چرا سازمان فرهنگی شهرداری زاهدان، نتوانسته پل ارتباطی با مردم باشد؟
سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری زاهدان در نگاه اول نهادی است که باید میان مدیریت شهری و شهروندان پل ارتباطی بزند، فرهنگ مشارکت را در جامعه نهادینه کند و مردم را در مسیر اهداف شهرداری همراه سازد. اما در عمل این سازمان به پاشنه آشیل مدیریت شهری تبدیل شده است. نهادی که نه تنها نتوانسته رسالت خود را محقق کند، بلکه حتی در معرفی خویش به جامعه نیز ناتوان مانده است. این شکاف عمیق میان فلسفه وجودی و عملکرد واقعی، داستانی است از غفلتهای مدیریتی، ساختارهای فرسوده و فرصتهای از دست رفته.
چرا سیستان و بلوچستان در تله خشونت گرفتار است؟
اختلاف بر سر زمینی که به ربودن منصور کهرازهی در ملأ عام ختم شد و در فضای مجازی تهدیدها از سوی طرفین ادامه یافت و وویسهایی که دست به دست شد، بر ابهامات افزود. ماجرایی که پای شهرداری و حوزه اختیارات شهرداری را نیز به میان کشید. در هر روی این ماجرا، فراتر از یک جرم جنایی ساده به مثابۀ نشانهای از بحران عمیقتر در ساختار اجتماعی سیستان و بلوچستان قابل خواندن است.
جان شهر و آهنگ فراموششدهٔ هنر
شهر در معنای عمیق خود، انباشتی بیش از بتن، فولاد و سازه است. کالبدی زنده که با نبض هنر میتپد و از روح فرهنگ جان میگیرد. شهری که از شاعرانهترین تجلیات حیات محروم بماند، به کالبدی بیروح فرومیافتد که تنها سایهای تهی از زیستن را در خود جای داده است. سینما، موسیقی، نمایش و شعر، چهار رکن بنیادین هستند که بر آنها معماری روح شهر استوار میگردد و چون یکی از این ارکان فرو ریزد، تمامی بنای معنوی شهر به لرزه درمیآید.
مردم زاهدان از مصوبات شورای شهر بیخبرند!
در حالیکه تهرانیها، مشهدیها و مردم چند مرکز استان دیگر میتوانند به صورت زنده جلسات شورای شهر خود را مشاهده و عملکرد منتخبین خود در شورای شهر را رصد کنند، مردم زاهدان اطلاعی از موضوع مذاکرات و مباحث مطروحه و مصوبات شورای شهر ندارند.
بحران مدیریت شهری زاهدان؛ کالبدشکافی یک افول ساختاری
مدیریت شهری زاهدان در دورانی حساس به سر میبرد. آنچه امروز در قالب ناکارآمدیهای روزمره خود را نشان میدهد، برآیند فرآیندی پیچیده از تحولات ساختاری است که بنیانهای مدیریت دموکراتیک شهر را متزلزل ساخته است. این تحلیل بر آن است تا با رویکردی علمی و مبتنی بر شواهد، ریشههای این بحران را در لایههای عمیقتر جستجو کند و راههای برونرفت را ترسیم نماید.
نقدی که به جای پاسخ، شکایت دریافت کرد| واکاوی پرونده سکوتسازی یک شهروند زاهدانی
بیگمان داستان شکایت شهرداری و شورای شهر زاهدان از حامد کیخا، آن شهروند مطالبهگری که صفحه اینستاگرامش بسته شد، تنها یک رویداد عادی نیست، بلکه نشانه روشنی از یک چالش بزرگتر در شیوه مدیریت شهری و برخورد با صدای مردم در ایران است. این ماجرا از یک سو، تصویری از ناتوانی نهادهای مسئول در پاسخگویی به پرسشهای اساسی شهروندان را نشان میدهد و از سوی دیگر، زنگ خطری است درباره محدود شدن فضای نقد سازنده. در این میان، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، پافشاری مسئولان بر ساکت کردن منتقد به جای حل کردن مشکلاتی است که او گوشزد کرده بود.
پروژه پردازش پسماند زاهدان و ضرورت شتابدهی در بهرهبرداری
در دوران معاصر که مدیریت شهری بر محور اقتصاد دایرهای و توسعه پایدار تعریف میشود، پروژه خط پردازش پسماند شهر زاهدان به عنوان رهآوردی از اندیشه راهبردی و نگاه تحولی سازمان مدیریت پسماند شهرداری این کلانشهر، جایگاه ویژهای در منظومه برنامهریزی توسعه محلی کسب کرده است. این طرح عظیم که در ساختار خود، ماهیت دوگانه حل معضلی دیرپا و آفرینش منبعی نوین برای ثروتآفرینی را در خود جای داده، نمایانگر عزمی جدی برای گذار از الگوهای سنتی مدیریت پسماند به سوی رویکردی اقتصادمحور و علمی است.
تحلیل پیامدهای اقتصادی و مدیریتی نیروی انسانی مازاد بر نیاز
شهرداری زاهدان امروز نمونهای بارز از بیماری بوروکراتیک است که در آن نهاد خدماتی به جای خدمترسانی، تبدیل به موجودی خودمصرف شده که تمام منابع مالی را برای بقای خود میبلعد. این وضعیت نه تنها مانع توسعه پایدار شهری است، بلکه شهرداری را در چرخه معیوب بدهکاری و ناکارآمدی محبوس کرده است.
شهرداری زاهدان در گرداب روزمرگی
شهر زاهدان، به عنوان کلانشهری مرزی و دارای موقعیت استراتژیک، از ظرفیتهای اقتصادی و جغرافیایی بینظیری برخوردار است. با این حال به نظر میرسد مدیریت شهری این کلانشهر در سالهای اخیر در چرخهای معیوب از «کمبود مالی» و «درآمدزایی کوتاهبینانه» گرفتار آمده است. این وابستگی شدید و خطرناک به درآمدهای ناپایدار حاصل از عوارض شهری و پروانههای ساختمانی، نه تنها مشکلات عدیدهای را برای شهروندان ایجاد کرده، بلکه شهرداری را به بنگاهی اقتصادی تبدیل نموده که حتی برای تأمین حقوق پرسنل خود نیز با مشکل مواجه است.
چرا معضل زباله در زاهدان حل نمیشود؟
ناکارآمدی سیستم مدیریت شهری به ویژه در کلانشهرهایی مانند زاهدان، ریشه در عوامل متعدد و درهمتنیدهای دارد. در این میان، شاید بتوان مهمترین دلیل را فقدان استراتژی واحد و نبود هماهنگی بین بخشی دانست. هنگامی که یک نهاد عظیمالشأن مانند شهرداری، فاقد برنامهای مشخص، الزامآور و همهجانبه باشد، هر بخش یا منطقهای بر اساس سلیقه و توان خود عمل میکند و نتیجه، چیزی جز هرج و مرج و تشتت نخواهد بود.































