آخرین نفس های مطالبه گری در سیستان و بلوچستان
آخرین نفس های مطالبه گری در سیستان و بلوچستان
آیت الله محامی امام جمعه محترم زاهدان در سخنان خود مطالبه گری در استان را ضعیف، پراکنده و غیر مستمر خوانده است، متاسفانه این واقعیت استان ماست و مطالبه گران ما به صورت مقطعی به موضوعات ورود کرده و بعد به دلایلی که در ادامه بدان خواهم پرداخت مطالبه گری را کنار می گذارند.

اینکه در سیستان خشکسالی هست یا طرح رزاق علیرغم تاکید رییس جمهور اجرایی نمی شود، سیل ها به دلیل سو مدیریت آبی به دریا می ریزد و از آن بهره ای برای توسعه جنوب استان برده نمی شود را همه می دانند و اطلاع رسانی آن معنی مطالبه گری نمی دهد. مطالبه گری وقتی شروع می شود که به پشت پرده اتفاقات برویم، چرا سیستان دچار بحران شد و کدام مدیر آب منطقه ای و چرا و چگونه در انجام وظیفه خود قصور کرد. چگونه است که مدیران بعد از رسیدن به کرسی قدرت، ثروتمند می شوند ووو.

مطالبه گری یعنی پرداختن به ریشه ها و دلایلی که یک مدیر یا مجموعه مدیران یا یک سیستم معیوب باعث می شوند بودجه ای که میبایست صرف آبادانی شود به انحای مختلف هدر می رود و در بسیاری موارد از آن بهره شخصی برده می شود.

این حق یک مطالبه گر است که از یک مدیر مثلا مدیر درجه دو شهرداری بپرسد که شما با یک حقوق کارمندی چگونه توانسته اید در عرض سه سال، چنین خانه های با شکوهی بسازید و به روزترین خودرو را بخرید. وقتی شهری روز به روز پسرفت دارد و برخی مدیران روز به روز ثروتمندتر می شوند یعنی یک جای کار می لنگد. حال تصور کنید یک مطالبه گر به چنین حوزه هایی ورود کند، آنوقت چه پیامدهایی در انتظار اوست. مطالبه گر برای همه ادعاهای خود سند در اختیار ندارد، اما چشم، گوش، ذهن تحلیل گر، اطلاعات میدانی و منابع آگاه در اختیار دارد که وقتی مسایل کنار هم گذاشته می شود بوی فساد مالی را استشمام می کند. دیدن ناکارآمدی یک نهاد، کار سختی نیست اما بیان آن جسارت می خواهد. از آن جهت جسارت می خواهد چون مدیران منتظرند تا منتقدی مدیریت آن‌ها را به چالش بکشد تا از طریق حقوقی سازمان خود طرح دعوی کنند. هر پرونده ای که در دادستانی شکل گیرد به یک ضامن نیاز است و سپس یک پروسه اداری طولانی، ولو مطالبه گر در نهایت تبرئه شود اما این فرآیند بررسی، روح و روان و جسارت منتقد را کاهش می دهد. برای نمونه به منتقدین اداره کل ورزش و جوانان استان اشاره می کنم، آن‌ها از طریق راه اندازی یک گروه واتساپی به نقد عملکرد این نهاد مهم دولتی پرداختند. حقوقی این اداره با طرح دعوی برای ادمین ها پای آن‌ها را به پلیس فتا کشاند و یک نفر از آن‌ها در دادگاه جریمه نقدی هم شده است. وقتی دستگاه قضا از مطالبه گری حمایت نکند، مطالبه گر ترجیح می دهد سکوت کند و خود و زندگی اش را قربانی بیان حقایق نکند.

من خودم گرفتار چنین پروسه ای شده ام، در جریان نقد شهرداری و افشاگری هایی که منجر به دستگیری شهردار سابق، روسای سازمان و معاونین وی شد، تعداد زیادی از کارکنان شهرداری از من شاکی شده اند و شهردار فعلی هم به حمایت از شهردار سابق علیه من طرح شکایت کرده است، علیرغم اینکه در تمام موارد سند تخلف وجود دارد اما پروسه اداری و برخوردهای سلیقه ای باعث شده تا پرونده طولانی شده و در مواردی هم برای من محکومیت صادر شود، آیا با این اوصاف باز هم جرات می کنم به سیاق گذشته از تخلفات حرف بزنم تا افراد متخلف دستگیر شوند؟ بی تردید نه. مادامی که دستگاه قضا مطالبه گر را با خود در یک جبهه و هم هدف نبیند مطالبه گری ناکارآمد و ضعیف باقی می ماند. بی تردید مطالبه گری از خود قواعدی دارد که میبایست رعایت شود. اما وقتی برخی نهادها به وظایف قانونی خود عمل نمی کنند مطالبه گر متعهد و ولایت مدار، مجبور می شود طبق فرمایش مقام معظم رهبری آتش به اختیار عمل کند. نسل مطالبه گر میانسال استان، دانش آموخته مکتب امام راحل هستند. حضرت امامی که در سال ۵۹ در جمع مدیران دولتی به صراحت فرمودند( نقل به مضمون) تا کی مردم صبر کنند تا مدیران از امور شخصی خلاص شده و به امور کشوری بپردازند.

در هر روی در راستای نقد امام جمعه محترم زاهدان به نحوه مطالبه گری در استان من نیز آنرا ناکارآمد می دانم. مجمع مطالبه گرانی که یک سرش به خود دولت بر می گردد و مدیران آن پس از مدتی کرسی های قدرت را در اختیار می گیرند به واقع مطالبه گر نیستند، اهالی رسانه هستند که در کنار نام خبرنگار و روزنامه نگار نام مطالبه گر را نیز به یدک می کشند. برای برون رفت استان از معضل ناکارآمدی مدیریتی لازم است با مطالبه گران مستقل مهربانانه تر رفتار شود تا عطای مطالبه گری را به لقایش نبخشند.

سلطانعلی عابدی