سیستان فدای منافع ملی و قربانی پروژه های نافرجام
سیستان فدای منافع ملی و قربانی پروژه های نافرجام
وزرای نیرو و خارجه و معاونت های مربوطه، علیرغم بحرانی بودن اوضاع محیط زیست و اشتغال در سیستان و شدت گرفتن مهاجرت، هنوز درک درستی از وخامت اوضاع در این منطقه ندارند و اگر هم محدود افرادی به چنین شناختی رسیده اند، سیستان را قربانی مصالح سیاسی خود کرده اند. نمایندگان سیستان نیز به دلیل تعامل همه جانبه با دولت، از اختیارات قانونی خود در مواجهه با وزرای نیرو و خارجه بهره نمی برند و طرح استیضاح وزیر امور خارجه که به ادعای دو نماینده سیستان ثبت شده، مسکوت مانده است.

دو سال از احداث سد کمالخان می گذرد و هنوز دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، به یک جمع بندی نهایی برای گرفتن حقابه نرسیده است. سامانه انحرافی سد کمالخان به گونه ای طراحی شده که نمی توان دل به سیلاب بست، چرا که باعث انحراف هر میزان سیلابی به سوی گودزره می شود.

افغان ها پس از حفر کانال ذخیره آبی در بستر دریاچه هامون سابوری و همزمان با موضع تند رییس جمهور در قبال طالبان که بیشتر مصرف داخلی داشت تا در اولویت دستگاه دیپلماسی قرار گیرد، با ارتفاع دادن به بندهای مسیر فراه رود، مانع ورود هر گونه سیلابی به سیستان شدند و با این حساب تنها امید حیات سیستان به گرفتن حقابه ۸۲۰ میلیون متر مکعبی در سال، طبق معاهده ۱۳۵۱ است و دیگر مانند ماقبل احداث سد کمالخان، امکان ورود سیلاب های چند میلیارد متر مکعبی به سیستان وجود ندارد.

وزرای نیرو و خارجه و معاونت های مربوطه، علیرغم بحرانی بودن اوضاع محیط زیست و اشتغال در سیستان و شدت گرفتن مهاجرت، هنوز درک درستی از وخامت اوضاع در این منطقه ندارند و اگر هم محدود افرادی به چنین شناختی رسیده اند، سیستان را قربانی مصالح سیاسی خود کرده اند. نمایندگان سیستان نیز به دلیل تعامل همه جانبه با دولت، از اختیارات قانونی خود در مواجهه با وزرای نیرو و خارجه بهره نمی برند و طرح استیضاح وزیر امور خارجه که به ادعای دو نماینده سیستان ثبت شده، مسکوت مانده است.

نشست نمایندگان مجلس در کمیسیون کشاورزی با معاونین و کارشناسان وزارت امورخارجه و نیرو به درخواست معین الدین سعیدی نماینده مردم چابهار تشکیل شد، اما علیرغم حضور حبیب الله دهمرده نماینده سیستان، خروجی نداشته است. بر اساس گفت و گوی پایگاه خبری تحلیلی دیار عیار با نایب رییس و سخنگوی کمیسیون کشاورزی، نماینده سیستان با طرح موضوع انتقال آب از دریای عمان و چاه ژرف، بحث را به بیراهه برده و بالطبع در چنین شرایطی معاون وزیر خارجه همراهان وی نیز از طرح چنین موضوعی استقبال کرده تا این فرصت هم به مانند نشست های بی نتیجه گذشته به هدر رود.

از دلایل بارز بحران تنش آبی سیستان و ناتوانی دولت در گرفتن حق آبه و حل بحران بی آبی، نبود اتفاق نظر در باره معضلات سیستان است. علی‌رغم این‌که در دو سال گذشته هیچ آبی از سوی طالبان رهاسازی نشده و به اشتباه سخنگوی وزارت امور خارجه، سخنگوی کمیسیون کشاورزی مجلس و برخی دیگر از مقامات کشور که بر گرفتن یک هزارم حق آبه تاکید می کنند. آن‌چه وارد سیستان شده، سیلاب پایین دست سد کمالخان و آب رها شده برای اراضی کشاورزی افغان ها در پایین دست سد کمالخان بوده که امکان مهار آن توسط کشاورزان افغان پایین دست با بندهای خاکی و کیسه های سیمانی نبوده است. طالبان تاکنون هیچگونه آبی به سمت سیستان رها نکردند. در حالی‌که مقامات امارات اسلامی، ادعای دادن حق آبه را ندارند، چگونه مقامات ایرانی از گرفتن یک هزارم، بیشتر و کمتر سخن می گویند؟ دادن حق آبه از خود جدول دارد که در هر ماه، چه میزان آب و با هماهنگی قبلی داده شود. وقتی تصمیم گیران از موضوع به این مهمی بی اطلاع هستند، چگونه می توانند به یک جمع بندی نهایی در باره بحران تنش آبی و خشکسالی سیستان برسند؟

این روزها دولت و نمایندگان از یک موضوع مهم غافل شده اند. حفر چاهک ها برای استحصال آب های زیر قشری، چاه ژرف، انتقال آب از تهلاب و یا دریای عمان، مشکل آب شرب سیستان را حل می کند، تکلیف ۶۰ هزار کشاورز بیکار، تثبیت شن های روان و گرد و غباری که از اول سال تاکنون حدود ۶ هزار نفر را راهی بیمارستان کرده و یک کشته به جا گذاشته، چه می شود؟

تا قبل از خشکیدن دریاچه هامون کانون گرد و غبار به چند محور مهم جنگل نیاتک، شیله، بش دلبر و … محدود می شد، اما اکنون دریاچه هامون با وسعت ۵۶۶۰ کیلومتر مربع که ۳۸۲۰ کیلومتر مربع آن در سیستان است و ۱۵۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی که به دلیل عدم کشت تبدیل به نقاط بحرانی گرد و غبار شده اند. حال بخشی از هامون ها که در افغانستان است و گرد و غبار آن وارد سیستان شده و پس از گذر از شهرهای مرکزی و جنوب شرقی سیستان و بلوچستان وارد پاکستان می شود، بر وخامت اوضاع می افزاید. در این شرایط طرح غیر کارشناسی حفر کانال در بستر هامون سابوری توسط وزارت نیرو به دلیل نداشتن پیوست زیست محیطی، مزید بر علت شده و زندگی در سیستان را با بحران مواجه کرده است. در واقع در شرایط فعلی به دلیل کاهش سطح رطوبت خاک، کل سیستان در حال تبدیل شدن به یک کانون بحران گرد و غبار بوده که در مواردی، شهرهای اطراف را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

تلاش وزارت نیرو در حفر چاه ژرف، وعده قطع آب شرب زاهدان از چاه نیمه ها و تامین آب زاهدان از حرمک، انتقال آب از تهلاب و دریای عمان را حمل بر این می گذاریم که مشکل آب شرب سیستان را حل می کنند، با گرد و غباری که به صورت روزانه مردم را راهی بیمارستان کرده چه باید کرد؟ با انواع بیماران ریوی که ادامه این روند، خطرات جانی برای آن‌ها در پی دارد، باید چه کرد؟ چگونه مانع ورود ماسه های روان دریاچه های سه گانه هامون و اراضی وسیع کشاورزی به محل سکونت ساکنان سیستان شویم؟

برای برون رفت از بحران سیستان و اجرای طرح های آبی و ایجاد هر گونه سازه ای، لازم است وزارت نیرو ابتدا نظر کارشناسان بومی استان را که نسبت به جغرافیای سیستان آگاهی داشته جویا شود، تا پروژه ای دیگر مانند حفر کانال در بستر تالاب هامون سابوری به مشکل ریزگردها نیفزاید.

بحران تامین آب سیستان برای عده ای تبدیل به یک درآمد شده است و با ارائه طرح های چند هزار میلیاردی تومانی منافع خود را تامین می کنند. از آنسوی دولت به دلیل عدم همکاری طالبان و فشار افکار عمومی در مضیقه است و برای فرار از مواجهه جدی و چالش با افغان ها، به هر پیشنهاد غیر کارشناسی شده ای تن می دهد و ناخواسته به محیط زیست سیستان صدمه می زند. هر گونه دستکاری غیر کارشناسی شده در بستر تالاب هامون، در آینده پیامدهای ناگواری در پی دارد. قریب دو دهه از اجرای طرح غیر کارشناسی خاکریز مرزی در بستر هامون می گذرد و هنوز مردم سیستان تقاص این اشتباه را پس می دهند و بسیاری از درگیری های مرزی به دلیل این اشتباه محاسباتی بوده است. اگر روزی مشکل ایران با افغان ها حل شود و حتی برای دریاچه هامون حقابه تعیین شود پروژه حفر کانال در بستر هامون سابوری در انتقال آب به این سوی کانال مانع ایجاد کرده و احتمال تدوام گرد و غبار از آن محدوده وجود دارد، مگر حجم آب آنقدر زیاد باشد که امکان عبور آب به وجود آید.

به نظر می رسد تنگنای اقتصادی، انزوای بین المللی ایران و نیاز کشور به تبادلات اقتصادی با افغانستان تاکنون مانع بهره گیری از ابزارهای متعدد سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و … در قبال این کشور برای تامین حقابه هیرمند شده است. به این مسئله در مقالات طرف افغانستانی نیز اشاره شده است.