نقش دستیاران در دولت سیزدهم
نقش دستیاران در دولت سیزدهم
در دولت سیزدهم تلاش هایی برای ارتباط میان مردم و مدیران صورت پذیرفت، اما در مقام عمل و به هنگام انتخاب افراد برای نشستن بر کرسی دستیاری، به بیراهه رفت. بنا بود مطالبه گران به کمک مدیران آمده و در کسوت دستیاران، رابط مردم و مدیران باشند. مطالبات سطح جامعه را به مدیران انتقال دهند، اما دقیقا برعکس شد و بسیاری از این دستیاران به جای آن‌که دغدغه های مردم را به مدیران انتقال دهند، کارهای نکرده را برای سایر مطالبه گران توجیه کردند و درصدد دفاع از مدیران دولت سیزدهم برآمدند.

کافی ست تا یک نگاه اجمالی به عملکرد دستیار ویژه استاندار و سایر دستیاران مدیران بیندازیم و ببینیم کدام اتفاق مثبت بابت حضور دستیاران در استان یا شهرها افتاده است؟ ماجرای دستیاران به مانند مجمع مطالبه گران غم انگیز بود و عده ای را بر کرسی هایی نشاندند تا حامی مدیر باشد تا حامی مطالبات مردمی. امیدواریم سر آخر مانند اعضای مجمع مطالبه گران، این کسوت زمینه روزمه سازی و رشد و ارتقای شغلی شان نشود.
حال باید دید استاندار دولت چهاردهم با این دستیاران چه خواهد کرد؟ آیا منحل خواهد شد؟ به همین منوال ادامه خواهد یافت یا به جایگاه تعریف شده خود باز می گردد و به واقع طبق شرح وظایف تعریف شده، مطالبات مردم را به مدیران منتقل خواهند کرد؟ اگر مطالبات بی کم و کاست و بی واسطه توسط مطالبه گران واقعی به مدیران منتقل شود، زمینه ساز تحول در سطح جامعه خواهد شد.
وقتی پای گزینش کردن افراد مطالبه گر به میان می آید، بهترین مطالبه گران به دلایل مختلفی رد می شوند و در نهایت کسانی مورد تایید قرار می‌گیرند که اهل تعامل زیاد هستند و در نهایت به نفع مدیر کوتاه می آیند تا سماجت در دیده شدن مطالبات مردمی.