیش از ۱۵۰ هزار هکتار بعلاوه هزاران هکتار زمین کشاورزی رها شده در شمال سیستان به عنوان کانون های ریزگرد فعال بود و بخش وسیعی از سیستان خصوصا شهرستان هیرمند تحت تاثیر شدید این کانون ها قرار گرفت. متاسفانه رئیس سازمان محیط زیست کشور را در یک روز با هوای خوب به دیدار ۶۰۰ هکتار زمین محصور در حوضچه و پر آب که آن هم متعلق به دریاچه نبود، بردند، در حالی که بایستی برای بازدید ایشان از بخش های شرقی هامون در شمال منطقه هیرمند مانند بخش قرقری، گمشاد و… برنامهریزی میشد تا درد و رنج مردم آن محدودهها که در شرایط بسیار سخت زیستی بسر می برند، از نزدیک مشاهده میشد.
۴- اداره کل حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی استان، امسال موقعیت خوبی برای انتقال آب به برخی از کانون های ریزگرد در دو سوی کانال پیدا کردند (امسال مثل سال های گذشته مانعی برای برداشت آب از کانال توسط صاحبان پرقدرت آن وجود نداشت) اما آن گونه که انتظار میرفت از موقعیت جدید استفاده نکردند. البته بخشی از این کم کاری بقول خودشان به دلیل نداشتن امکانات پمپاژ مربوط بود. هرچند منابع طبیعی در مورد انتقال آب به درختان کاشته شده توسط خودشان در شرق کانال بهتر عمل کرد.
در پایان روی سخنم با نمایندگان سیستان و استاندار محترم است. بزرگواران این که ما دائما از حقآبه سخن به میان می آوریم؛ لازم اما کافی نیست. مهمترین مسئله سیستان ایجاد بند انحرافی کمال خان بر روی رودخانه هیرمند که شاهرگ اصلی حیات و بقا در این سرزمین است. با احداث این سازه، سرریز رودخانه به جای اینکه در مسیر اصلی آن باشد، به سوی گود زره منحرف شد. طبق قوانین بین المللی مربوط به رودخانههای مرزی کشورهای بالادست حق انحراف مسیر رودخانه مشترک را ندارند. بهترین دیپلماسی در شرایط حاضر، قانع کردن طالبان به اصلاح این سازه است و این مهم هم در سطح حاکمیتی کشور( مجلس، شورای عالی امنیت ملی، وزارت نیرو، سازمان محیط زیست و خصوصا وزارت امور خارجه) امکان پذیر است. بنابراین باید در این مورد تلاشتان را مضاعف فرمایید.
غلامعلی غفاریمقدم
فعال محیط زیست سیستان







