ضرورت گذار از رکود اداری به پویایی مدیریتی در سیستان و بلوچستان
ضرورت گذار از رکود اداری به پویایی مدیریتی در سیستان و بلوچستان
سیستان و بلوچستان این روزها در حالی سودای توسعه و پویایی در سر می‌پروراند که سایه‌ی سنگین مدیران ناکارآمد، بی‌برنامه و کم‌حوصله، به سدی مستحکم در برابر تحول تبدیل شده است. این وضعیت که ترکیبی از میراث مدیریتی دولت‌های گذشته و برخی انتصابات چالش‌برانگیز در دوره کنونی است، تحت لوای مفاهیمی چون وفاق ملی تداوم یافته و فضای اداری استان را دچار نوعی سکون و دلمردگی کرده است. بسیاری از این انتصابات، یا حاصل فشارهای وزارتخانه‌ای بوده‌اند، یا برآمده از مشاوره‌های نادرست و یا تحمیل‌های اطرافیان. وضعیتی که اکنون انتظارات از استاندار، را برای عبور از این بن‌بست و بازگرداندن شور و نشاط به بدنه اداری به اوج رسانده است.

در شرایطی که بدنه کارشناسی ادارات به دلیل جذب نیروهای غیرمتخصص، ضعف در پرورش سرمایه‌های انسانی و مسدود شدن مسیر رشد نخبگان، نحیف و ناکارآمد شده است، پرسش اساسی این است که یک مدیر جدید تا چه میزان می‌تواند این فضای مرده را احیا کند؟ بی‌تردید، همان‌گونه که استاندار نیز اذعان کرده، برخی ادارات چنان به روزمرگی و رکود دچار شده‌اند که گویی فاقد علائم حیاتی هستند و احیای آن‌ها دشوارتر از حد تصور است؛ با این حال، اگر استاندار بتواند با ایستادگی در برابر سهم‌خواهی‌های جناحی و توصیه‌های افراد صاحب‌نفوذ، به انتصاباتی دقیق و کارشناسی دست بزند، امید به تغییر به جای یأس، به واقعیت بدل خواهد شد.

تجربه نشان می‌دهد که انتصاب مدیری مقتدر، ترجیحاً از درون ساختار اداری و آشنا با سازوکارهای رایج در استان، می‌تواند فرآیند احیا را به طرز چشمگیری سرعت بخشد. مدیرانی که سابقه موفقیت در بدنه اداری را داشته‌اند اما به دلایل غیرفنی، جناحی یا عدم وابستگی به کانون‌های قدرت به حاشیه رانده شده بودند، به دلیل شناخت عمیق از تار و پود مجموعه، بهترین گزینه‌ها برای موتور محرک توسعه هستند. یکی از موانع اصلی در این راه، رایزنی‌های پشت‌پرده مدیران ناکارآمد برای بقاست. همان مدیرانی که اگر تنها بخشی از انرژیِ صرف شده برای حفظ صندلی و لابی با مراکز قدرت را در زمان مسئولیت، صرفِ جذب بودجه یا پیشبرد مصوبات کرده بودند، امروز شاهد سکته مغزی در ادارات استان نبودیم. این تناقض که مدیر برای حفظ جایگاه به نمایندگان و کانون‌های قدرت متوسل می‌شود اما برای رفع مشکلات حوزه کاری‌اش از همان ظرفیت استفاده نمی‌کند، آفتی بزرگ برای توسعه استان بوده است که انتظار می‌رود با اختیارات ویژه‌ای که هیئت دولت به استاندار تفویض کرده، به این سنت نامیمون خاتمه داده شود.

ارزیابی کارآمدی مدیران، برخلاف آنچه تصور می‌شود، امر پیچیده‌ای نیست، چرا که معیارهای شفافی نظیر نرخ جذب بودجه، پیشرفت فیزیکی طرح‌ها و میزان عملیاتی شدن مصوبات، ترازوی عادلانه‌ای برای سنجش عملکرد هستند. استدلالِ نبودِ گزینه مناسب که پیش‌تر برای توجیه برخی انتصابات ضعیف (در نشست خبری از اصحاب رسانه )مطرح شده بود، با توجه به ظرفیت‌های فراوان نیروی انسانی بومیِ داخل و خارج از استان، توجیه‌پذیر نیست. در گام جدید تغییرات، انتظار می‌رود استاندار با گسترش دایره تحقیقات و بهره‌گیری از مشاوران امین و بی‌طرف، حصار محدودیت در انتخاب مدیران را بشکند و با شجاعت در عزل‌های به‌جا و انتصاب‌های شایسته، استان را از بحران مدیریتی فعلی خارج کرده و به مسیر پیشرفت و آبادانی بازگرداند.

سلطانعلی عابدی