تحلیلی بر سفر بی موقع هیات استانی به افغانستان
تحلیلی بر سفر بی موقع هیات استانی به افغانستان
سفر اخیر هیاتی از مدیران سیستان و بلوچستان به ولایت نیمروز افغانستان، به سرپرستی منصور بیجار، بار دیگر عدم آشنایی مسئولان استانداری با مفاهیم دیپلماسی رسانه و حتی دیپلماسی در سطوح بالاتر را آشکار ساخت. طرح مسائل آبی در شرایطی که آب به سیستان سرازیر شده و پیش‌بینی تداوم آن به دلیل بارش‌ها و سیلاب‌های جاری وجود دارد، نه تنها ثمربخش نبوده، بلکه می‌تواند پیامدهای منفی به همراه داشته باشد.

پرسش اساسی این است که هدف از این سفر، آن هم در مقطع فعلی، چه بوده است؟ آیا والی نیمروز نقشی در تصمیم‌گیری برای رهاسازی آب دارد، یا مقامات ارشد طالبان چنین اختیاری را به او تفویض کرده‌اند تا با مقامات محلی ایران گفتگو و به توافق برسند؟ طرح موضوع حقابه در زمانی که آب جریان دارد، مقامات استانداری را در موضع ضعف قرار می‌دهد، چرا که پاسخ احتمالی، مبنی بر رهاسازی آب و تداوم آن در صورت وجود سیلاب، هیئت ایرانی را با دست خالی بازمی‌گرداند.

مذاکره برای احقاق حقابه زمانی مؤثر است که آب جریان نداشته و مردم در انتظار آن باشند. دیپلماسی محلی، که معاون عمرانی استانداری بار‌ها از آن سخن گفته، نیازمند درک صحیح از سازوکارهای آن است. در دیپلماسی باصطلاح محلی، گفتگوها به صورت غیررسمی میان چهره‌های شناخته شده محلی و افراد صاحب نفوذ در دو سوی مرز صورت می‌گیرد تا از این طریق، بر تصمیم‌گیرندگان کلان فشار وارد شود. جایگاه والی نیمروز در ساختار قدرت امارت اسلامی و تأثیر استاندار در برنامه‌های ملی ایران، در حدی نیست که بتواند به صورت مستقل در خصوص رهاسازی آب تصمیم‌گیری کند. طرح چنین مسائلی به صورت رسمی، نه تنها کمکی به حل مشکل نمی‌کند، بلکه ممکن است جایگاه والی نیمروز را در امارت اسلامی متزلزل سازد. در ولایت نیمروز، افراد غیررسمی قدرتمندتری نسبت به والی وجود دارند که مذاکرات غیررسمی با آن‌ها می‌تواند پیام مردم ایران را مؤثرتر به سران طالبان منتقل کند بدون اینکه نگران وجهه ی سیاسی خود در حاکمیت امارت اسلامی باشند.

مذاکره برای حقابه زمانی لازم است که آب رها نشده باشد. در حال حاضر که آب جریان دارد، طرح این موضوع بی‌معناست و بهتر بود این سفر پس از پایان سیلاب‌ها و در صورت عدم دریافت کامل حقابه، انجام می‌شد. در این شرایط، مقامات افغان با اشاره به حسن نیت و ادامه رهاسازی آب، هیئت ایرانی را با دستاوردی جز تشکر، مواجه نخواهند کرد.

سفرهای از این دست می تواند برای توسعه روابط اقتصادی و تجاری مفید واقع شود. ظرفیت‌های فراوان فرهنگی و تجاری در دو سوی مرز وجود دارد. سرمایه‌گذاری مشترک ایران در ولایات مرزی افغانستان می‌تواند به ایجاد اعتماد متقابل میان مردم و مدیران محلی کمک کرده و به تدریج افکار عمومی افغانستان را به سمت پرداخت کامل حقابه سوق دهد. پیوند اقتصاد افغانستان با اقتصاد ایران، به گونه‌ای که هرگونه آسیب به کشاورزی و محیط زیست سیستان، در زندگی شهروندان افغان نیز احساس شود، راهکاری پایدار برای حل مشکلات آبی خواهد بود.