این طرح با هدف تأمین ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب شرب و ۸۰ میلیون مترمکعب آب صنعتی در حالی مطرح میشود که سدهای بزرگ استان نظیر پیشین، زیردان، کهیر و شیکلک، ۷۵۰ میلیون مترمکعب ظرفیت دارند که بیش از سه برابر سرانه مصرفی سالانه کل استان (حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب) را در خود ذخیره کردند.
نکته قابل تأمل اینجاست که با وجود چنین ظرفیت عظیمی، مردم بلوچستان همچنان با مشکل کمآبی و جیرهبندی مواجه هستند. علت اصلی این معضل، نه کمبود منابع آبی، بلکه عدم تکمیل یا اجرای شبکههای انتقال پاییندست سدهاست.
تکلیف دولت به مناطق آزاد برای مشارکت در پروژههای عمرانی، موضوع جدیدی نیست، در دولت یازدهم و دوازدهم نیز منطقه آزاد انزلی برخی از صورت وضعیتهای راه آهن حدود ۴۰ کیلومتری رشت به انزلی را تامین اعتبار و در فرایند تملک اراضی ورود میکرد، اما تصمیم منصور بیجار برای هدایت منابع مالی مناطق آزاد به سمت پروژه انتقال آب دریا، در حالی که زیرساختهای موجود بلااستفاده ماندهاند، نشاندهنده رویکردی ناکارآمد در مدیریت منابع آب استان است. این شیوه مدیریتی که به نظر میرسد تداوم همان نگاهی است که در دوران معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری وجود داشته، موجب چرخه معیوب هدررفت سرمایهها و نادیده گرفتن ظرفیتهای بالقوه شده است.
کارشناسان معتقدند سرمایهگذاری در تکمیل شبکههای پاییندست سدها، اجرای پروژههای آبخیزداری و مدیریت روانآبها، میتواند مشکلات آب شرب، کشاورزی و زیستمحیطی استان را در زمان کوتاهتر و با هزینه کمتری حل کند.
تمرکز بر اجرای طرحهای آبشیرینکن در سواحل مکران، با وجود هزینههای زیستمحیطی بالا و مصرف برق فراوان، آن هم در شرایطی که دو سد بزرگ در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری بندر چابهار وجود دارد، نمونه دیگری از اولویتبندی نادرست در مدیریت منابع آبی استان است.
برای حل پایدار معضل آب در سیستان و بلوچستان، ضروری است مدیریت استان با بهرهگیری از نظرات کارشناسان خبره، نهادهای مدنی و نخبگان استان، استراتژیهای متناسب با ظرفیتهای موجود را در اولویت قرار دهد و از طرحهای پرهزینه و کمبازده پرهیز کند.
بدون تردید به فعلیت رساندن ظرفیتهای بالقوه آبخیزداری یا مهار روانآبها، نه تنها مشکل آب شرب سیستان و بلوچستان را حل میکند، بلکه امکان هدایت و تثبیت خاستگاههای گرد و غبار، توسعه کشاورزی و حتی صادرات آب را مهیا میکند.
فرشید عابدی








