در دوران تصدی مدیر کل سابق به واسطه آن که مدیر محترم از دیار دیگری مأموریت یافته بود و نه با شرح وظایف ذاتی این نهاد فرهنگی آشنایی داشت و نه با سازوکارهای ظریف آن، شاهد بودیم که بیش از هر دوره دیگری، بودجه های اختصاص یافته به امور فرهنگی به سازمان های دیگر واگذار شد و به جرات می توان گفت که به جز برپایی همایش های مناسبتی و وعده های محقق نشده، رویداد شایان ذکری به وقوع نپیوست.
جناب عبدالسلام بلوچزاده، به ذات انسانی نیک و طینتی پاک موصوف اند و این ظرفیت را داشتند که با همدلی و همزبانی هنرمندان و اصحاب فرهنگ و هنر، اعتماد از کف رفته را بازگردانند و چهره ای نوین از این نهاد ترسیم نمایند. این جانب نیز به کرات به ملاقات ایشان شتافته و صراحتاً عرض کردم که به سهم خود، هم می توانم در مقام عضو رسانه در مقابل شما بایستم و هم در کنار شما؛ این شما هستید که باید برگزینید کدام یک به صلاح مجموعه است. مشکلات و کاستی ها را نیز به عرض می رساندم و ایشان با سعه صدر و گشاده رویی تمام، شنوای سخنان بودند، اما در نهایت تنها به شنیدن اکتفا می کردند. حجب و حیای ذاتی این مرد بزرگ حتی اجازه نمی داد تا از نیروهای زیرمجموعه خود توضیحی بخواهند که آیا گزارش های ارائه شده بر صراط صدق است یا نه؟
برای نمونه عینی، در ماجرای انعقاد قرارداد با چند موسسه مشخص که به وضوح برگزیده گزینشی بودند، به ایشان توضیح دادم که هر یک بر اساس چه رانت و ارتباطی برگزیده شده اند. معاونین فرهنگی و هنری استدلال می کردند که اسامی این موسسات را معاونت توسعه مدیریت در اختیار آنان نهاده و مجاز به عقد قرارداد با غیر نبوده اند. حال پرسش اینجاست که اگر از ابتدا قرار بر انعقاد قرارداد با همین تعداد محدود بود، چرا فراخوان عمومی داده شد؟ آن هم تنها دو سه روز پیش از پایان مهلت مقرر برای ارایه آثار؟ با این وجود، طرح های بسیاری به اداره ارشاد ورود پیدا کرد.
ایشان در پاسخ به این جانب فرمودند: «به جهت جلوگیری از بازگشت بودجه، ناگزیریم با این چند موسسه قرارداد منعقد کنیم تا اعتبار لغو نشود، و پس از بررسی طرح ها در شورا، به آنان دستور خواهیم داد تا مبالغ به حساب سایر ارایه دهندگان طرح واریز گردد.» وعده دادند که کلیه طرح ها در شورا مورد بررسی قرار خواهد گرفت و به معاونین خود دستور صریح دادند که نتیجه بررسی می بایست به صورت کتبی به صاحبان آثار ابلاغ شود. اما در نهایت، نه طرحی در شورا به بحث گذاشته شد و نه پاسخی کتبی به اصحاب طرح ابلاغ گردید.
به باور این جانب، نیت اولیه جناب بلوچزاده بر پایه پاسخگویی و شفافیت استوار بود، اما کنترل امور از دستشان خارج شد و دگربار، معاونین به رویه ثابت سالیان بازگشتند و کارها را به سلیقه خود سامان دادند. چگونه می توان پذیرفت که مدعی شفافیت باشد، اما وقتی موسسه ای درخواست کتبی علل رد یا تایید طرح خود را می نماید، پاسخی دریافت نکند؟ خودداری از پاسخگویی، خود گواهی است بر وجود اختلال در نظام اداری.
متأسفانه جناب بلوچزاده نتوانستند سامانه معیوب اداری را سامان بخشند. لااقل در دوران پیشین، حضور فیزیکی کارکنان در مجموعه محسوس بود، اما اکنون در بسیاری از ساعات روز، اتاق ها خالی از سکنه اند و از ساعات ابتدایی روز، بوی انواع اغذیه فضای اداره را انباشته کرده، تا آنجا که فرهنگ و ارشاد بیشتر به آشپزخانه ای بزرگ می ماند تا نهادی فرهنگی. چه بسا ضروری است که استانداری محترم، بدون اعلام قبلی، نماینده ای برای راستی آزمایی به این اداره گسیل دارد تا مشاهد کند که چند تن از کارکنان در محل حاضرند. در معاونت هنری، با آن که درهای اتاق ها گشوده است، اما اثری از کسی نیست و ارباب رجوع برای انجام امور خود می بایست به صورت تلفنی نوبت گرفته و زمان مراجعه را هماهنگ نمایند.
با این همه شواهد و قراین، آیا انتخاب تیتر «ساختار اداری به قهقرا رفت» برای یادداشت پیشین، به جا و منطقی نبود؟ آیا عدم حضور کارکنان، انعقاد قراردادهای مشکوک، وعده های تحقق نیافته، فقدان شفافیت و عدم پاسخگویی به رسانه ها، همگی گواه بر سیر قهقرایی این نهاد فرهنگی نیست؟
سلطانعلی عابدی








