جناب آقای علیرضا دهمرده
رئیس محترم سازمان جهاد کشاورزی استان سیستان و بلوچستان
با سلام
پیرو نشست خبری اخیر جنابعالی و طرح مطالبی پیرامون مخالفت با بهرهگیری از الگوی حملونقل ترکیبی (جادهای–ریلی) برای انتقال محمولههای راهبردی غلات ورودی از بندر شهید بهشتی چابهار، لازم دانستم از منظر کارشناسی اقتصاد حملونقل و مهندسی راهآهن، نکاتی بنیادین را جهت تنویر افکار عمومی و اصلاح تصمیمگیریها به آگاهی برسانم.
نکتهی بهغایت تأملبرانگیز در منظومه فکری جنابعالی، این است که بیش از تلفات انسانیِ ناشی از سوانح پرتکرار جادهای در محورهای مواصلاتی استان، نگران احتمالی تلفات ناچیز فیزیکی غلات در فرآیند ترانسشیپمنت هستید؛ رویکردی که تناقض آشکاری با منافع کلان و صیانت از سرمایههای انسانی و اقتصادی استان دارد.
در این راستا، بازخوانی ادله و ابهامات زیر، جهت روشنشدن ابعاد موضوع ضروری است.
زیرساختها و تعهدات اجرایی محققشده در ایستگاه ایرانشهر
همانگونه که آگاهی دارید، در پی دستور صریح استاندار محترم سیستان و بلوچستان، شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل کشور با صرف اعتبارات دولتی، اقدام به احداث محوطه لجستیک ریلی در شهرستان ایرانشهر کرده است. این پروژه شامل احداث چهار کیلومتر جاده دسترسی استاندارد، خط فرعی اختصاصی، سامانه توزین ریلی (باسکول داینامیک) و تأمین کامل زیرساختهای پایهای آب و برق جهت تخلیه و بارگیری فلهبر است. افزون بر این، کمیسیون تخصصی راهآهن با تعیین سرعت، مسیر را در قالب فرآیند تحویل موقت برای حمل بار کاملاً ایمن و آماده تردد اعلام کرده است. بنابراین، فقدان زیرساخت یک ادعای واهی و فاقد پشتوانه میدانی است.
دوگانهی صیانت از جان انسانها یا بهانهتراشی برای غلات؟ (شاخصهای ایمنی و انرژی)
نگرانی شما از اُفت وزنی یا تلفات ناچیز غلات، در قیاس با فجایع انسانی جادههای جنوب شرق کشور، غیرقابل پذیرش است. تجربه ثبتشده نشان داد که با راهاندازی قطار محلی خاش–زاهدان، آمار تصادفات جادهای در این محور بهطور چشمگیری کاهش یافت. بیتردید، انتقال بار سنگین و فلهای از ایرانشهر به نقاط مرکزی و شمالی با بهرهگیری از ریل، بخش عمدهای از ترافیک کشندههای سنگین، استهلاک شدید آسفالت و مرگومیر ناشی از سوانح مرگبار جادهای را کاهش میدهد.
از منظر اقتصاد کلان و بحران ناترازی سوخت، مصرف انرژی در ناوگان ریلی تقریباً یکهفتم (۱/۷) ناوگان جادهای است. در شرایطی که کشور درگیر بحران شدید ناترازی سوخت است، ممانعت از حمل بار انبوه ریلی، تحمیل هزینههای سنگین یارانه سوخت به اقتصاد ملی نیست؟ آیا کاهش ریسکهای جانی، تخفیفهای ویژه تعرفه راهآهن و جبران ناترازی انرژی، ادلهای قانعکننده برای تمکین به حمل ریلی نیست؟ متأسفانه نگاههای بخشینگر، چشمانداز توسعه متوازن استان را مخدوش کرده است؛ همانگونه که اصرار بر سیاستهای نسنجیده در حوزه منابع آب و گسترش افسارگسیخته چاهکها در سیستان، آینده زیستی دشتهای شمالی استان را با بحران مواجه کرده است.
ادعای فاقد پشتوانه عدم صرفه اقتصادی و عدم ارائه آنالیز ریالی
جنابعالی در نشست خبری هفته دولت، با اشاره به هزینههای ترانسشیپمنتِ مبدا و مقصد، مدعی شدید طبق آنالیز شرکت غله، حمل ترکیبی برای پیمانکار مقرونبهصرفه نیست. این در حالی است که مدیرکل محترم راهآهن جنوبشرق طی مکاتبه رسمی به شماره ۱۳۲/۳۳۸/ص مورخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸، ضمن اعلام آمادگی کامل شبکه و تخصیص ۵۰۰ دستگاه واگن باری غلات (فلهبر)، مشخصاً خواستار ارائه دادههای برنامه زمانی، حجم ماهانه و کانونهای تخلیه از سوی شما شد تا فرمول دقیق ماتریس تعرفه و اعمال مشوقهای ویژه تدوین شود.
پرسش اساسی از جنابعالی این است که چرا تاکنون هیچ نشست کارشناسی مشترکی با ادارهکل راهآهن جنوبشرق برگزار نکردهاید و دادههای تناژ را ارائه ندادهاید؟
راهآهن جمهوری اسلامی ایران همواره برای محورهای نوبنیاد، تخفیفهای تعرفهای ویژهای اعمال میکند. مادامی که وارد مذاکره استخراج کرایه حمل پایه و تخفیف تعرفهای نشدهاید، بر پایه چه فرمول، مدل حسابداری و آنالیز مستندی، ادعای عدم صرفه اقتصادی میکنید؟ اگر مدعی شفافیت هستید، ریز محاسبات و آنالیز ریالی ادعاییِ شرکت غله را به صورت عمومی منتشر نمایید تا عیار کارشناسی آن برای جامعه نخبگانی آشکار شود.
این ادعای جنابعالی که «به جز دو یا سه مقصد نظیر یزد و سمنان، سایر مقاصد فاقد ایستگاه راهآهن هستند، نمایانگر بیاطلاعی فاحش از وضعیت آمایش ریلی کشور است. در حال حاضر بالغ بر ۲۵ استان به شبکه سراسری ریلی متصل هستند.
در نامه رسمی مدیرکل راهآهن جنوبشرق نیز به صراحت تصریح شده که این ادارهکل آمادگی کامل برای حمل غلات به مراکز ثقل مصرف شامل استانهای کرمان، یزد، اصفهان، تهران، سمنان، تبریز، زنجان، قزوین، البرز (کرج)، کردستان (سنندج)، همدان و کرمانشاه را دارد. اعلام اینکه مراکز مذکور توانایی دریافت ریلی ندارند، انکار بدیهیات لجستیک کشور است.
بر اساس تصمیم معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری سیستان و بلوچستان، بنا بود ماهانه مجوز حمل ۳۰ هزار تن غلات از طریق شبکه ریلی صادر شود؛ چرا این تصمیم اجرا نشده است؟ حتی در برهههای حساس پیشین نیز راهآهن جمهوری اسلامی ایران نسبت به تأمین و اعزام ۲۰ دستگاه واگن تخصصی فلهبر برای شرکت پشتیبانی امور دام استان اقدام کرد و ماشینآلات بارگیری نیز در محوطه ایستگاه مستقر شدند؛ اما فرایند بارگیری در واپسین لحظات با کارشکنی متوقف شد! آیا در پسِ اصرار بر حمل صددرصد جادهای، انگیزه و تعارض منافع پنهانی نهفته است؟
ناآشنایی با فناوری و مکانیزمهای بارگیری/تخلیه ریلی
در فرازی دیگر عنوان فرمودید که زیرساختهای احداثشده راهآهن، صرفاً برای تخلیه است و زیرساختی جهت بارگیری تعبیه نشده است! این استدلال برای اهل فن، گویای فقر دانش فنی در حوزه تأسیسات جابهجایی مواد فله است. کارشناسان آگاهند که نوارنقالهها و سامانههای تخلیه زیر ریل، با اصلاح معکوس مدار انتقال کانوایرها یا سامانههای مکمل بارگیری واگن، در کوتاهترین زمان ممکن و با کمترین هزینه، از قابلیت بارگیری انواع واگن فلهبر برخوردار میشوند. طرح چنین استدلالهای سستی برای توجیه فرار از ریل، شایسته جایگاه مدیریتی نیست.
اگر حمل ترکیبی توجیه اقتصادی نداشت، نه ادارهکل غله و خدمات بازرگانی استان، اشتیاقی برای حمل ریلی و حتی ترکیبی گندم نشان میداد و نه مدیریت شهری برای حمل مصالح خاکی و مصالح زیرسازی به دنبال حمل ترکیبی و احداث خطوط آنتنی بود.
بر اساس برآوردهای اعلامی در نشست شما، قرارداد فعلی پیمانکار جادهای جهاد کشاورزی تا حدود چهار ماه دیگر، خاتمه مییابد. همچنین طبق وعده وزیر راه و شهرسازی، محور ریلی زاهدان–چابهار نیز در آستانه اتصال و تکمیل قرار دارد. اگر حقیقتاً در پی حفظ منافع ملی و کاهش هزینههای مبادله هستید، لازم است از همین امروز فرایند بازنگری، اصلاح اسناد مناقصه و اخذ مجوزهای حمل ریلی را آغاز نمایید.
بهرغم اراده آشکار نماینده عالی دولت در استان مبنی بر فعالسازی محوطه لجستیک ریلی ایرانشهر و توسعه حمل ترکیبی غلات، عدم اجرای آن توسط سازمان جهاد کشاورزی این پرسش راهبردی را پیش میکشد که آیا اختیارات و دامنه حاکمیتی استانداری تا آن حد محدود شده که تصمیمات توسعهای و اسناد بالادستی، در راهروهای یک سازمان بخشی، متوقف و بایگانی میشود؟
در شرایط حساس اخیر، شاهد انهدام یک انبار گندم در استان خوزستان بودیم. با توجه استمرار این شرایط، احتمال اتفاق مشابه در استان وجود دارد، بنابراین با توجه به مسئله کمبود ناوگان جادهای در جنوب استان؛ حمل تک بعدی و اتکای صرف به متد حمل جادهای، نه تنها از منظر پدافند غیر عامل، منطقی نیست؛ بلکه شرایط را دشوارتر میکند.
امید است با اصلاح این رویکرد غیرتوسعهای، شاهد همافزایی واقعی ارکان اجرایی استان در راستای صیانت از منابع بیتالمال، کاهش تلفات دلخراش جادهای و شکوفایی زیرساختهای ریلی استان باشیم.
با احترام
فرشید عابدی
کارشناس مسائل راهآهن و مدیرمسئول پایگاه خبری و تحلیلی دیار عیار








