در باب توسعهی ناهمزاد و گسستِ پیوند با حافظهی فرهنگی در سیستان و بلوچستان
هیچ سرزمینی را نمیتوان تنها با شمار جادهها و بندرها و کارگاههایش سنجید. سرزمین پیش از آنکه مجموعهای از سازهها باشد، مجموعهای از معناهاست. سیستان و بلوچستان خاکی است که در آن هامون، آینهی آسمان بوده و شهر سوخته پنج هزار سال پیش از این، از دل ریگ به تمدن سخن گفته است. نام سیستان با پهلوانی گره خورده که ایرانیان هزار سال او را در شبنشینیها زنده نگه داشتهاند، و بلوچستان گنجینهای از منظومههای حماسی و عاشقانه در سینه دارد که نسل به نسل، بیکاغذ و بیدیوان، بر زبانها گشته است. با این همه، هرگاه سخن از توسعهی این دیار به میان میآید، زبان به شمارگان بودجه و طول آسفالت و ظرفیت اسکله تنزل مییابد، گویی انسان موجودی است که نان میخواهد و بس.
سیستان و بلوچستان در ترازوی تاریخ و توسعه
در دل فلات ایران، آنجا که خاک به رنگ خشکی میگراید و آسمان با گرمای بیامان خویش بر زمین سنگین میشود، سرزمینی نشسته است که هویتش را نه یک روایت، که دو روایت متفاوت شکل دادهاند. روایتی سیستانی با ریشه در تمدنهای کهن حوزهٔ هیرمند، و روایتی بلوچ با پیشینهای در کوچ و صحرا و سرحدنشینی. این دوگانگی، که امروز در قامت یک استان واحد رخ نموده، محصول تصمیمی اداری در گذشته است، تصمیمی که بیآنکه به تفاوتهای بنیادین زبان، مذهب و فرهنگ دو منطقه بیندیشد، آنها را زیر یک چتر مدیریتی گرد آورد.
وقتی واژهها جای عمل مینشینند؛ محرومیت بهمثابهی یک انتخاب مدیریتی
میان دو قطب متضاد ایستادهایم، ز یکسو موج تبلیغاتی استانداری سیستان و بلوچستان که با واژههای رشد و توسعه، تصویری از آبادانی میسازد و از سوی دیگر مردمانی که در تنگنای بحران اقتصادی، حتی از تأمین حداقلهای زیستن نیز درماندهاند. این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زیستهی مردم، خود گویای بحرانی عمیقتر از یک بحران اقتصادی صرف است، بحرانی در سطح مدیریت و اراده. در این میان شماری از مدیران، نه از دانش کافی برای اصلاح ساختارهای فرسودهی اداری برخوردارند و نه از توان لازم برای تغییر آن، اما در کلام همچنان خود را خدمتگزار مردم میخوانند. در حالیکه در میدان عمل، پاسخگوی هیچکس نیستند.
تقسیم استان سیستان و بلوچستان یکی از راهکارهای توسعه است
امام جمعه بنجار یکی از راهکارهای اساسی برای تسهیل روند توسعه و رساندن مستقیم مطالبات منطقه به مرکز کشور را تقسیم استان عنوان کرد و گفت: تقسیم استان میتواند یکی از راهکارهای اساسی برای حل مشکلات و تسهیل خدمترسانی و پیگیری مسائل منطقه باشد.
نامه سرگشاده یک کارشناس راهآهن به رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان
یک کارشناس راه آهن، در پی نشست خبری اخیر رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان و طرح مطالبی پیرامون مخالفت با بهرهگیری از الگوی حملونقل ترکیبی (جادهای–ریلی) برای انتقال محمولههای غلات ورودی از بندر شهید بهشتی چابهار، در این نامه آورده است: نکتهی بهغایت تأملبرانگیز در منظومه فکری جنابعالی، این است که بیش از تلفات انسانی ناشی از سوانح پرتکرار جادهای در محورهای مواصلاتی استان، نگران تلفات ناچیز غلات در فرآیند ترانسشیپمنت هستید؛ رویکردی که تناقض آشکاری با منافع کلان و صیانت از سرمایههای انسانی و اقتصادی استان دارد.
تجلیل از خبرنگاران، از معیار تا وانمایی
روز خبرنگار بار دیگر از راه رسید و با خود، آیینهای تکریم و تجلیل را به همراه آورد. آیینهایی که در جایجای این سرزمین، از پایتخت تا دورترین استانها، برگزار شد و در آن نهادهای دولتی و حاکمیتی، گردهماییهایی ترتیب دادند و از جمعی از اهالی رسانه قدردانی کردند. اما در میان هیاهوی این مراسمها و درخشش لوحهای تقدیر، پرسشی بنیادین همچنان بیپاسخ مانده است: متر و معیار تجلیل از خبرنگاران چیست؟ آیا شاخصهای عینی و قابل دفاع برای ارجحیت دادن یک خبرنگار بر دیگری وجود دارد، یا آنکه این گزینشها بر مدار سلیقه، رابطه و مصلحت میچرخد؟
امنیت و توسعه، با کار کارشناسی محقق میشود؛ نه با جدل تریبونداران
حل مسائل امنیتی و رفع موانع توسعه، در گرو کار کارشناسی و واکاوی ریشههای تاریخی آن است. نهادهای حاکمیتی، امنیتی و فرهنگی باید با درک درست مسئله و تعریف راهبردِ رقیب، برای آن چارهاندیشی کنند؛ در غیر این صورت، بحث و جدل تریبونداران، زدن برچسبهای ناروا یا توصیه به تسلیح افراد برای حفظ خود، نهتنها راه حل منطقی نیست، بلکه با توجه به شرایط حساس کشور، به التهاب فضا دامن میزند. در این یادداشت، نگاهی به برخی از این مسائل دارم.
انصاری: محیط زیست مخالف توسعه نیست/ حقآبه هامون در اولویت است
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست پیگیری حقآبه هامون و مدیریت منابع آب را از اولویتهای دولت دانست.
از دکترین امنیت تا پارادایم توسعه
سیستان و بلوچستان را سالهاست با واژگانی چون مرز، ناامنی، قاچاق و تهدید میشناسند؛ گویی هویت این استان نه از ظرفیتهای اقتصادی و انسانی آن، بلکه از مخاطرات امنیتیاش تعریف میشود. همین روایت، به تدریج به دکترین حکمرانی در استان نیز تبدیل شده است؛ دکترینی که در آن امنیت، نه یکی از اجزای توسعه، بلکه نقطه آغاز و پایان سیاستگذاری است.
توسعه سیستان و بلوچستان در گرو حکمرانی جسورانه
با استقرار دولت چهاردهم، رویکرد تمرکززدایی و تفویض اختیارات به استانها به عنوان یکی از راهبردهای کلیدی در دستور کار قرار گرفت. موضوعی که اگرچه در ادوار پیشین نیز همواره محل بحث و تبادل نظر نخبگان بوده، اما در دوره کنونی با پیگیری دکتر مسعود پزشکیان، گامهای عملی برای تحقق آن برداشته شد. در این میان، انتخاب هوشمندانه سیستان و بلوچستان به عنوان یک استان ویژه و اعطای حق حضور استاندار آن در جلسات هیات دولت، پنجرهای نوین را برای انتقال بیواسطه و ملموس چالشها و فرصتهای این دیار به قلب تصمیمگیری اجرایی کشور گشوده است.
































