دایک مرزی و کانال احداثی در بستر تالاب، امکان آبگیری طبیعی بستر تالاب را تا حدی سلب کرده است، از طرفی خود کانال با تمام نقمتهایش، فرصت مناسبی برای پخش آب در محل خاستگاههای گرد و غبار پیرامونش مهیا کرده، بنابراین بایستی از فرصتسوزی سنوات قبل درس گرفت و با برنامهریزی مطلوب، بهرهگیری از ابزار مناسب و با لحاظ کردن مؤلفه زمان، شرایط زیستی قابل تحملتری را ساکنان آن خطه فراهم نمود.
از زمان ورود سیلاب تا تبخیر آب، مدت زیادی طول نمیکشد، لذا اتلاف زمان جایز نیست. از طرفی فرآیند واگذاری اعتبار، برگزاری مناقصه برای انتخاب پیمانکار، استقرار ایستگاههای پمپاژ و …، زمانبر است و باید مدیریت استان برای برداشتن مانع از سر راه دستگاههای متولی، تدابیری اتخاذ کند.
با توجه به تجارب سنوات گذشته، مدیریت استان صرفا حامی فعالیت دستگاههای محیط زیست و منابع طبیعی در بستر تالاب باشد و از سایر دستگاهها یا واگذاری منابع آب به دستگاههای موازی جلوگیری کند. تکرار تئوری شکستخورده انتقال آب تالاب به چاهنیمه یا دپوی حجم قابل توجه آب در دوگورهای، ضمن تداخل در کار دستگاههای متولی گرد و غبار، باعث مواجه شدن مردم و دستگاههای اجرایی خواهد شد.
به جای پمپاژ بی رویه آب در سطح ۵۰۰ هکتاری دوگورهای، توصیه میشود که با محصور و عمیقتر کردن بخشی از مخزن مذکور برای ماندگاری بیشتر و حفظ کیفیت آب برای مصارف تفریحی و شیلاتی، امکان تخصیص آب بیشتری برای مرطوبسازی بستر تالاب فراهم کرد.
مرطوبسازی کانونهای بحرانی، تثبیت خاکریزهای ناشی از احداث کانال، پخش آب در محدوده نهالکاری ها و درختانگز، برای به تعویق انداختن شرایط آخرالزمانی ضروریست. با توجه به پیشرفت فیزیکی سد بخشآباد؛ سیلاب امسال، آخرین شانسهای تالاب هامون سابوری برای پخش آب در محدوده کانونهای بحرانی محسوب میشود.








