چرا نرمالسازی، یک پیروزی استراتژیک است؟
سالها بود که شرکت راه آهن در مسیر ریلی زاهدان-تفتان با عدم توازن زیرساختی و فقدان نقش آفرینی موثر به علت عریض بودن این خط ریلی، دستوپنج نرم میکرد. وقتی صحبت از نرمالسازی به میان میآید، در واقع به معنای از میان برداشتن موانعِ فیزیکی برای سیر قطارهای ایرانی درون خاک پاکستان است. این اتفاق به معنای آن است که قطارهای ترانزیتی ما به عنوان یک بازیگرِ مسلط، وارد شبکهی ریلی همسایه میشوند.
فراتر از ترانزیت؛ پدافند در کالبد اقتصاد
نکتهی درخشان این توافق، پیوند میان لجستیک و پدافند اقتصادی است. در دورانی که جنگهای ترکیبی با هدف ناامنسازی کریدورها و ایجاد اخلال در زنجیرهی تأمینِ کشورها طراحی میشوند، داشتن یک مسیر ریلیِ تثبیتشده و قانونی، یک لایهی حفاظتی برای کشور ایجاد میکند. استفاده از این مسیر برای حمل غلات و کالاهای استراتژیک، یعنی ما در صورت بروز بحرانهای منطقهای یا فشارهای خارجی، یک شریان حیاتی جایگزین و مطمئن داریم.
اخذ کد گمرکی اختصاصی برای ایستگاه تفتان، حلقه گمشدهای بود که میرجاوه را از یک ایستگاه صرف، به یک نقطه کانون اقتصادی ارتقا داد. این کد، یعنی اعتبار، یعنی هویت قانونی و یعنی کاهش زمانِ توقف؛ سه عاملی که در دنیای لجستیک، مستقیماً به معنای سود بیشتر و رقابتپذیری بالاتر است.
با تحقق این مهم، ایران عملاً بازارهای آسیای مرکزی را به شبهقاره پیوند میزند. این یعنی سیستان و بلوچستان سرآغاز یک کریدور بینالمللی است که ایران را به محور ترانزیتی منطقه تبدیل میکند.
توافق اخیر، محصول درک درست مدیران ریلی کشور از بازی بزرگ لجستیک در آسیای جنوبی است. دولت پاکستان که پیشتر نسبت به تداوم این مسیر احتیاط داشت، امروز با واقعیت غیرقابلانکار منافع مشترک روبروست. برای ایران، این پیروزی، توسعهی عمق استراتژیک از مرزهای جغرافیایی به عمق خاک همسایه و تثبیت نقشآفرینی در نظم اقتصادی جدید منطقه است. اگر این روند با همین دقت و تداوم پیش برود، میرجاوه در آیندهای نزدیک نه یک نقطه دورافتاده در مرز، بلکه قلب تپندهی ترانزیتِ ریلی ایران خواهد بود.
فرشید عابدی
مدیرمسئول








