اتخاذ موضع قومی در خصوص تقسیم استان، در شأن نماینده چابهار نبود
اتخاذ موضع قومی در خصوص تقسیم استان، در شأن نماینده چابهار نبود
نماینده چابهار طی مصاحبه ای، تقسیم سیستان و بلوچستان را مشروط به حفظ نام "بلوچستان" کرده است، با توجه به این که مسئله تقسیم استان، یک مسئله کارشناسی است و به آن نباید از منظر حق و باطلی نگریست، بنابراین در این یادداشت اظهار نظر معین الدین سعیدی مورد نقد و بررسی قرار داده شد.

قرارگیری سه منطقه طبیعی سیستان، سرحد و مکُران در قالب یک واحد اداری و سیاسی هیچ‌گاه مبنای کارشناسی نداشته است، به همین دلیل استان پس از حدود ۹۵ سال به حضیض واپس ماندگی سقوط کرده است.

براساس نظر دولت مرکزی ایران و برپایه ملاحظات صرفا نظامی از سال ۱۳۰۷ هجری شمسی، صاحب منصبان نظامی لشکر شرق با پایان عملیات قشون در بلوچستان، عملیاتی که از مرداد تا بهمن ۱۳۰۷ ش به طول انجامید مناطق سیستان، سرحد و مکران را در یک مجموعه اداری قرار دادند. پیش از آن سیستان و قاینات تحت عنوان امیرنشین خزیمه با هم و سرحد و مکران نیز ضمیمه ایالت کرمان بودند. این الحاق در سال ۱۳۱۶ش با تصویب قانون جدید تقسیمات کشوری در مجلس شورای ملی با عنوان “استان هشتم” تصویب شد. از آن زمان به بعد عدم وجود انسجام و تحمل دیگری در حوزه های فرهنگ و اجتماعی سیستان و بلوچستان مشهود بوده و به دلیل یک سری ملاحظات هر چه می گذرد این شکاف ها عمیق تر شده است.

وجود عقب ماندگی ها و کاهش شاخص ها در استان ماحصل وسعت آن، پراکندگی جمعیت، کمبود بودجه، مدیریت نادرست به دلیل تنوع زیستی، اقلیمی و .. و عدم درک صحیح از مسائل سیستان و بلوچستان در مرکز استان و کشور و … است. بی تردید اگر شاخص ها افزایشی بود و سیستان و بلوچستان پس از ۹۵ سال به توسعه رسیده بود، مطرح کردن تئوری تقسیم استان محلی از اعراب نمی داشت.

ایجاد ادارات کل در شمال و جنوب استان در برخی از حوزه ها مثل راه و شهرسازی، راهداری و حمل و نقل جاده ای و حوزه بهداشت و درمان رخ داده است، اما چقدر باعث شده که شاخص ها در این حوزه ها در شهرستان های بزرگ استان نسبت به مرکز استان نزدیک شود؟

با وجود ۳ دانشگاه علوم پزشکی و یک دانشکده در استان، باز هم شاخص های بهداشتی درمانی با استاندارد کشوری فاصله زیادی دارد و فقط در مرکز استان شرایط قدری بهتر است. قالب ادارات کل جنوب استان در ایرانشهر و چابهار ایجاد شده اند، اگر در شهرستان‌های مذکور استانداری وجود داشت؛ روند اختصاص اعتبارات از محل اعتبارات عمرانی استان به فرایند تکمیل پروژه‌های زیرساختی و متعاقب آن به شتاب گیری روند توسعه کمک نمی کرد؟ وجود چند استانداری در شهرهای مختلف، ضریب امنیت و اقتصادی شدن ظرفیت مرز را با پیگیری استانداران افزایش نمی داد؟ و …

موافقان تقسیم سیستان و بلوچستان غالبا بر “ضرورت تقسیم استان” تاکید می کنند، زیرا مدیریت در واحد های کوچکتر و نظارت بر امور به راحتی صورت می گیرد و از طرفی مسئله تقسیم باعث می شود که به مناطق مختلف، بودجه بیشتری تعلق گیرد، اما اظهار نظر افراد مختلف در خصوص “نحوه تقسیم سیستان و بلوچستان” آن هم بدون کار کارشناسی عقلانی نیست و باید مطالعه آن را به متولیان امر واگذار کرد.

تقسیمات کشوری بر پایه یک سری اصول قراردادی درون کشوری برای مدیریت و خدمات رسانی بهتر انجام می شود و به معنا دیوار کشیدن استان ها و یا تغییر روادید نیست که خدایی نکرده پیوند های میان مردم را به مخاطره بیاندازد.

همان گونه که خاک سیستان و بلوچستان و سایر نقاط کشور جز تمامیت ارضی کشور محسوب می‌شود و وظیفه هر ایرانی است که نسبت به آن حساسیت ویژه داشته باشد، نام “بلوچستان” و سایر اقوام نیز جزو فرهنگ و تمدن ایران است و بی تردید باید حفظ شود، اما رد یک مسئله کارشناسی آن هم بر پایه ملاحظات قومی در شان یک نماینده مجلس نبوده و نیست.

همان طور که بند های نخست این یادداشت آمده، استان سیستان و بلوچستان از سه منطقه طبیعی سیستان، سرحد و مکران تشکیل شده که در رفرنس های معتبر تاریخی نیز آمده، حال براساس کدام مطالعه کارشناسی و تاریخی نام “بلوچستان شمالی” را به مرکزیت زاهدان که سیستانی ها نیمی از ساکنان آن هستند و همگان آن منطقه را به نام سرحد می شناسند، را مطرح کردید؟ بی تردید نام‌گذاری استان های تازه ایجاد شده نیز باید براساس مطالعه ملاحظات فرهنگی، تاریخی و اجتماعی صورت گیرد و به طور کلی این طرح باید پیوست های مختلف را دارا باشد.

از معین الدین سعیدی، به عنوان نماینده مردم در مجلس انتظار می رود که به جای حق و باطلی کردن این مسئله و یا تاکید بر ملاحظات قومی، از یک طرح کارشناسی که می تواند برای نقاط مختلف توسعه به ارمغان بیاورد و شاخص فقر و فلاکت را کاهش دهد، حمایت کند.

تا چه زمانی باید تنش ها و رقابت های زعمای قوم در مرکز استان به انحای مختلف موجب پسرفت شهرهای مختلف استان شود؟ آیا زمان آن فرارسیده که با کاهش ضریب نفوذ این افراد، اجازه ندهیم دعواهای سیاسی و رقابت های قومی مرکز استان، مانع توسعه سایر مناطق شود؟

طرح تقسیم سیستان و بلوچستان در میان اقوام سیستانی و بلوچ موافقان و مخالفانی است، این که بگوییم سیستانی ها با این طرح موافق هستند و سیستان جدا شود، موضع درستی نیست. قطعا در میان سیستانی ها مخالفانی با این طرح وجود دارند، اما این که کل قوم بلوچ با این طرح مخالف باشند یا بخاطر ملاحظات قومی و مذهبی نتوانند نظر خود را ابراز کنند، مسئله حق و باطلی می شود.

قالب مخالفان طرح تقسیم استان برای مخالفت خود با این طرح، یا فرافکنی می کنند و یا مسائل قومی و مذهبی را مطرح می کنند، پیشنهاد می کنم میان موافقان و مخالفانی که بر روی طرح تقسیم مطالعه کردند، بستری را برای مباحثه کارشناسی فراهم کنید تا عامه مردم نسبت به مواهب و مسائل این طرح آگاه شوند.

فرشید عابدی