دربارهی امنیتِ بیفرهنگ و مدیریتِ بیپاسخ در سیستان و بلوچستان
هر سپیدهدم که بر خاک خطه بلوچستان و گاه سرحد میدمد، خبری تلخ از راه میرسد: جوانی دیگر از فرزندان این سرزمین جان باخته و سوگی تازه بر سوگهای پیشین افزوده شده است. بحران، آرام و پیوسته، از لایههای پنهان زندگی به سطح آمده و در این میان، از بلندترین کرسی مدیریت استانی نه تدبیری قاطع شنیده میشود و نه نشانی از امید. استانی که روزگاری گاهوارهی تمدن و مرز زندهی ایران بود، اکنون در نگاه بسیاری به صحنهی نبردی فرسایشی مانند شده است. جامعهشناسان میدانند که ناامنیِ مزمن تنها یک مسئلهی انتظامی نیست و نشانهی گسستی عمیقتر میان حاکمیت و مردم است. هرجا اعتماد فرو ریزد، سلاح جای گفتوگو را میگیرد.
طُرفه حکایتی از روز سینما در بلاد بی سینما
چنین آوردهاند و راویان اخبار این دیار بر آن اتفاق دارند که روزی را از میان روزهای سال برگزیدند و نامش سینما نهادند، بیآنکه کسی از ایشان بپرسد که آیا سینمایی هست که او را جشنی بایسته باشد، یا این همه، تقویمی است که باید ورق خورد تا وجدان قوم بیارامد. در این ولایت، سینما نه پیشهای است و نه هنری زنده، بلکه آیینی است فصلی، چون سوگواری ای که سالی یک بار برپا دارند و باقی سال، مرده در گوشهای خفته تا هنگامش فرارسد. و عجبتر آنکه امسال حتی این آیین به وقت خویش برگزار آمد، چنانکه گویی بزرگترین دستاورد یک سال کار فرهنگ، همانا موافقت تقویم جشن با تقویم رسمی بوده است، نه فیلمی که ساخته شد، نه جشنی که برپا گشت، نه نهادی که نفسی تازه کرد.
معیار ارزیابی امورات فرهنگی خروجی کار است
نماینده ولیفقیه در سیستان و بلوچستان گفت: در حوزه فعالیتهای فرهنگی آمار کمی نشان دهنده اثرگذاری و کیفیت کار نیست و معیار ارزیابی امورات فرهنگی خروجی کار است.
































