طبق عرف دیپلماتیک حقابه ایران از رودخانه هیرمند بنا به شرایط از سه راه مذاکره حقوقی در قالب کمیساران آب هیرمند، سیاسی و امنیتی می توان دنبال کرد.
عدم وجود قوانین سختگیرانه در حوزه رودخانههای فرامرزی و حتی عدم وجود ابزارهای مناسب در معاهده دلتا، عمده دلایل شکست مذاکرات حقوقی حقابه در ۲۷ نشست کمیساران به شمار می رود، بنابراین پیش از احداث بند کمالخان برای تامین حقابه، باید مذاکرات سیاسی به موازات مذاکرات حقوقی انجام میشد.
متاسفانه کمیساران آب ایران ذیل وزارت نیرو در قالب معاهده دلتا عملکرد مطلوبی نداشتند. احداث بند کمالخان در دهه ۹۰ شتاب بیشتری گرفت و در بهمن سال ۹۹ عملیات آبگیری این بند آغاز شد. علی رغم اینکه سامانه انحرافی بند مذکور مسیر اصلی رودخانه هیرمند را تغییر میداد و مانعی بر سر راه تامین حقابه بود، اما دفتر رودخانه های مرزی و منابع مشترک وزارت نیرو در قالب جلسات کمیساران به جز ارسال یادداشت اعتراضی اقدامی نکرد و علی رغم اینکه ایجاد سازههای هیدرولیکی و کانال های متعدد انحراف و انتقال آب از لحاظ حقوقی، مسیر طبیعی رودخانه را تحت تاثیر قرار داده، هیچ شکایتی در محاکم قضایی انجام نشد.
علی رغم هشدارهای کارشناسان مسائل آبی از نیمه دهه ۹۰ و هشدار مرکز بررسیهای استراتژی نهاد ریاست جمهوری به وزارتخانه های نیرو و خارجه مبنی بر تکمیل شدن بند کمال خان و پیامدهای آن، به موازات تکمیل شدن بند کمالخان در ولایت نیمروز، طرح موسوم به ۴۶ هزار هکتار با اعتبار ۸۵۰ میلیون دلار به بهرهبرداری رسید تا منطقه سیستان از لحاظ آب به افغانستان وابسته تر شود. در سایه سکوت دفتر رودخانه های مرزی به بهانه بهرهبرداری از طرح مذکور حدود ۳۰۰ یا ۴۰۰ میلیون مترمکعب از ذخایر چاه نیمه در لوله های طرح ۴۶ هزار هکتاری معادل بیش از ۱۰ سال مصرف آب شرب سیستان رهاسازی شد.
با توجه به اینکه به مخاطره افتادن امنیت آبی، غذایی سیستان و در میان مدت امنیت ملی ایران پس از احداث بند کمالخان در راستای سیاست های آبی افغانستان دور از ذهن نبود، بنابراین انتظار می رفت پس از افتتاح این بند در سال ۱۴۰۰، مسئله حقابه هیرمند در شورای عالی امنیت ملی بررسی شود تا به طور منسجم از کلیه ابزارهای حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی برای احقاق حقوق ملت ایران بهره برده شود
پس از گذشت قریب به سه سال از آبگیری بند کمال خان و متعاقب آن خشک شدن سه چاه نیمه و باقی ماندن کمتر از ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب در چاه نیمه ۳، دستگاه دیپلماسی همچنان از طریق کانال های حقوقی و بعضا سیاسی مناقشه هیرمند را پیگیری میکند.
دستگاه دیپلماسی ایران برای حل مناقشه هیرمند باید واقع نگرایانه استراتژی افغانستان نسبت به مسئله آب را تعریف کند تا بتواند برای آن ضد استراتژی تعریف نماید.
برخی افراد که سعی در تطهیر طالبان دارند، ساده لوحانه ادعای هیات حاکمه افغانستان مبنی بر وجود خشکسالی را بدون مطالعه مفاد معاهده دلتا پذیرفتند و در هر سال آبی منتظر باران و رهاسازی حقابه هستند. برخی از کارشناسان معتقدند که سدسازیهای افغانستان مانند ترکیه در راستای مهندسی اجتماعی و گسترش و پراکنش پشتون ها در ولایت نیمروز و در امتداد مرز ایران رخ داده است. طبق اخبار انتشار یافته رسانه های افغانستان، کانال های انحراف و انتقال آب ترکو و قلعه افضل با هدف احیای ۴۹ هزار هکتار از اراضی گودزره و اسکان ۴۹ هزار خانواده پشتون در آن منطقه احداث شده است.
بعضی از کارشناسان اعتقاد دارند احداث سازههای هیدرولیکی و هویتی کردن مسئله آب در افغانستان برای تشدید تنش آبی در شرق ایران برای گرفتن امتیاز اقتصادی و انرژی رایگان صورت گرفته است، به نظر می رسد چنین تئوری در حکومت جمهوریت بیشتر مطرح بوده است.
پس از تسلط طالبان بر افغانستان علی رغم اینکه بسیاری از سرمایه انسانی متخصص سدسازی این کشور به سایر کشور ها مهاجرت کردند، اما گروه طالبان برای جلوگیری از ورود آب به کشورهای همسایه با احداث کانال های انتقال و انحراف آب سطح زیر کشت خشخاش و سایر محصولات کشاورزی به ویژه در منطقه لشکرگاه را افزایش دادند. اقدام مشابه در ابعاد گستره را در شمال افغانستان با احداث فاز اول کانال قوش تپه انجام شده که در کوتاه مدت امنیت آبی و غذایی کشورهای آسیای مرکزی حوضه دریای آرال را به مخاطره می اندازد و باعث تشدید پدیده گرد و غبار در منطقه شمال و شمال شرق ایران خواهد شد.
گمانهزنیهای کارشناسان مسائل افغانستان در خصوص قرارداد قطر و رویکردهای هیدروپلیتیکی افغانستان نشان میدهد که با تغییر حکومت در افغانستان در راستای سیاست های ایالات متحده، سیاست گرفتن امتیاز در قبال آب به جنگ آبی و به چالش کشیدن منطقه بدل شده است.
با توجه موقعیت جغرافیایی افغانستان، محصور بودن این کشور توسط ۶ کشور در خشکی و از همه مهمتر داشتن حوضه آبریز مشترک با ۵ کشور همسایه و داشتن مناقشه آبی با آن ها، این امکان را به کشورهای آسیای مرکزی، ایران و پاکستان می دهد که با اجماع بین المللی خطر تنش آبی و معضلات زیست محیطی را دفع کنند.
فرشید عابدی








