سکوتِ سنگین، در واکاویِ خاموشیِ خانوادههای داغدار در برابرِ ابهامِ قصورِ پزشکی در سیستان
هر جامعهای را از آنچه میگوید میتوان شناخت، و از آنچه نمیگوید بیشتر. در سال های در سیستان، بیمارانی پس از مراجعه به مراکز درمانی جان سپردهاند، نوزادانی ناتوان یا آسیب دیده از زهدان به جهان آمده یا اندکی پس از تولد چشم از جهان فروبستهاند، و کسانی با آسیبی ماندگار از بستر برخاستهاند. در بسیاری از این موارد پرسشی بیپاسخ بر جای مانده و در بیشترِ آنها پروندهای گشوده نشده است. این یادداشت درصدد داوری دربارهی وقوع یا عدمِ وقوعِ قصور نیست. آن حکم از آنِ دستگاه قضا و کارشناسیِ پزشکی قانونی است. پرسشِ این نوشتار فروتنانهتر و شاید ژرفتر است: چرا کسانی که دلیلِ کافی برای پرسیدن دارند، نمیپرسند؟
از رؤیای چاههای ژرف تا سکوت
روزگاری نه چندان دور، در فضای رسانهای سیستان و فراتر از آن، ترکیبی از دو واژه بر زبانها جاری شد که بار امید و رستگاری یک سرزمین تشنه را بر دوش میکشید: چاههای ژرف. وعدهای که از تریبونهای رسمی و غیررسمی، از نشستهای خبری تا گفتوگوهای کوچه و بازار، تکرار میشد و بهتدریج در ذهن سیستانی به باوری بدل گشت که رهایی از خشکی، از هامون خشکیده و چاه نیمههای تهی، در اعماقی نهفته است که هرگز پیش از آن کاویده نشده بود. این باور چنان راسخ شد که هویت یک طرح پژوهشی با سرنوشت سیاسی طراح آن گره خورد، تا آنجا که در واپسین روزهای ثبتنام برای انتخابات ریاستجمهوری، خود را پدر چاههای ژرف خواند، و از همان لحظه، گویی طرح نیز به همراه صاحب نام خویش به خوابی عمیق و بیبازگشت فرورفت. سکوتی رسانهای که خود به اندازه هر گزارشی گویاست،
زوال پاسخگویی در دیار سیستان
در سرزمینی که آفتابش دیرزمانیست بر ویرانههای نهادها میتابد و باد صد و بیست روزهاش نه فقط شن که اعتماد را نیز از جای میکند، حکایتی کوچک رخ داد که در دل خود، تصویری بزرگ از یک بحران تاریخی را نمایان ساخت. قرار بود مناظرهای برگزار شود. گفتوگویی میان مسئولیتِ نهادی و صدای مطالبهگری. مناظره به بهانهای لغو شد که بعدها نادرستیاش آشکار گشت. سپس نشستی جایگزین، اینبار به همت خودِ مطالبهگران، ترتیب داده شد. نشستی که آن نیز در کمال ناباوری، به سرنوشت نخستین دچار آمد.
گفتوگو با مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ از چالش معیشت هنرمندان و بنیه مالی رسانهها تا ضرورت تقویت هویت ملی در سیستان و بلوچستان
در این گفتوگو، وضعیت فرهنگ، هنر و رسانه سیستان و بلوچستان، چالش استقلال رسانهها، معیشتِ به حاشیهرفتهی فیلمسازان و هنرمندان، الزامات تقویت هویت ملی و سیاستهای غیرشفاف بودجهای، با مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به بحث گذاشته شد.
سایه سنگین آب نیرو بر آب سیستان و بلوچستان؛ ضرورت بازگشت اختیار به نهادهای استانی
بحران آب در سیستان و بلوچستان دیگر گرفتاریِ صرفاً زیستمحیطی نیست، به مسئلهای امنیتی و اجتماعی بدل شده است. در استانی که سیلابهایش به دریا میریزند و روانآبش راهی خاک همسایه میشود، اما مردمش همچنان تشنهاند، پرسش بنیادین این است که متولیان آب چه کردهاند؟ بخش مهمی از پاسخ در شیوهٔ واگذاری طرحها به شرکت آب نیرو نهفته است. شرکتی وابسته به وزارت نیرو که پروژههای استانی را با هزینهای بهمراتب فراتر از برآورد آب منطقهای در اختیار گرفته، بیآنکه نظارتی بر آن باشد یا پاسخگوییای در قبال تأخیرها و افزایش بیرویهٔ بودجه از آن مطالبه شود.
واکاوی عملکرد وزارت نیرو درباره طرحهای اضطراری
در ادبیات مدیریت آب کشور، و بهویژه بخش مرتبط با سیستان و بلوچستان، با واژهای مواجهیم که کارکردی فراتر از یک اصطلاح فنی یافته است: اضطرار. لولهگذاری های اضطراری، آب شیرین کن اضطراری، طرح تأمین آب شرب اضطراری، انتقال آب تهلاب و گودالی در دل چاه نیمه، فهرستی بلند از پروژههایی که همگی زیر یک چتر واحد تعریف شدهاند و دستکم تا این لحظه، از رسیدن به سرانجامی روشن و هدف تعیین شده باز ماندهاند. آنچه این نوشته در پی آن است، نه انکار ضرورت واقعی برخی از این طرحها، بلکه پرسش از سازوکاری است که چگونه یک کلمه، مسیر پرسشگری را میبندد و مسئولیت را از دوش نهادها برمیدارد.
از تمشیت در انتصابات و توزیع اعتبارات تا تیغ شکایت بر گلوی اهالی رسانه و هنر؛ واکاوی عملکرد ادارهکل فرهنگ سیستان و بلوچستان
ادارهکل فرهنگ و ارشاد سیستان و بلوچستان با چه متر و معیاری برای مؤسسات هنری بودجه تعیین میکند؟ چرا شکایت از روزنامهنگاران به رویهای برای یکی از مدیران زیرمجموعه این ادارهکل بدل شده است؟ در این گفتوگو، عبدالسلام بلوچزاده در برابر پرسشهای صریح در خصوص ابهامات مالی، انتصابات چندشغله و استقلال رسانهها قرار گرفت.
وقتی واژهها جای عمل مینشینند؛ محرومیت بهمثابهی یک انتخاب مدیریتی
میان دو قطب متضاد ایستادهایم، ز یکسو موج تبلیغاتی استانداری سیستان و بلوچستان که با واژههای رشد و توسعه، تصویری از آبادانی میسازد و از سوی دیگر مردمانی که در تنگنای بحران اقتصادی، حتی از تأمین حداقلهای زیستن نیز درماندهاند. این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زیستهی مردم، خود گویای بحرانی عمیقتر از یک بحران اقتصادی صرف است، بحرانی در سطح مدیریت و اراده. در این میان شماری از مدیران، نه از دانش کافی برای اصلاح ساختارهای فرسودهی اداری برخوردارند و نه از توان لازم برای تغییر آن، اما در کلام همچنان خود را خدمتگزار مردم میخوانند. در حالیکه در میدان عمل، پاسخگوی هیچکس نیستند.
بایگانی فیلمها و انحصار قراردادها؟ / چالشهای صریح مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتوگو با دیار عیار (قسمت دوم)
در ادامه بررسی چالشهای حوزه فرهنگ و هنر سیستان و بلوچستان، پرونده رکود تولیدات سینمایی و صفر شدن سهم فیلمسازان استان در جشنوارههای ملی روی میز ارزیابی قرار میگیرد. در این بخش، بحث بر سر چرایی بایگانی شدن آثار، ابهامات در نحوه هزینهکرد بودجهها، نقض مصوبات شورای فیلم و فیلمنامه و انحصار در واگذاری قراردادها به مؤسسات فرهنگی، چالشهای صریحی را میان منتقدان و مدیران ارشد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان رقم زده است.
گفتوگو درباره مجتمع فرهنگی، انجمنها و انجمن نمایش زاهدان
بخش نخست گفتوگوی سلطانعلی عابدی، سردبیر دیار عیار با عبدالسلام بلوچزاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، به بررسی چالشهای انجمنهای هنری و وضعیت مجتمع فرهنگی زاهدان اختصاص یافت. در این نشست، موضوعاتی نظیر گذار انجمنها به مؤسسات هنری، ابهامات موجود در فرآیندهای انتخاباتی و سیاستهای ادارهکل برای ساماندهی فضاهای تمرینی و اجرایی مورد بحث و تبادلنظر قرار گرفت.
































